🔴🔴🔴🔴🔴توروخدا کمکم کنید🔴🔴🔴🔴🔴
دیروزصبح آیهان از ساعت۴صب بیدار شده بود غذا دادم،آب دادم,بازی کردیم باهاش،دستشویی رفت هرکاری کرد تا ساعت۷ونیم،دیگه هرچقد تلاش کردیم نمیخوابید اعصابم بهم ریخت سرم درد میکرد،رو پام بود،نگو خوابیده منم نمیدونستم فک کردم نخوابیده دیگه حوصلم نکشید محکم از رو پام انداختمش زمین یدونه سیلی محکم زدم به کتفش،نگو خواب بوده از خواب پریده ترسید،رنگش زرد شد صداش درنمیومد،شوهرم بغلش کرد هی زد به کمرش هی باهاش حرف زد ن گریه میکرد ن صداش درمیومد😭نیم ساعت مشغول بودیم اخرش بزور تونس گریه کنه،الان از دیروزه زبونش میگیره موقع حرف زدن لکنت زبون گرفته😭😭😭😭😭😭خدا لعنتم کنه بچه م وقتی میخواد بگه مامان میگه مممممم مامان😞😞😞😞😞از دیروزه درگیریم میبریمش دکتر،بردیمش دعانویس گف خیلی بد ترسیده روش اثر گذاشته،دکتر گف صبر کن یه ماه باهاش تمرین کن خیییلی حرف بزنین تلویزیون و گوشی رو تا حد امکان حذف کنید فقط باهاش حرف بزنید ولی دیگه اگه خوب نشد ببرش گفتار درمانی😞از عذاب وجدان دارم دیوونه میشم نگار نگاش میکنم شرمنده میشم😭😭اصلا مادرخوبی نبودم براش اعصاب خودم ضعیف شده این بچه مظلوم گیر من افتاده ی مدته خیلی جیغ میزدم خیلی کتک میزدمش،از دیروزه فقط حرف میشنوم از شوهرم از بابام از خواهرم از مامانم،انگار دنیا آوار شده رو سرم....بچه ی خودمو زدم ناقص کردم انقد شیرین زبونی میکرد الان یدونه اسم منو بزور میگه چندثانیه مکث میکنه انقد چشماشو بهم میکوبه تا بتونه صدام کنه😞😞😞😞😞😞😞😞😞😞😞😞بگین چه غلطی بکنم؟

۳۰ پاسخ

تو هم خسته میشی آدمی ، ولی هر وقت عصبی شدی ، به این فکر کن اون خیلی کوچیک تر و ضعیف تر از این که حتی بتونه خواسته اش و بگه و جز تو هیچ پناهی نداره ، منم چند باری که از شوهرم عصبی میشدم از سر بی توجه ای هاش و مشکلاتی که داریم تا بچه ام یکم نق و گریه می‌کرد سرش داد میزدم ، بعد گفتم چرا باید چشم انتظار توجه یکی باشم که حواسش به من نیست ، دیگه دارم رو خودم کار میکنم عصبانیت م رو بچه خالی نکنم

عزیزم واقعا درکت کردم هیچ مادری به قصد به بچه اش اسیب نمیرسونه من دلم روشن یادت نره اینو گفتم تا میتونی به حرف دیگران توجه نکن الان بچه مهمه هروز ببرش بیرون پارک مخصوصا جاهایی که بچه کوچیک دارن ببر خانه بازی فقط شادش کن ببین مثل بلبل حرف میزنه اون استرسو میفهمه پیشش فقط شاد باش بخن شعربخون آهنگ شاد بذار

مگه ندیدی ک بچه خوابه؟
خیلی ببخشید ولی ب قول پسرم کوووری؟؟؟؟
ندیدی طفل معصوم خوابه؟

پسرعمه من نزدیک ب سه ساله .دخترعموی من میخاست ساکتش کنه فیلم ممدقلیه نمیدونم چی چرت و پرت نشون بچه میده اونم از ترس لکنت میگیره بعد چندوقت خوب شد .حرفای دکتر گوش کن نترس خوب میشه .همه مادرا عصبی میشن داد میکشن .این معنیش این نیس ک مادر بدی هستی معنیش اینه ک مسئولیت هات زیاده

