یه حس پوچی شدیدی دارم انگار هدف دارم ولی انگیزه برای دنبال کردن شو ندارم خدایا کاش حکمتتو بهم نشون می‌دادی کاش میدونستم چرا ازم گرفتیش میترسم از اینکه برگردم خونه خودم از تنها شدن میترسم احساس میکنم قویم تا جایی که برنگردم خونم اون موقع حامله بودم مدام با فکر اینکه این دوران میگذره با دخترم برمی‌گردم خونه غذا میپزم با شوهرم میریم بیرون ال میکنم بل میکنم اما همش با تصور اینکه دخترمم هست میگفتم شوهرم گفت فرداشب برگردیم خونمون الکی گفتم فعلا نمیتونم اما من از برگشتن و رو به رو شدن به چیزی که انتظارشو نداشتم میترسم وضعیتم بد بود اما امید داشتم خیلی امیدوار بودم که بچم میمونه میگفتم هیچی نمیشه من انتظارشو نداشتم دوباره تنهایی برگردم خونه من شش ماهه خونمو ترک کردم به امید اینکه یه روزی با دخترم برمی‌گردم بعد شش ماه خونه واسم قفس میشه وقتی تنهایی برگردم حقیقتا حس افسردگی دارم حتی عروسی هم رفتم اما خوشحال نبودم انگار ذوقم کور شده انگار هنوز از شوک درنیومدم خدایا چطور بگذرونمش من بعد هشت ماه حامله شدم فکر اینکه کی حامله میشم عایا سرکلاژ شکمی واسم جواب میده عایا دکتر مورد نظرمو پیدا میکنم کلی هزینه باید بدم کلی راه باید برم کلی دوباره باید تو مطب دکترا معطل بشم کلی دوباره باید استرس فولیکول بالغ و پریودی بیاد سراغم همه اینا به کنار فکر اینکه آخرش میتونم بچه بیارم یا نه

۱۵ پاسخ

از اون گذشته خدایی نکرده تو مشکل نازایی نداری که کلا ناامید بشی بگی من هیچوقت مادر نمیشم الحمدلله وقتی میتونی بدون دارو درمان مادر بشی چرا خودتو اذیت کنی به این فک کن خیلیا ده بیست ساله ازدواج کردن و هنوز نتونستن بچه دار بشن و مشکلشون جدی بوده
سرکلاژ شکمی تو بیمارستان آرش تهران الان زیر ده تومن هستش بهترین دکترای تهران هم ناظرش هستن درسته خودشون عمل نمیکنن و دستیارانشون عمل می‌کنن ولی خیلی کارشون عالیه صدها نفر تو بیمارستان آرش تهران عمل کردن و خیلی راحت بچه شونو بغل کردن ... درسته دوسه ماه نوبت عمل میدن و ارزششو داره اگه مشکل هزینه داری بروو اونجا چون تو یه بار با واژینال شکست خوردی راحته راحت تو رو قبول میکنند پرونده تو ببری اونجا نوبت بگیری و بهت نوبت میدن سه چهار ماه طول می‌کشه تا اون موقع هم ان شالله حالت خیلی خیلی خوب میشه و‌بسلامتی عملتو انجام میدی از الان به جای اینکه بشینی غصه بخوری به اون پروژه سرکلاژ شکمی تمرکز کنی واست خیلی خیلی عالی میشه از این حال و هوا غم میایی بیرون ... بعده عمل دوتا پریودی بگذرونی ان شالله به راحتی باردار میشی و خیالت صد درصدی راحت میشه که بچه تو بغل میگیری

