سلام مامانا
توروخدا بیایید درد دل دارم،کمک میخوام
پسرم ۵ سال و نیمه س
از در و دیوار بالا میره،مثلا رو برعکس میکنه میشینه روشون،میبره اینور اونور خونه و میره روی کمد ها،آب می‌آره میریزه توی خونه،میوه میارم بخوره آشغالشو میریزه توی خونه،به جای بشقاب.
شب ادراری داره،اصلا هم ناراحت نیست.
کتاب تمرین پیش ۱ براش خریدم مخصوص سنش،یه تمرین رو کامل انجام نمیده،نصفه نصفه س همش،یعنی طاقت نمیآره تا تموم بشه تمرین بعد بره بعدی،
از قانون پیروی نمیکنه.
بردمش مهد قرآن ،۴ تا کتاب بود دوره ش،کتاب اول رو که با موفقیت تموم کرد و بماند ک دلم خون شد تا همه رو یاد گرفت،رفتیم کتاب دوم دیگه همکاری نکرد و منم نخواستم اذیتش کنم و دیگه ادامه نداد،
الان بعدازظهر ک از خواب بیدار میشه گریه و جیغ و داد ک در رو باز کنید میخوا برم بیرون.همش توی فاز پلیسیه
خسته شدم دیگه،بچه کوچکترم ۲ سال و نیمه س.اصلا از این اخلاق ها نداره،البته میدونم ک یاد میگیره از داداشش
توروخدا بگید علائم بیش فعالی داره پسرم؟؟
همسرم راضی نیست بریم پیش مشاور یا روانشناس،
دیگه رد دادم از دست این بچه

۱۱ پاسخ

احتمالا بیش فعاله ببرش مشاوره یا روانپزشک با ویتامین شروع میکنه

باید زودتر میبردیش پیش کاردرمان. من پسرم الان دوسال و نیمه تمرکز نداشت و بازیهای نشستنی اصلا همکاری نمی‌کرد مسکو بیش فعالی از وقتی میبرمش کاردرمانی بهتر شده. دکتر می‌گفت بیش فعالی تازمان مدرسه رفتن باید درمان بشه وگرنه مشکل ساز میشه

سلام. یه سر ببرش پیش دکتر شاهپوری.من دیدم مامانا بچه هاشونو میاوردن پیشش. مشاوره میده بهت اگه مشخص شه که بیش فعاله دارو میده کنترلش میکنه

برادر شوهر منم همینه البته الان دوازده سال داره یکمی بهتر شده ولی بیش فعاله

غیر طبیعی نیست به نظر من یه عطاری خوب ببرش احتمالا صفرای بدنش بالا هست که زیاد شیطون هست از نظر طب اسلامی پیش فعالی وجود نداره طبع گرم زیاد بدنش باعث میشه آروم و قرار نداشته باشه

بله عزیزم پیش فعال هست و باید درمان بشه

حتما بایک روانشناس کودک مشورت کن
همسرت روراضی کن اگرم راضی نشد خودت پیگیری کن تاکوچیکه میشه کنترل کرد

یه مشاوره آنلاین بگیر اگه پیش مشاور نمیره

اگه نبری روانشناس بچت تو پیش دبستانی تو مدرسه بند نمیشه به حرف شوهرت گوش نده حتما با ی مشاور صحبت کن

بهتره بایک روانشناس کودک مشورت کنی

*مبل ها

سوال های مرتبط

مامان کلوچـه🍪 مامان کلوچـه🍪 ۳ سالگی
امروز یه کتاب راجع به تربیت فرزند میخوندم درمورد مهدکودک (سن۴ سالگی حدودا ) چیزای جالبی نوشته بود : میگفت اول از همه اگ بتونید توی خونه به بچتون یه سری چیزا آموزش بدین و فضا رو طوری مهیا کنید ک بچه سرگرم و مشغول بشه و با علاقه یه سری کارا رو انجام بده( بسته ب کارای مورد علاقه کودک میتونین شرایط مهسای کنید) خعلی بهتر از مهد هست . نوشته بود در انتخاب مهد خیلی باید دقت کنید ک کلاس های پی در پی نذارن برای بچه ها ، خسته نشن. توی اون سن بچه بیشتر نیاز داره کشف کنه ، تست کنه، خودش امتحان کنه یه سری چیزا رو، نه اینکه در قالب چارچوبِ خشک قرار بگیره و مدام امر و نهی بشه.. و یا مربی باهاش بد رفتاری کنه.. مثلا : بچه سرگرم بازی با فلان وسیله هست و زوم‌شده روش و با حواس کامل داره بازی میکنه، بعد یکی میاد و اون وسیله رو میخا‌د، از اونجایی ک توی مهد همه وسایلا متعلق ب همس، مربی از بچتون میخاد ک اون وسیله رو به دوستش هم بده و این باعث میشه حواس بچتون و تمرکزش از بین بره.. و اختلال حواس ب وجود میاره.. دلیل اینکه اختلال حواس بچه ها در کلاس اول مشخص میشه، یکیش همینه ک مهدِ مناسبی بچه نرفته و یا پدر و مادر اجازه تمرکز و کشف ب بچه ندادن
مامان ابوالفضل🧒ارمیا مامان ابوالفضل🧒ارمیا ۲ سالگی
مامانا خیییییلی مراقب کوچولو هاتون باشین اوضاع آنفولانزا خییییلی خطرناک تر از اون چیزیه ک حتی توی تصورمون باشه بچه هاتون رو تا جایی ک میتونید خونه نگه دارید دارو و غذاهای تقویتی بدید بخورن تا این چند روز اخر پیک هم بگذره که بره و دیگه برنگرده ان شاالله اگر کسی رو دیدید که حتی کوچیک ترین علائم بیماری داره با سرعت نور ازش بگذرید من و پسرم ۲ هفته درگیرم هر کدام با یه سرماخوردگی شروع شد که هرروز علائم جدید اومد سراغمون و بدتر و بدتر شد ۲هفتس انواع دکترا ها رو رفتیم انواع بیمارستان ها رو رفتم و الانم ۴ روزه که پسرم بستری هست توی شرایطی ک خودمم باید بستری باشم بیمارستان و هی میرم دارو میگیرم برمیگردم بالا سرش با یه حال فوق العاده افتضاح ک پریشب ساعت ۴ توی خواب باز حالم بد شد اورژانسی از این بیمارستان رفتم اون یکی دارو گرفتم هر لحظه یه مریض بدحال با علائم آنفولانزا میارن که حتی یکیشون روی اعصابش اثر گذاشته بود توروخدا مراقبت کنین 😢😢😢

