دخملی الان یک ماه شده ک مستقل میخوابه شبا 🥺

عادتش شده ۹ونیم باید چراغا خاموش بشه سرش بزاره زمین بخوابه ن بغل میخوابه ن رو‌پا ولی بعضی شبا دوس داره ت جای من باشع منو بغل کنه بخوابه 🥹

ت شهر غریب دور از مادر خیلی سخت بدون کمکی از ۱۵روزگی بزرگش کردم با زخم شکم و گریه های شبانه یادمه مامانم نمی تونست دیگه بیشتر پیشم باشه دخترمم تا ۱۵روزگی اصلااا گریه نمیکرد آروم شیر میخورد میخوابید میخندید با خودم میگفتم چقد بچه داری راحته بچه آرومه
همین ک مامانم رف بعد از۴روز کولیک و دل درداش شروع شد🙃
از ۹شب یبند گریه می‌کرد تا ۱۰صب من با زخم شکمم با گریه تا صب ت بغلم‌می چرخوندم یادمه طفلی شوهرم ۵ونیم صب باید میرف شرکت ۱نصفه شب میخوابید ۴صب با گریه من بیدار می‌شد بچه رو بغل می‌کرد بمن حمله عصبی دست میداد از شدت درد بخیه خود زنی می‌کردم خیلی شبای سختی بود روزاش دیگه حتی وق نمیکردم چیزی بخورم همش همسرم شب درس می‌کرد ک فرداش چیزی باشه بخورم چون غذای بیرون حالم بد می کرد واسم تا ۳ماهگی تجربه خیلی بدی بود از بچه خسته شده بود همش گریه ولی الان نگاش می‌کنم میگم خدایا شکرت ک اون‌ روزارم پشت سر گزاشتم الان ب ی آرامشی رسیدم ک لاعق شب تا صبش ی خواب خوب دارم و رفته رفته از بچه داری لذت میبرم شاید ت هر مرحله چالش باشه ولی همین ک اون ۳ماه تموم شد واسم بسه……
خلاصه استم بگم همه ماها مامانای قوی هستیم اگ الان بخاطر شرایط تحت فشار باشیم اذیت بشیم یکم بگذره درس میشه جا نزنیم با قدرت ادامه بدیم چون این کوچولو ها بغیر ما مادر کسی رو‌ندارن 🥺خ

تصویر
۲۶ پاسخ

قشنگم چرا این چیزا رو به کسی میگی بلاخره همه خیر خواه آدم نیستن دو روز دیگه میگی بچم بیخواب شده ماشاءالله به جونش باشه
از من به تو نصیحت خواهرانه

چجوری مستقلش کردی
دختر من بدونه شیرم اصلااااا نمیخوابه

دقیقا اوایل برا منم سخت بود اما از همه بدتر خواسته ی شوهر ه که شب درمیون میخاد😖
پسرمم خواب درستی نداره نمیخواد ازکنارش بلندشم موندم بخدا یع شب نصف شب بیدارشدم نشستم مثه دیونه ها گریه واقعا مادر شدسخترین کاردنیاس😥

انشالله خدابرات حفظش کنه،انشالله یه رپزی بیاد منم ب ارامش برسم ،از روز اول گچ پاش ،بعد. کولیک بعد رفلاکس شدید الرزی پروتین گاوی،و الانم یک ماهیه درگیر حساسیت فصلی،کبپی دماغ مطلق،ساعت ب ساعت بیدار میشه ،نه ماه خاب ندارم،همش گریه میکنم،میگم یعنی پسر منم خابش خوب میشه ،مبتچنم مثله بقیه برم بیرون ،

عزیزم شیرخودتومیخوره؟؟واینکه توشیشه بهش اب میدب؟؟

خدا قوت مامان جان

شبا شیر نمیخاد؟

الهی چقد سختی کشیدی❤️

به نظر من اون سه ماه اول خيلي خيلي سخته،واسه من هر چي گذشته راحت تر شده،با اينكه هنوز خيلي اذيت داره ولي حداقل ميدونم بچم به چه دليلي داره گريه ميكنه

وای خوش بحالتتتتت
من حتی نمیتونم از کنارش برگردم برم تو بقل شوهرم😂🤦🏻‍♀️

منم تا دوونیم ماهگی همین حسا رو داشتمو خیلی سخت گذشت،ولی الان عاشق هرروزمونم

عزیزدلممم ماشالا بهت مامان قوی چقد با تاپیکت بغضی شدم دقیقا مادر منم بعد از دو هفته رفت ولی مادرم نزدیکمه نیم ساعت فاصلمونه و پسر منم بعد از رفتن مامانم کولیکش شروع شد و اذیت شد ،الان اهورا رو‌پامه داره می‌خوابه و باورم نمیشه پنج ماه گذشته..
خدا حفظش کنه دخترگلتو💖

