سلام به‌همه ی مامانا خوبید خوشید 🩷😮‍💨
من که اگه بخوام از این دو روزم بنویسم‌مثنوی میشه
اکا خلاصش میکنم 🙂‍↔️
این دو روز یه جورایی کوفتم شد
ی خونه تو یکی از روستاهای قشنگ مشهد خانوادگی اجاره کردیم
که تعطیلات بریم و خوش بگذرونیم
وارد جزیییات نمیشم اما در ی اقدام ناگهانی تو ماشین نزدیک
مقصد که بودیم لنا عقب تو صندلی ماشین بود
برگشتم باهاش صحبت کنم که هیجانی شد و
همون طور ک کفشای کوهنوردیش پاش بود یه لگد هواله ی چشمم کرد🫣
از درذ میپیچیدم ب خودم درمانگاهها همه تعطیلللل
دیگه هیچی نفهمیذم از سفر
دیشب هم برگشتنی رفتم بیمارستان ک بعد معاینات زیاذ
خداروشکر دکتر گف زخم شده چشمم اما ب شبکه اسیب نرسیده خلاصه🤧
الانم از چربی قطره ها و پمادهایی ک تجویز کردن بنده یک‌ چشم
هستم تقریبا👻
اینم خلاصه ای از این چندروز من
شماها چ‌کردید خوب بود تعطیلات؟

فرزندپروری شیرخشک پوشک زایمان
درد وزن قد رفلاکس
کولیک رشد

تصویر
۱۰ پاسخ

مادر بودن و هزار چالش 🥲💪🏻🥺

عکس العملت چی بود عشقم توی اون موقعیت ؟؟

عزیزززززم 🥹
هیچی بدتر از این زدنای یهویی شون نیست‌‌..
خیلی بد میشه دردش.‌.
پسر من چند باری دماغ منو داغون کرده..
دوبارهم پرده گوش باباش که هر دو بارشم پرده آسیب دیده🫢

لباستو عشق است👕😍😍😍

پاشاهم یک بار چنگال پرت کرد نشست تو صورتم بخیه خورد.وقتی هیجانی میشن نمیتونن دست و پاشون رو کنترل کنن

پس حسابی بهت خوش گذشته 😅 کاش بر نمیگشتی
پسر منم چند روز پیش ناخن گیر رو پرت کرد سمت صورتم خورد بالای ابروم هم خون اومد هم ورم کرد بعدش گفت بیا قایم باشک بازی کنیم رفت تو کمد رفتم که دنبالش بگردم طی یک حرکت انتحاری با لگد در کمد رو باز کرد خورد به شونم 🤣🤣🤣🤣تا چند روز هم سرم درد میکرد هم شونم انقدر که نمیتونستم بخوابم روش
حالا بازم خداروشکر ضربه جدی و کاری نبوده

بگردم منم دلوین همش چیز میز پرت میکنه سمتم اون روزی قاشقو پرت کرد سرم درد گرفته بود گریه میکردم انقد دوست دارم بزنمش ولی نمیتونم فقط خودمو میزنم گریه میکنم

ای وای چقد خطرناک🥹🥹

ای وای 🥲🥲چ اتفاق ناگواری
منم در یک اقدام جو گیرانه همه پس اندازمو دادم رفت و الان سوگوارشم🫠

ای وای من چشمت عمل نکرده بودی مگه؟

سوال های مرتبط

مامان دردونه من مامان دردونه من ۳ سالگی
من بشدت جدیدا تو دوراهی موندم که الان اقدام کنم بچه دوم بیارم یا ن ؟
از یه طرف پسرم کلیییی بچه دوس داره وقتی میگم تو شکم من بچه هس کلی خوشحال میشه حتی شکممو بوس میکنه خلاصه پسرم ک تو خونه تنهاس یه بچه بیارم حس میکنم براش خوب باشه
از ی طرف من تو حاملگی قبلیم خیلی اذیت شدم از یه طرف هماتوم داشتم چن ماهی استراحت مطلق بودم و از طرفی ۹ ماه کامل کلا تهوع و استفراغ داشتم خیلی بد بود اونموقع باز تنها بودم ولی الان سر دومی اگ اکنجوری بشه پسرم طفلی گناه داره ...
از طرفی بشدت از بابام خجالت میکشم میگم اونوق میگه این هنوز عروسی نکرده بعد ۳ ماه حامله شد الانم پسرش ۳ سالشه هنوز باز مجدد باردار شده ...
از طرفی دیسک کمر دارم از یه طرف بشدت موهام میریزه کلا بخام بگم بدنم مث حاملگی اولم نیست حتی تیروییدمم کم کار شده
از لحاط اقتصادی هم تازه از قرض خونه و ماشین داریم تموم میشیم میخاییم تازه ی تفس راحت بکشیم ولی شرایط اقتصادی هم جوری شده ک والا تو خرج همین یدونه پسرم موندیم ینی دوس دارم همه جور امکانات داشته باشه کم نزارم از هیچ لحاظی هیچی براش ....
دیگه نمیدونم چیکار کنم
بنظرتون بنا ب این شرایطم اقدام کنم یا نه ؟؟