ویو ۴ روزه من
مامان mersad مامان mersad ۲ سالگی
امروز پسرمو از پوشک گرفتم
برای روز اول بدک نبود انشاالله ک بهتر بشه . اول اینکه من الان نزدیکه چندماهه داشتم از نظر ذهنی آماده اش میکردم . مفهوم جیش و پی پی و دستشویی رفتن همه رو بهش یاد دادم . اینکه بچه های هم سنش میرن دستشویی و خلاصه .... این بخش مهم ترین چیزه ب نظرم ک بچه اول از نظر ذهنی آماده یشه . دوم پوشکش شب تا صب خشک بود . و با اینکه مای بیبی بود همیشه صبح ها می‌بردم دستشویی . سوم اینکه قشنگ صحبت میکنه و میتونه بگه الان جیش دارم یا پی پی دارم. شلوارشو میتونه دربیاره . تقریبا از همه نظر آماده بود.امروز صبح بردمش سرویس و گفتم ک دیگه میخایم با مای بیبی بای بای البته از قبلشم گفته بودم ک دیگ باید از مای بیبی بابای کنیم و بزرگ شدیا و فلان . خلاصه با مای بیبی بای بای کردیم و اومدیم تو حیاط ک از قصد بردم حیاط ک خطا بده و متوجه بشه نباید جیش کنه رو خودش چون خیس میشه دوبار خطا داد و متوجه شد بعد اومدیم خونه و تا الان خودش بهم میگه جیش دارم البته خودم بهش یاد آوری میکنم ولی مجبورش نمیکنم ک بره دستشویی ک توی خونه هم یکبار خطا داد ینی یکم جیشش ریخت رو شلوارش بعد اومد بهم گف و بعد اون فلن اوکی بوده ...
مامان علی مامان علی ۳ سالگی
سلام مامانا اومدم درد و دل کنم امروز پسرم خیلی اذیتم کرد از صبح ک بیدار شد همش گریه کرد هیچ می‌گفت میخام بزنمت محکم چندتا خوابوندم تو صورتم و چشمم منم همش بغلش میکرد میگفتم چی میخوای مامان فقط می‌گفت میخام بزنمت و گیر داده بود الان باید بریم فروشگاه گفتم مامان دست و صورتمو بشورم صبحانه بخوریم میریم می‌گفت نه نمیرفت دسشویی نه یمذاتش من برم اهرم جیش کردن تو شلوارش پشت در دستشویی هم کلی گریه کرد بعد یک ساعت تمام با زور گوشی و تلویزیون ساکت شد بعدم ک بردمش بیرون کلی اذیتم کرد میخواستم خرید کنم همش می‌رفت و من دنبالش آخرم کیلی داد زدم سرش جلوی همه و زدمش زنعموش اومده بود فروشگاه رفته پیش اون میگه میخام پیش اون باشم و نمیومد با زور دیگه باهم اومدیم بعدم خونه دوباره کلی اذیت کرد شلوارش در آورده بود و لخت راه می‌رفت نمسذات بپوشونمش هی جیش میکرد دور خونه با کتم هم نپوشید منم کلی جیغ و داد کردم و گریه کردم نمیدونی. مایر کرد که اینقدر ازش بدم اومده بود ب خدا باورتون نمیشه وقتی زنعموش رو میبینم انکار اون مامانشه از این رو به اون رو میشه ب شوهرم میگم این دعا داره همش میعاد بره خونه اونا پیش اون باشه منو کلی زده و اذیتم کرده منم اعصاب ندارم دیگه زورم میاره جاریم خودش ی بچه داره جیکش در نمیاد ولی این ابرو برا من نداشت تو همسایه ها از بس جیغ و داد کردم و همش داره گریه میکنم از بچگی هم همین بود الآنم همینه ی دستشویی نمیتونم برم