۱۲ پاسخ

عزیزم زن و شوهر مکمل هم هستن جاهایی ک یکیشون کم‌میاره اونیکی باید خودی نشون بده

به حرف دوستت هم توجه نکن زن و مرد برابرند تو زندگی

شما مثل قدیم من هستی
همه چی رو من انجام میدادم
مثلا اگر مدرسه ۱۲ تعطیل میشد من حدود ۳ میرسیدم خونه چون هررررر روز کار اداری و بانکی داشتم
در حدی که ماشین خودم یا همسرم رو میفروختم و بعدی رو میخرید و کارشناس میبردم و پلیس +۱۰ و محضر و تعویض پلاک و …
البته با اطلاع همسرم
اما الان با دو تا بچه از خونه بیرون نمیرم اصلا و ابدا
یه وکالت محضری ۱ ساله به همسرم دادم (۴۰۰ تومن شد) که کارهای اداری و بانک ها بر عهدش باشه. ولی حق خرید و فروش ندادم 😅

وا چه ربطی داره
زن و شوهر مکمل هم دیگه ن
یه جاهایی مرد نیاز به کمک داره زن کمکش میکنه یه جاهایی هم زن
مگه مردا تو کار خونه کمک میکنن کسی ایرادی میگیره که زن کمک کنه ایراد بگیرن؟

کلا مردا اعصابشون تو اینجور چیزا خیلی ضعیفتره
اگه قرار بود هردوتون بی اعصاب باشید که نمیتونستید زندگی کنید یکی باید اروم باشه بالاخره
به حرف بقیه م توجه نکن

هرکسی طبق شرایط زندگیش رفتار می‌کنه و شاید بهترین تصمیم برای شما همین بوده🩷 . من به شخص نه اطلاع دارم کرایه از کجا میاد می‌ره یعنی تمام کار های اداری و هرچیزی که برای خونه لازمه و هر وسیله ای رو شوهرم فراهم می‌کنه البته بی اعصاب هم مثل شوهر شما هست😂🙁 ولی من اینطوری خیلی راضی ترم چون مادرم مثل شما بودند تمام بار زندگی رو دوششون بود و خیلی اذیت شدند من هم شاغلم ولی تمام بارم رو دوش شوهرمه

منم قبل کوهیار همین بودم الان ۵۰ درصد کارا بازربا خودم شوهرم میگه من نمیدونم چ بگم یا صابخونه میخواست بکشه رو رهن دیه دراره آخه قرار بر این شد حق بالا بردن رهن طبق قرار داد نداره اجاره هم ن یهویی و ما خونشو تکمیل کنیم مثل کابینت کمد دیواری سقف کاذب یهو دیدم شوهرم داره زانو شل میکنه قبول کنه خودم پریدم وسط و گفتم ،گفت با همسرتون حرف می‌زنیم شوهرم گقت حرف من و خانومم یکی یارو تت‌ خورده شستم گفتم ببین تو قرار داد هم نوشتم تا ده سال حق بالا بردن رهن نداری تا خونم درست میکنم و دبه کردی همش میکنم میبرم خلاصه ک زور زبون من نکردن بعد رفتن شوهرم از استرس عرق کرده بود دیگه یا برا مجوز ساخت شوهرم عصبی اومد من رفتم گفتن عه شمایین آخه من مددکار اجتماعی اینجام مجوز گرفتم اومدم بیرون یا تا یه چ میشه حوصله بحث نداره یا دعوا صداش بالا میبره یا میزنه بیرون میگم عزیزم یکم نرم تر مثل چند روز پیش خونه نصف رفتیم الان اومدن ن شما نقشه شهرداری استفاده نکردین میگم بابا من نقشه شرکت خصوصی دادم نقشه شما معمولی آن خوشم نیومد ن خراب کنبد گفتم صبر کن تو استراحت بشی برم سر وقتش

همین اطرافیانن که گند میزنن به زندگیمون منم با همسرم خیلی خوبیما ولی بعضی وقتا ماددخودم یچیزایی میگه میرم خونه باعث دعوامون میشه البته یه مدته یاد گرفتم حرفاشو نشنیده بگیرم و حرفامو بهشون نمیگم که چیزی نگن🫠

حرف دوستت خیلی اشتباهه چه ربطی داره هر زندگی لم خودشو داره قرار نیست همه مث هم زندگی کنن کار اداری هم مث بقیه کارا مگه حتما باید مردا انجامش بدن

خب خودشو راحت کرده همه بار رو انداخته رو دوش شما. باید بره تو موقعیتش تا یرزقون پیدا کنه دلیل نمیشه.

ماهم همینیم بااین تفاوت ک بی اعصابه منم ولی خب شوهرم چون وقت نمیکنه تمام این کارا با منه دختر منم ازایناست ک جایی میبرمش باخودم اونجارو میذاره رو سر همه واقعا سخته بابچه کوچیک‌ این کارارو کردن

هر کی شخصیتش یه جوره دیگه منم
هر کی یه ضعفی داره

خسته نباشی عزیزم واقعا سخته یک نفری کلی کار جلو بردن

سوال های مرتبط