امروز از دخترم چیزایی دیدم که تو این ۱۸ماه ندیده بودم خیلی نق نقو و شلوغه ولی امروز پدرم دراومد در حدی که دیگه بهش گفتم خفشو و فحشش دادم حتی زدم در کونش امروز حتی یکلحظه از بغلم پایین نیومده میگه هرچی من میگم باید همون بشه وگرنه خودشو میکوبه زمین سرتا سر خونرو حالت غلت میرنه خودشو میکوبونه زمین بلند جیغ میکشه گریه میکنه اصلا تعجب کرده بودم ترسیده بودم میگفتم خدایا چرا داره ادای بچه های اوتیسم‌رو‌درمیاره خیلی بی قرار بود کلافه بود به همچی گیر میداد بغل کسی جز من نمیرفت کسی حتی بهش سلام‌ میداد گریه میکرد بعد مثلا نیم ساعت دیگه الکی میخندید ادا درمیاورد دوباره نیم ساعت دیگش لج میکرد هنگ کردم امروز مادر ناتنیم میخواس بره مکه مراسم داشتیم انقد گریه کرد و جیغ زد که برگشتم خونمون بزور خوابوندمش بهش ملاتونین دادم بخوابه حتی نمیخوابید الانم تو خواب داره باز مسخره بازی درمیاره پاهاشو تکون میده همش اصلا نمیفهمم چشه واکسن ۱۸ماهگی رو‌هم ۴روز پیش زده یعتی از واکسنه؟اگه از واکسن باشه چقد طول میکشه باز حال و هواش نرمال بشه؟

۱۷ پاسخ

عزیزم مال واکسنه پسر من دقیقا عین همین علامتارو داشت ۸ روز طول کشید تا خوب شد. پسر من ملاتونین بدترش کرد فقط یه شب دادم همش تو خواب یهویی میپرید انگار کابوس دیده. خداروشکر بعدش خوب شد کاملا درکت میکنم. البته اینم بگم من دخترم اثلا سر واکسنا اذیت نشد ولی پسرم فرق میکرد

🥲🥲🥲🥲

دختر من یه دیو دوسره😂😂

نه گلم واکسن چیه الان داره شخصیت رفتاریش از 18 ماهگی شکل میگیره عزیزم نق میزنه یا گریه میکنه بخاطر بغل یا چیزی که میخواد سعی کن با گفته خودش انجام ندی خودشو میزنه لج میکنه که با این کار شمارو تهدید کنه یکبار در مقابل خواسته خودش تسلیم بشی تا 3 سالگی همون صلاح میکنه همش شمارو با این کار تهدید میکنه سعی بغلش نکنی اونلحظه گلم هواسش مثلا با بازیهایی که دوستداره یا رفتن به جایی که دوستداره پرت کنی تا چند روز اینکارو کنی از سرش میپره عزیزم حتی شده اونلحظه یه کم اب با مسواک بهش بده بزار بازی کنه یادش بره وقتی بفهمه این حرکتش جواب نمیده دیگه انجام نمیده گلم

ظاهرا بخاطر سنشه ، چون پسر منم خیلی فضول شده چند روزه ، هنوزم واکسن نزدم

دختر منم دقیقا چن روزیه این اخلاقارو داره، کاملا لجباز و بی اعصاب و جیغ جیغوو شده🥲

دختر من بعد واکسن ۵ یا ۶ شب ت خواب همش بیقراری میکرد همش غلت میرد نق
بعدش خوب شد

عزیزم اینا گویا چالش این سن هست دختر منم اینجوریه🤦🏼‍♀️

این داستان حالا حالاها ادامه داره من که از دست پسرم رد دادم. هرکاری که بتونه حرصم دربیاره انجام میده

البته یه چیزی هم بگم کلا هر ۶ ماه که میگذره بچه ها یه جهش رشدی هم دارنند .مثل اینکه مغزشون داره رشد میکنه چیزای جدید یاد میگرن اینجوریم میشن .

این علائم هروقت مریص میخاد بشه یا دندون دربیاره پیش میاد براچک کن دندون نبست
من منتظر. نیش بودم همش چشم به اون بود دیدم خدایا بجه تمام علائم لجبازی اسهال بی اشتهایی داره پس دندونه کو
تا بعد سه هفته دیدم اخرفک اسیا دراومده بوده

عزیزم .....خواهر زاده منم ۲ سالشه ....دقیقاااا عین دختر شماست ......
حرف حرفه خودشه ....اینو می‌خوام ....ینی می‌خوام ......اونو نمیدم ینی نمیدم .....اینقدر به دختر من زور میگع......

خواهرم از دستش عاصی شده .... ینی باباش لوسش کرده .....

ولی خب عادیه ...... میگن بچه اینجوری میشه ......تو هم زیاد خودتو ناراحت نکن .....بچه یا بچه فرق داره .....

حتما بچه که بودین یا خودت شیطون بلا بودی یا باباش

خدا حفظش کنه

عزیییزم فکر نکنم بختطر واکسن باشه بچه ها یروزایی بی حوصله ن انشاالله فردا با لبخند بیدار میشه ...

