۱۳ پاسخ

من
هر شب دیر دیر دیر
خسته شدم
هر موقع هم اعتراض میکنم ی چی میگه منو مقصر میدونه
میگه میرم حرف بزنم حال و هوام عوض شه
خوب مگه روزو گرفتن ازتون
ی شب نشد بیاد خونه بچه رو اون بخوابونه
همش خوابیم ک میاد

شوهر من دیونم کرد اینقد رفتم در خونه امام رضا گله کردم ازش تا ادمش کرد خیلی بده خیلی
من یه جاهایی ک برای طلاق هم رفتم از بس بد بود چون مشروب هم میخورد اخر شب هم میومد دعوامون میشد اروده هاش شروع میشد

من خودم میگم وقتی ما میریم سرکوچه پارک ،توهم بیا مغازه سرکوچه پیش دوستات .
من مشکل ندارم کله ش هوا میخوره

شوهرم اهل رفیق نیست بارها گفتم با دوستات برو بیرون میگه دوس ندارم ته رفیق بازیش اینه رفیق بیست سالش با ماشین میاد تو کوچمون پارک میکنه تو ماشین میشینن اب شنگولی میزنن بعدم میاد خونه

شوهرمن
زیاد رفیق نداره یکی دوتان اکثر شبا میرن میچرخن میان هفته ای یبارم نوبتی خونه یکی جنع میشن تا۵ صب میشینن متاسفانه انقدر دعوا کردیم دیگه سر شدم بیخیالش شدم

شوهر من اصلا وقت نمیکنه صبح تا ساعت ۲ کار ش بعد از ظهرم میره دفترش تا ۹ شب میاد شام میخوره از خستگی غش میکنه

شوهر من رفیق باز نیست ولی همش دیر میاد اکثرا، 3،4 صبح میاد خونه، البته کار داره ک دیر میاد واسه تفریح و اینا نمیره، بارها گفتم کارت رو زودتر تموم کن زود بیا من میترسم تنها هی میگه چشم بازم دیر میاد 🙃عادت کردم دیگه

ن خداراشکر
اوایل ازدواج چرا ولی الان اصلا خودش یهو ول کرد رفیقاش

شوهر من شبا شاید یه ساعت بره بیرون با رفیقش دیگه خیلی دیر کنه ساعت ۱۰میاد
ولی سر اون یه ساعتم متنفرم از رفیقششش بیشعورررررررررر

من شوهرم رفیق باز نیست امای بار بعد شام گفت میخوام برم بیرون قلیون بکشم گفتم تو بری ما هم پامیشیم میریم بیرون خونواده تو ول کردی میری بیرون بشین خونه قلیون بکش از اون شب دیگه نرفت
البته اخلاق شوهر من تند نیست و عصبانی نمیشه ازاین حرفم

شوهر من اصلاً رفیق باز نیس دوست نداره شب ساعت 6میشه باید خونه باشه وگرنه اگه دیر کنه خونرو رو سرش خراب میکنم از دیر اومدن به خونه متنفرم مخصوصا رفیق بازی

من
متاسفانه تحمل میکنم فقط

من
و دارم طلاق میگیرم ازش

سوال های مرتبط