۱۲ پاسخ

وايى امان از بعضى خانوما...نميگم بچه دارى سخت نيست اما واقعا انقد كه مينالن و غر ميزنن و بقيه رو استرسى ميكنن و دلهره ميدن نيست واقعا

اون قسمت عشق رو به نظرم از دست دادن
من با عشق به بچه هام ميرسم يعنى به قول همسرم ١٠تا بچه رو هم زمان ميتونم رسيدگى كنم

براى بچه هاى من خيلى راحت و عالي بود خداروشكر و منم همين قبل شما براي ١٨ماهگي نوشتم كه بقيه خيالشون راحت باشه قول نسازن😍🐝🥺👍🏻

واااای منم ۴ روز دیگ واکسن داره دخترم از الان بی خواب شدم واسترس دارم مرسی که تجربه تو گذاشتی یه کم دلم اروم گرفت😊

ممنونم عزیزم که تجربه تونو گفتین ما هم چند روز دیگه باید بریم بزنیم و نگرانم

چه عکس زیباییی😘😘😘😘❤️🥰

برا من ک افتزاح گذشت کاش نزده بودم بچمو اب کرده این ی هفته پدرم در اومده باید بستریش کنم از تب ۴۰درجه😭😭😭

مرسی ❤️

خدا قوت بهت مامان❤️ واقعا روز سختی گذروندی و صبوری کردی
همه تایم بچه ها هم شیرینه هم سخت ولی تجربه های شیرین من از ۲ سالگی شروع شد قبلش خدایی سخت بود

فردا دخترم واکسن داره ایشالا راحت بگذره🫠

وای من انقدر استرس داشتم
شکرخدا اصلا سختی نکشیدیم
پسر من تب نکرده تو واکسن هاش اینم نکرد...پاشم فقط اومدنی خونه یکم می‌کشید بعد تا بخابه کلا سرپا بود
خیلی راحت گذشت راضی بودم من🫡🤗

ممنون ک گفتی یکم حالم بهتر شد

دیار من خداروشکر اصلا تب نکرد اما به محض اینکه رسیدیم خونه پاش ورم کرد به شدت درد میکرد که گریه کرد
دیارم از غذا نیوفتاد خداروشکر ولی برای درد پاش خیلی گدیه کرد چرا ؟؟؟چون شیطونه طاقتش نمیشد بشینه پاشو تکون نده هی پا میشد به بازی و درد و... و این پروسه هی تکرار میشد