خداروشکر راحت شدی
ما که هنوزم سختمونه چی بگیم:/ تو روز ک خواب نداره شبم ۱۰ بار بیدار میشه تا صب
سیم تا بخوابه دو ساعت طول میکشه، میذارم زمین بیدار میشه دوباره از اول
یه هفته دیگه میشه ۶ ماهش، نمیدونم کی میخواد راحت بشه

پسرمنم شباتوتختش میخابه...ساعت ۵واسه شیربیدارمیشه

منم شرایطم مثل شما وقتی که مامانم از پیشم رفت حس کردم دیگ من خیلی تنهام


خوبه مستقل میخوابه منو دخترم آخر شبا کشتی میگیربم بخاطر خواب آنقدر که مقاومت میکنه برا خواب کردن

هزار ماشالا🧿🧿❤
چطوری یادش دادی تو این سن مستقل بخوابه ؟

چطوری تو۶ ماهگی مستقل میخابه

شیر شبشو قطع کردی؟
پانمیشه براشیر
خودت استرس نداری؟
من مثل دیوونه ها پامیشم نفس کشیدنو چک میکنم
بیشتراز نیم ساعت روشکم باشه برش میگردونم ب پهلو😫😂

منم دلم میخواد شب تا صبح راحت بخوابم😭

سلام، عزیزم کار خاصی انجام دادین که‌ مستقل بخوابه؟! شیر شبشم قطع کردین
؟!

ای خوووووداااا

چجوری مستقل میخابه؟
برای شیر بیدارنمیشه؟

دخمل توام‌ک مو نداره مث دخمل من

خداروشکر عزیزم بچه منم ساعت ده میخوابه عادتشه ولی پدرمو در میاره تا بخوابه😂

منم دقیقا مث تو روزهای اول خیلی بد بود اما الان از مادر بودن و بچه داری لذت میبرم 🫠❤️‍🩹

خدا قوت مامان گل

سوال های مرتبط

مامان اقا علی مامان اقا علی ۱ سالگی
تجربه ی من 🌺از پستونک گرفتن🤗
دوستان من از ۴ ماهگی پسرم رو از پستونک گرفتم گفتم تجربه ی خودمو بنویسم شاید بدرد شما هم بخوره ...
علی به شدت وابسته ی پستونک بود در حدی ک همیشه باید توی دهنش باشه و حتی زمانی ک گرسنه بود و من پستونک رو از دهنش می‌کشیدم گریه میکرد ک باز هم پستونک رو بهش بدم ولی بزور شیرشو میدادم ک بخوره...
شب هم توی دهنش بود آخر شب ک مینداختش باز بیدار می‌شد گریه میکرد ک باز هم من توی دهنش بزارم ...خلاصه در حدی وابسته بود ک همیشه مک بزنه🌺
پستونک فواید ی داره برای بچه هایی ک کولیک دارن (علی کولیک داشت)
و برای اونایی ک بیش از اندازه شیر میخورن و برای اینکه رفلاکس نگیرن دکتر پیشنهاد اینو میده ک بهش پستونک بدید ک شیر بیشتر نخوره..
اما وقتی این مشکلات برای یک مدت بوده و حل شده دیگه یعنی وقتش رسیده ک بچه رو از پستونک بگیرید...
یکی از مهمترین ضررهاش اینه که بچه اونقدر مک میزنه ک سیری کاذب میاره و باعث میشه بچه کمتر شیر بخوره

علی ب شدت وابسته بود و من دیگه کلافه شده بودم چون شیر نمی‌خورد تصمیم گرفتم هر چقدر هم گریه بکنه بازم پا بزارم رو دلم و تحمل بکنم..خب روزا خیلی گریه میکرد و من تصمیم گرفته بودم ک با چیزای دیگه سرگرمش بکنم وقت خواب شدت گریه بیشتر میشد ک براش آهنگ میزاشتم و تکونش میدادم شب تا صبح هم خیلی بیدار می‌شد و بخوابی خیلی کشیدم ولی بعد از یک هفته عادت کرد ک دیگه بدونش بخوابه ...اون روزا هم هیچ جا نرفتم ک اول کامل فراموشش بکنه و بی قراری هاش کمتر بشه...بعد از ۱۵روز کاملا فراموشش کرد انگاری اصلا وجودی نداشت🤗
اگه هر چه زودتر ترکش بدید چون حافظش چند روزست زود فراموشش می‌کنه
اما اگه بزارید یک سال ب بالا بشه اونوقت باید چند ماه بگذره چون حافظشون قوی تر میشه .