۱۱ پاسخ

من شاغل بودم آزاد بودم هیچ محدودیتی از سمت خانواده ام و یا همسرم نداشتم هرکاری دوست داشتم کردم ولی الان همه چیم دخترمه اولویتم اونه و بجای اینکه انرژی منفی بدم و اعتراض کنم کیف میکنم از مادر بودن و حسی که تو خونم دارم
بعد بچه فهمیدم زنها قربانی این خرفهای چرت شدن ک مستقل بااااش قوی بااااش فلان باااااش
زن باید زن باشه زنانگی داشته باشه ب بچه و خونه زندگیش برسه و روح بده ب زندگی ن اینکه بره زیر دست اینو اون کار کنه آخرم برای زندگیش انرژی نداشته باشه ...

من برعکسم،عاشق خونه ام،عاشق کارای خونه و زن خونه بودن،
از بیرون متنفرم و از کار و تفریح بیرون متنفر تر،،،،
فقط دوس دارم با شوهرم و دخترم برم بیرون همین

نظر من اینه کار برای زن هم باید کار مخصوصی باشه یه کاری که با روحیه زن سازگار باشه بعد هم برای کار و تفریح و کلاس تنهایی اگر آدم بیخیالی باشی برات مهم نباشه بچت کجاس و چی میخوره و کی پیشش باشه خب شاید بشه ولی من به شخصه برام سخته و بچم تو اولویته واقعا پس باید صبر کرد تا بزرگ تر بشن ولی به نظرم اگر چیزی کمکت میکنه که روحیت تو خونه بهتر بشه انجام بده یه کار خونگی یا یه هنر یا تغییز دکور یا عوض کردن وسایل یا هر چی

منممم

حالا من از دوماهگی کارمو دوباره شروع کردم..واقعا قدرت بالا و حمایت صددرصدی مادر و پدر و همسر میخواد..با اینکه همه مدل حمایت رو دارم شدیدا دارم از پا در میام..

اره منم هر کاری میخوام بکنم برم پسرم نمیذار خیلی بهم وابسته هست از لحاظ مالی خیلی دارم اذییت میشم

منم اين چه بلايي بود سر خودم آوردم

منم ولی فعلا دخترم بهم نیاز داره و تا چند سال کار نمیکنم

منممممم

منم 😓

منم....

سوال های مرتبط