۱۴ پاسخ

انگاری من این متن و نوشتم🥲🥲🥲

شوهر من هیج وقت قربون صدقه م نمیره ولی به جاش باکاراش نشونم میده اینکه حمایتم میکنع همیشه بهم احترام میزاره پیش خانوادش همیشه پشتمه اینا از صدتا قربون صدقه برام با ارزشتره❤❤

خب تو خودت به شوهرت میگی ؟؟

بنظرم عشق و علاقه به گفتن نیس که شاید یکسری مردا تو عمل دوس داشتنشونو نشون میدن مثلا شوهر من مرتب از اینجور حرفا میزنه ولی من نمیگم اصلا نمیتونم دلیل نمیشه دوسش نداشته باشم

واای دقیقا😢❤️

من هم....

حرفای دل من...🥲

دقیقا همسر منم ی جوری قربون صدقه هانا میره بیا و ببین
من خودم واقعا سختمه انگار هنوز خجالت میکشم بگم.

خب محبت کردن و عشق و علاقه رو شما خودت باید شروع کنی تا همسرتون هم یاد بگیره البته طنز و شوخی هم باید چاشنی اش کنی ولی نباید همیشگی اش کنی که براش عادی بشه باید کاری کنی به محبت ها که فقط زبانی نیس احساس نیاز کنه محبت شما میتونه نوازش و یا ماساژ دادن یا هر مدل دیگه ای باشه

همسرمن ک قربون صدقه بچها میره بهش نگاه میکنم،چیزی نمیگمااا،وقتی یهوچشمش بهم میخوره سریع میاد بغلم میکنه قربون صدقم میره،میگم وا من ک چیزی نگفتم،میگه حس میکنم مث بچه‌ایی میشی که نادیده گرفتنتوفقط بچهای دیگرو نازمیدن😂

وای منم دقیقن مث تو فکر میکردم... فکر میکردم نه بابا واقعن بلد نیست تا اینکه دخترمون بدنیا اومد...😂😂😂

یه بار بهش بگو دوست داری و توقع داری بشنوی

عزیزم اقایون مثل ما خانومخا نمیتونن انقدر رقیق احساساتشثن رو بیان کنن .اونها دوشت داشتنشون رو با کارها با هزینه ها با اخلاق خوب نشون میدن
براشون سخته و این طبیعیه بالاخره همه مثل هم نیستن .شما که خیلی حساسی با ایشون حرف بزن و دلخواسته هاتو بگو شاید نیاز به حرف زدن داره تا اون دیوار بلند بشکنه
اگرم نگفت فدا سرت یه نگاه بنداز زندگیت ببین رفتار همسرتون به چه نحو هست خریدن میوه مورد علاقتون احترام به شما و خانوادتون ایناهمه نشون از دوست داشتن شما هست

همسرم به منم میگه ها
ولی نمیدونی چه دلبری میکنه دخترم بزا باباش اونم ضعف میکنه
منم بعضی وقتا میگم اینجوری 😬

سوال های مرتبط

مامان هامین🧿🩵 مامان هامین🧿🩵 ۱۴ ماهگی
خانوما بیاید درد و دل کنیم 🥲😭
من شوهرم از وقتی پسرم به دنیا اومده انگار منو نمی‌بینه دیگ
هرچی بخوام برام میخره می‌دونه بستنی دوست دارم برام یه عالمه میخره می‌زاره فریزر
ولی اصلا نه دیک به زبون میاره نه بوسی نه بغلی نه چیزی
قبل اینکه هامین به دنیا بیاد همش بغلم میکرد اصلا بدون من خوابش نمی‌برد 😭حداقل دوکلمه عاشقانه باهام حرف میزد
الان کل حرفاش شده قربون صدقه رفتن پسرم
همش بوسش می‌کنه میگه اخیش خستگیم در رفت
اینکه یادم میفته این قربون صدقه رفتنا و این حرفا برای من بود ناخودآگاه اشکم میریزه 😭
لذت میبرم که همسرم پسرمو دوست داره ولی هرکس جای خودش انگار من اصلا تو زندگیش جایی ندارم
چند روز پیش بهش یادآوری کردم که چرا دیگ بهم نمیگی دوست دارم چرا بغلم نمیکنی چرا قربون صدقم نمیری همش می‌گفت نمی‌دونم گفتم حتما دلیل داره دیگ چرا
دیک دوستم نداری ؟
می‌گفت دیوونه دوست دارم این چه حرفیه
گفتم چرا آخه
بخدا اگه دلت باهام نیست بی چون و چرا میرم خونه بابام
می‌گفت دیوونه نشو اگه دوست نداشتم که یه ثانیه هم باهات زندگی نمی‌کردم
می‌گفت قبلا همش پیش هم بودیم و الان یا هامین شیر میخواد با می‌خوابه با باهاش بازی میکنیم سرگرمیم خب
گفتم چه ربطی داره اگه سزگرمی نباید قربون صدقه هامینم بری
می‌گفت به یه ذره بچه حسودی می‌کنی 😭😭😭 اعصابم خورده اینقدر خورد که خوابیدم تو جام و به روزای قبل پسرم فکر میکنم و اشک میریزم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