عزیزم تو خیلی خیلی جووون هستی هنوز سنی نداری که اینحرفارو میزنی قبول دارم سخته رو به رو شدن با این این قضیه خیلی دل و جیگر میخواد ولی چاره چیه اگه قرار به غصه خوردن باشه و با غصه خوردن مشکل حل بشه بشینیم غصه شو بخوریم ولی بدون با غصه خوردن هیچوقت مشکلی حل نشده و نخواهد شد جز اینکه آدمو افسرده کنه به مشکلات جدی تر بندازه ...
همه ما سخت ترین چالش ها رو گذراندیم خود من شش ماهههه بکوب گریه کردم حتی بیست کیلو وزنم کم شد اشتهام کور شد سه بار خواستم خودکشی کنم اصلآ دوست نداشتم کسی رو ببینم به شوهرم گفتم برو زن بگیر من دیگه هیچوقت مادر نمیشم... انقدر عذاب کشیدم که حد نداره اگه بخوام اینجا واست توضیح بدم تا فردا باید واست مقاله میشه . دیگه وقتی خدا مصلحتش و حکمتش چیره دیگه ای باشه زمین و زمان جلودارش نیست.. قبول دارم اگه علم پزشکی مون خیلی خیلی پیشرفته باشه و مشکل رو از همون ابتدا بهمون بگن هیچ کدوم از این اتفاقات واسمون نمی افته اما چیکار میشه کرد متأسفانه الان علم سرکلاژ شکمی تو ایران زیاد جا نیافتاده من حتی روزی که میخواستم بیمارستان عمل کنم خود پرستارا نمی‌دونستن سرکلاژ شکمی چیه .😐😐

چه قدر تلخ

خدابزرگه درست میشه🥲🧡

گلم استرس هیچیو نگیر یه موقع میبینی بدون اینکه خودت بفهمی یهو بارداری بدون اینکه دغدغه پریود و فولیکول و.... داشته باشی

عزیز دلممم🥺ی بار ی متنی خوندم خیلی قشنگ بود گفتە بود (سخت ترین بخش سقط غم از دست دادن کسیه که حتی نتونستی ببینیش و دردناک تر از اون همه فکر میکنن باید سریع فراموش کنی و ب روال عادی زندگی برگردی ، هیچ کس شاید اون زخم روحی و درد جسمی که کشیدی درک نکنه .
اماخداوند گفته بعد از هرتاریکی نوری هست .)
انشالله که خداوند رحمان و رحیم لطف شو شامل حال تو،من ، و همه ی کسایی که چشم انتظار بکنه و نور و روشنایی رو ب زندگیمون بیاره.
درکت میکنم خیلی سخته من همش میگفتم کاش فقط یه بار یه بار بغلشون میکردم هزار تا ای کاش تو ذهنم بود من بخدا ب کل داغون شدم ولی تو این کارو با خودت نکن .من بخاطر همسرم و خانواده م و همچنین خودم سعی کردم بهتر شم تو هم سعی کن کمتر بهش فکر کنی و غصه بخوری . خدا بزرگه ، ب مرور زمان حکمتشو هم درک میکنی🥲

ومن چقدر گریه کردم برات هم شهری عزیزززم.انشالله بحق فاطمه زهرا و ابوالفضل.چند ماه دیگه با خیلی خوش و دل خوش تاپیک ببینم ،فقط بخودش توکل کن ک هیچ کدوم از ماراش بی حکمت نیست...بگو خدایا هرچی ک ب صلاح هست ازت می‌خوام همین...‌مطن باش بهترینارو برات میچینع .شک نکن قشنگم.تم تک لحظه های زندگیم خدارو کنارم حس کردم.ی چیزی بازور ازش خواستم خودم از خواستنش پشیمون شدم .از اون موقع ببعد بخدام قول دادم هیچییییی رو ب زور ازش نخوام .موقع ش ک باشه خودش بهتریناروبرات میچینه خوشگلم.ودر آخر انشالله ب همه آرزوهای دلت برسی

عزیزم مشکل دهانه رحم داشتین؟ خدا صبر بده

عزیزم قشنگم قربون دل شکستت هیچ حرفی ب ذهنم نمیاد ک دل شکستتو یکم اروم کنه فقط میگم میگذره درسته سخته ولی میگذره و جاش سبز میشه با یه دوقلویی ک آخرش اتفاق خوشه برات