اره براي دختر منم سبك ك ن ولي خوب بود زياد اذيت نشد تب هم در حد گرم شدن

سوال های مرتبط

مامان فرشته کوچولوم مامان فرشته کوچولوم ۲ سالگی
سلام مامانای مهربون
بعداز۲۰ روزتاخیر بخاطر ترس و استرسی که از تجربه های گهواره گرفته بودم دلوزدم به دریا رفتم برای غول هجده ماهگی
صبح رفتیم واکسن رو که زدن فقط موقع زدن واکسن یکم گریه کرد زود هم آروم شد از بهداشت تاخونه ۵ دقیقه راه رفتیم بهش استا دادم دوسه لقمه صبحونه خورد بعدشم‌خوابید وقتی بیدارشد پاش دردمیکرد دستشو میزاشت روپاش و لنگ میزد.اشتهاش یکم کم شده بود ناهارخیلی کم خورد تااینجا تب نکرده بود بازم استا دادم بهش یکم بازی کرد ولی موقع راه رفتن نق میزد درد داشت دوباره خوابید وقتی بیدار شد تبش شروع شد پروفن دادم اماتاثیرنداشت دوباره استا دادم تبش پایین اومد اماهنوزم بیحال بود و نق میزد وپاش دردمیکرد اما جوری نبود که نتونه پاشوتکون بده یا دراز کش باشه چون توگهواره میگفتن که بچه هاشون نمیتونستن پاشونوتکون بدن من فک میکردم خیلی اذیت بشه اماقابل تحمل بود .شب که شد تبش دوباره بالا رفت بااستا هم پایین نیومد براش شیاف گذاشتم تا نزدیک صبح هم بالاسرش بودم و چک میکردم خداروشکر دیگه تب نکرد فقط معلوم بود که درد داره توخواب هم ناله میکرد
روزدوم صبح که بیدارشدیم سرحال تربود تب هم نداشت اما هنوز پاش دردمیکرد و موقع راه رفتن لنگ میزد نزدیک ظهراحساس کردم بدنش داره گرم میشه دوباره استا دادم و خداروشکر تب نکرد غروب هم دوباره بخاطر دردپاش استا دادم که نق زدنش کمترشدخداروشکر تب هم نکرد
روز سوم هم که امروزه خداروشکر سرحاله تب نداره اشتهاش تقریبا مثل قبله شاید درحد دوسه قاشق کمتر بخوره خوابش هم فعلا اوکیه مثل قبله فقط موقع نشستن و بلند شدن دستشو روپاش میزاره معلومه هنوز یکم درد داره
مامان میران🩵دلوان🩷 مامان میران🩵دلوان🩷 ۱ سالگی
خب اومدم بعد از ۳ روز که واکسن ۱۸ ماهگی رو زدیم تجربیاتم و بگم
من واکسن دوقلوهامو همیشه باهم و تو یک روز زدم از اولش
واکسن ۱۸ ماهگیم مثل قبلیا بود ولی یکم سخت تر الکی از غول ساختن
درسته بچه اذیت میشه اما دو روز
واکسنو که صبح زدیم دخترم تا شب ساعت حالش خوب بود و بازی میکرد و خوابید بیدار شد پاش خشک نشد و بازی میکرد همچنان ولی شب تب کرد که هر ۴ ساعت بروفن میدادم و اوکی بود
پسرم تا ظهر خوب بود بازی میکرد ولی ظهر خوابید بیدار شد با گریه ی شدید پاش خشک شده بود و نمیتونست تکونش بده کلا شبشم تب کرد بروفن میدادم و کنترلش میکردم
فرداش که بیدار شد بهتر بود ولی بازم نشست و پاش درد میکرد کلا نشست یه روز کاملم
روز سوم که بیدار شدن خداروشکر حالشون بهتر بود تبشون اوکی بود
روز اول هر ۴ ساعت دقیق روز دوم هر ۶ ساعت بروفن دادم و تمام
خدااااروشکر این مرحله رم پشت سر گذاشتیم
حالا دیگ میره تا ۶ ماه دیگ که از شیر بگیرمشون چون من قصد دارم تا ۲۴ ماهگی شیر بدم دو وعده بیشتر شیر نمیخورن کلا خیلی وقته
مامان فندق🧚‍♂️ مامان فندق🧚‍♂️ ۲ سالگی
گفتم بیام‌از تجربه واکسن ۱۸ ماهگی ب اونایی ک مثل من استرس دارن ومیترسن بگم ک اصلااا نترسین من ک انگار ن انگار واکسن زده دیروز ساعت ۹ واکسن زدیم بخدا مثل روزای عادی دیگ بود حتی یه ذره تب هم نکرد یا پاش لنگ بزنه اینا ..عادی عادی بلزی میکرد و میدویید حتی من منتظر بودم اخر شب تب کنه ولی تا صب بیدار میشدم هس سرد سرد بود و من بازم ۴ ساعتی استا میدادم برای پیشگیری بخدا اینقد استرس این واکسن داشتم ک باید ۱۹ فروردین میزدم ولی هی نزدم تا دیروز صب..یعنی حتی یه دره بهونه و گریه هم‌نکرد بخدا شوهرن میگه نکنه اصلا واکسن نزدن ..ولی جلو چشم خودم یکی به پای چپش زدن و یکی ب دست راستش ..خلاصه ک راحتترین واکسن بود 😐😁اها فقط اینکه ۹ ک واکسن زد اومدیم خونه استا نداشتم پروفن دادم ولی بقیه رو استا دادم و اینکه رفتم خونه خالم تا ساعتای ۲ اونجا بودیم و بچه هم بود اونجا و فقط راه میرفت یعنی از ۹ تا دو دخترم مدام داشت راه میرفت دو هم ک اومدیم‌خونه ناهارشو خورد و خوابید بیدارم ک شد عادی مثل روزای دیگ شیرشو خورد و بازی کرد
مامان فاطمه هلما مامان فاطمه هلما ۲ سالگی