خانوما من چیکار کنم نمیددنم چرا زندگیم اینطوریه هم نشکل پشت مشکل اصلا تمومی نداره درسته از لحاظ مالی مشکل ندارم ولی بدشناسی تمومی نداره یعنی هر روز هست ی مشکل
دیروز همسرم ی درد خفیف شکمی داشت ولیامروز صبح بیدار شد از درد به خودش میپیچید نمیتونست تحمل کنه بردمش بیمارستان بعد تو آزمایشا معلوم شد سنگه بستری کردن ۲ظهر مرخص کردن با رضایت خودمون اومدیم خونه من خوابیدم همسرمم رفت مغازه بعد وقتی من خواب بود از پشت بوم موتور کولرو دزدیدن🥲 همسایه دزدیده دیدن داره با طناب میاره پایین ۵ ظهر بعد شب بعد شام همسرم گفت من برم بالا پشت بوم تلوزیون سنگال نداره ی نگاه بندازم دید موتور کولر نیست فهمیدم این برداشته پاسگاه اومد صورت جلسه کرد اینم داخل خونه است درو باز نمیکنه مام تو کوچه داخل ماشین نشستیم نبره کولر بیرون خونه
یا هر رو ی داستان حدید داریم
خدا چرا تموم نمیشه

بارداری بیمارستان بیمارستان بارداری بیبیچک بیبیچک بارداری
آزمایش نوزاد فرزند بیمارستان فرزندپروری فرزندپروری

۵ پاسخ

خوشگلم صدقه خیلی خوبه مریم گلی هم از داروخانه بگیرهمراه اسپند دود کن که عالیه

شاید چشم باشه سمت زندگیتون
ولی ببین آجی همه ی اینا شدنی هستن چیزی نیست که بگی فقط واسه تو پیش میاد همیشه بگو خدایا شکرت خودت میبینی حرفی برا گفتن ندارم
مااینقدر اتفاقات سخت افتاد واسمون که اگه بشنوی میگی این اتفاقات ما خیلی بهتره تا اونا

خب مشخص باید صدقه بدین نمیدونم ندارن ، تازه داری میگی مشکل مالی ندارین ، پس واجبتره که قربونی و صدقه زیاد بدین من با اینکه مستاجریم و دستمون خیلی پر نیست اما سالی دو بار از خوراک خودمون برنج گوشت ماکارونی تاید صابون روغن بستع بندی میکنم حتی لباس نو میدم فقیر

ی صدقه بدین عزیزم

سلام یک خون بکنیدماهم همین داستان روداشتیم فقط خون بکنید

سوال های مرتبط