پایان شب سیه سپید است دوست من🥲هیچی رو نباید از خدا زوری خواست نه ماشین نه خونه نه بچه هیچییی
فقط باید دعا کرد زمانبندیه خدا از ما خیلی دقیق تر و بهتره
شاید اگه بدنیا میومد و خدایی نکرده براش اتفاقی می‌افتاد بیشتر اذیت میشدی تا الانی که فقط حسش کردی
آدمایی که با درداسون روبرو میشن خیلی قوی ان
تو یه مامان قوی ای واسه نی نی هایی که قراره در آینده داشته باشی پس از خدا آرامش ،صبر آرزو میکنم دوست من🥹💖 خداکریمه

خدا فقط بهت صبر بده عزيزم ميدونم سخته ميدونم داري زجر ميكشي اما تحمل كن ب حق حضرت عباس ب زودي دامنت سبز ميشه فقط ٣ماه جلوگيري كن اقوام ما ٧ماه نيمه دنيا اورد نموند ٤ماه بعدش حامله شد دوباره تو هم صبركن و زياد جلوگيري نكن ب خودت بيا از فكرش دربيا خودت سرگرم كن

سلام خواهر من توکل کن بخدا حالتو بسپار بخدا نماز بخون قرآن بخون حدیث کسا بخون تا دلت اروم بگیره مطمعن باش خدا بهترینشو برات کنار گذاشته مطمعن باش بهش ایمان داشته باش و اعتماد کن بخدا

غصه نخور گلم درست میشه حکمتو بهت از همه خدا میدونه انشالله بهترشو بهت میده

عزیزدلممم🥲 نمیدونم چی بگم که آروم بشی ولی مطمئن باش یه حکمتی داشته که فقط خدا میدونه چرا فک میکنی دیگه نمیشه؟؟ مطمئن باش میشه اینکه الان واقعا داره بهت سخت میگذره رو درک میکنم ولی مطمئن باش بازم نی نی دار میشی مطمئنم فقط آروم باش و خودتو سرزنش نکن🥺🩷

عروسی که رفتم مدام حس میکردم راجبم چی فکر می‌کنن میگن چقد بیخیاله اومده عروسی اما خبر ندارن من دلم تنها بود من مغزم پر فکر بود مغزم پر از اینکه یعنی بهم میگن این می‌تونه بچه بیاره یا نه!! حس پوچی حس کم بودن داشتم بخدا با کسای که بچه داشتن سعی میکردم باهاشون هم کلام نشم که یوقت فکر نکنن من به بچه هاشون حسودیم میشه ...خدایا ازم گرفتیش چیو بجاش بهم دادی!! کاش بهم میفهموندی حکمت غم بزرگی که دارم چیه تو که می‌تونستی واسه تو کاری نداشت حکمتت چی بود که جواب دعا هامو نذر هامو ندادی چی بود که امام زمان امام حسین امام رضا حضرت فاطمه زهرا پا درمیونی نکردن کاش این حکمتتو بهم نشون بدی تو هم حکمتو می‌دونی هم صبوری من صبور نیستم من کم آوردم من دیگه قوی نیستم چیکار کنم دلم آروم بشه راهی نشونم بده بتونم از پسش بربیام من کسای که از غمم خوشحال شدن و یا قضاوتم کردن رو نمیبخشم این روزام میگذره روزای تلخمم تموم میشه ولی واسم جبران کن تو از دلم خبر داری از بی قراری هام خبر داری خدایا من بنده توأم دستمو ول نکن من گناهکارم ولی تو نگاهتو از من و زندگیم برندار کاش این کابوس تموم میشد همیشه میگفتم روزی که برم واسه زایمان انگار یه باری از رو دوشم گذاشتم زمین اون بار الان رو دوشم سنگین تر شده من هنوز دلم نیومده وضعیتمو از بارداری تغییر بدم احساس میکنم با اینکارم بیشتر بهم ثابت میشه که دخترم دیگه نیست دست و دلم نمیره بخوام تغییر بدم ولی تو رحیمی تو کریمی قطعا تو خیر و صلاحمو میخوای من تحمل میکنم توأم بهم نشون بده صبر و ایمان به درگاهت چه معجزه ای می‌کنه

سوال های مرتبط

مامان ایراندخت👧🏻❤️ مامان ایراندخت👧🏻❤️ هفته بیست‌ودوم بارداری