اره احتمال داره از اون باشه . سیستم خواب بچه من که بعد واکسن کلا بهم خورد. بچه یه جاش درد داره که بی قراره یا دندون یا دل درد و نفخه یا احتمال زیاد واکسنه. احتمالا یکی دوهفته طول بکشه روال عادی برگرده

برا منم واکسن زد خیلی شیطون شده ینی هر روز یک کارای جدید میکنن که عقل به آدم ده ساله نمیرسع قشنگ می‌دونن چیکار کنن حال ادمو بگیرن

دقیقا همون سن دخترت ،دختر منم اینجوری شد و الان یکم کمتر شده ،نه از واکسن نیست ،چون من نزدم هفته دیگه میزنم این سن کم کم استقلال دارن یاد میگیرن و حرف نمیتونن بزنن با جیغ این کارو میکنن

خوش اومدی ب بحران ها و لجبازی های ۱۸ ماهگی
پسر منم بعد ۱۸ ماهگیش خیلیییی لجباز و زورگو شده و همه چیو با جیغ میخاد

سوال های مرتبط

مامان رُزی🌹 مامان رُزی🌹 ۱ سالگی
واقعا سخته..
تصمیم اینکه کی قاطع باشی و کی مهربون،عذاب وجدان بعدش...خیلی خسته ام، اصولا باید از بی خوابی غش کنم ولی مغزم پر از سوال،آیا باید مهربونتر بودم؟آیا اگه کمی بیشتر تو بغلم نگه میداشتم آروم میشد؟آیا اشتباه کردم خواستم بهش بفهمونم با گریه متوجه خواسته هاش نمیشم؟کار درست اون لحظه چی بود؟؟؟!!!
از خواب بیدار شد، آب خواست ،دادم خورد بعد غلت زد و چشاشو بست منم به هوای اینکه داره میخوابه دراز کشیدم که یهو جیغ و گریه مداوم،هیچ جورع آروم نمیشد حتی تو بغل،عصبی بودم،خسته بودم دیگه کمرم درد میکرد،گذاشتمش زمین و چند بار پرسیدم چی میخواد ولی فقط گریه میکرد،ادای گریه درآوردم و گفتم ببین اینجوری نمیفهمم چی میخوای،اثر هم کرد ،با اشاره بهم فهموند میخواد بریم از اتاق بیرون،بردمش،ولی خسته بودم دیگه کمرم درد گرفته بود،خواستم بهش بفهمونم که شبه،الان وقته خوابه ولی انقد ول نکرد که سرفه کرد و بعد بالا آورد...بعدشم که تعویض لباس و تمیز کردنش و کلیییی گریه...
الان خوابه، ولی خواب از چشای من پریده و عذاب وجدان دارم،کجا اشتباه کردم؟...باید چیکار میکردم؟؟
حس میکنم مامان بَدیم..
فک میکنم مادر خودم چه رفتاری میکرد،احتمالا فقط قربون صدقه میرفت و بچه اشو آروم میکرد،من چرا انقد عصبیم؟!اون فقط یک سال و نیم داره،کاش بلد بودم بهتر مادری کنم،چرا انقد عصبی میشم،آره اگه رفتارم درست بود الان منم خوابم برده بود💔😔

ببخش منو مامانی،منم اولین باره دارم مادری میکنم،به خاطر همه اشتباهاتم منو ببخش❤️‍🩹
مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
خانما خواهش میکنم به سوالم جواب بدید خیلی کلافه شدم من دوهفته بیمارستان بستری بودم برای کارای عمل کیسه صفرام که یهویی حالم بد شد پسرم مدام پیش خونه مادرشوهرم یا خونه مادرم بود از وقتی اومدم بیرون از بیمارستان و عمل کردم و اومدم خونه خودم یه روز دیدم تو حیاط اب بازی میکرد خیلی هوا گرم بود بهش گفتم باید اب رو ببندیم بیایم تو وگرنه حالت بد میشه خیلی هوا گرمه و اب رو بستم و اوردمش تو چنان جیغ و دادی راه انداخت که تا نیم ساعت داشت جیغ میزد و هرچی ازش سوال میکردم ماما چی شده چی میخوای جیغ میزد دوباره بردمش تو حیاط گفتم بیا اب بازی کن جیغ میزد میگفت نه هرچی بهش میدادم پرت میکرد همینطوری جیغ میزد گریه میکرد خیلی خسته شدم دیگه دیدم هیچی جواب نمیده خودمم باهاش گریه کردم که حتی میگفت باهام گریه نکن بعدش گفت بغلم کن بلند شو گفتم ماما نمیتونم عمل کردم دیگه زنگ زدم شوهرم اومد و سرگرمش کرد خودمم هی بغلش میکردم دیشب دوباره رفتیم تو حیاط شستیمش گفت بزار اب بازی کنم گفتم نه بریم تو میخواستم مای بیبیش کنم شلوار پاش کنم که اومد تو کلی جیغ زد و گریه کرد هرچی بهش میدادیم پرت میکرد شوهرم تعجب کرده بود گفتمش بیا بی محلی کنیم بهش فیلم رو پلی کن نگاه کنیم دیدم اومد کنترل گرفت فیلم رو قطع کرد که یعنی نه نگاه نکنید باهم حرف میزدیم میگفت نه باهم حرف نزدید یعنی فقط میخواست وایسیم نگاش کنیم تا اون جیغ بزنه خیلی کلافه شدیم دیگه بعد یه ربع بیست دقیقه شوهرم برد گذاشتش تو تاب تابش داد تا خوابش برد اصلا نمیدونم چیکار کنم رفتار درست چیه اگه تا حالا همچین موردی داشتید یا میدونید رفتار درست چیه خوشحال میشم راهنماییم کنید