طفل معصوم🥲خداکنه زود خوبشه

نمی‌دونم چرا انقد حالم بد شد موندم چی بگم واقعا😪😪😪😪

عزیزم از دیروز ک تاپیکتو دیدم فکرم پیشت بود الان ب مامانم گفتم جریانو گفت با میخ بزرگ زیر پیرهن بچه رو از ۷ جا سوراخ کن بزار زیرپیرهنش رو میخ بمونه میخو همونجوری محکم بکوب جایی ک بچه ترسیده
حتما اینکارو انجام بده طفلی بچه گناه داره زودی خوب شههههه ب منم خبر بدههههه

خیلی ناراحت شدم واسه هردوتون😔
حتما خیلی فشار بوده روت ک اینکارو کردی خودتو عذاب نده انشالله پسرت زودتر خوب میشه
صبور باش مامان خانوم❤️

الهی خیلی سخته درکت مکنم اون دوروبریا خیلی احمقن ک تو این شرایط دنبال مقصرن ولشون کن هیچکس دلسوز تر از مادر نیست فقط حوصلتو ببر بالا بخاطر اشتباهت ازاین ببعد باهاش مهربون تر باش وقت بیشتری براش بزار درست میشه من دیدم لکنت مادر زادی داشتن ب مرور و تمرین خوب شدن ،این ترسیده احتیاج ب زمان داره فقط حوصله تو ببر بالا هنوز سنش کمه متونی درستش کنی عزیزم

به امید خدا که خوب میشه
ما همسایه داریم الان خیلی بهترن

دورت بگردم خیلی ناراحت شدم
اخه ماهم حق داریم
ان‌شاءالله ک خیلی زود خوب بشه و خدا رامش و صبر بده ک راحت طول دوره درمانش رو رد کنی
مرتب ببرش مهمونی و پارک و جاهای شلوغ

مطمئن باش آروم آروم خوب میشه نگران نشو

عزیزم درکت میکنم.
ولی واقعا با اونجایی که نوشتی خیلی کتکش میزدی حالم ازت بد شد.چرا اخه؟؟؟؟لطفا دیگه اینکارو نکن

نگران نباش ما یه همسایه داشتیم وقتی اومدن محلمون دخترش لکنت داشت مامانش می‌گفت از سگ ترسیده زبونش گرفته، اونقدر با بچه ها بازی کرد و حرف زد تو کوچه که خوب شد خیلی خوب راه افتاد زبونش، تو هم هی باهاش حرف بزن باهاش بازی کن یادش میره

ای خدددددا😭نگران نباش خوب میشه واااای خدایا ما مادرا چرا اعصاب نداریم خدااایا ...ناراحت نشو حتما یه دعای ترس براش بگیر ...من که خیلی حالم دگرگون شد خدا کمکت کنه تو که دیگه مادرشی توکلت بخدا باشه هر کار دکتر گفت همون کار کن

چقدر تلنگری بود این تجربه شما برای ما مامانا

تاحالا نزدمش
اما غر زدم سرش
تجربه تون باعث شد بیشتر روی خودم مسلط باشم
ایشالا زود زود خوب شه عزیزدلم
خیلی ناراحت شدم

با اینکه کارت اشتباه بوده ولی پیش میاد دیگه عذاب دادن خودت کاری رو درست نمیکنه
تنها راه حل آروم کردنت اینکه صد تو واسه پسرت بزاری تا یه مدت ک هم حال خودت خوب بشه هم پسرت
خییلیا لکنت میگیرن باز درست میشن

الهی بمیرم براش

اااخی عزیزم درکت میکنم دست خودت نبود ولی توهم عمد نکردی اتفاقه افتاده خودت اذیت نکن ایشااله به امید خدا خوب میشخ

موندم چی بگم خواهر
🥲🥲 انشالله خوب شه
توام آروم تر بشی

تاپیکتو که خوندم خیلی ناراحت شدم کلی فشار و خستگی رو دوشت بوده حتما میدونم وگرنه از قصد که نزدی ، کارایی که دکتر گفته رو انجام بده باهاش زیاد صحبت کن ، خودتو آروم کن اول ، نشون نده جلوش که ناراحتی بهش محبت کن از ته دلت بازی کن... ان شاءالله که زودتر مثله قبل دوباره برات شیرین زبونی کنه به حق ام البنین

ببرپیش مولا دعاکنه خوب بشه انشاالله خوب میشه خودتوناراحت نکن بلاخره توهم خسته بودی اون لحظه دست خودت نبود

کاش هیچوقت بچه هاتونو کتک نزنین پسرم منو تامرض جنون میبره ولی هیچوقت ب خودم اجازه زدن نمیدم

الهی خدا به دلت آرامش بده .خدا میدونه که توام از قصد نکردی
اون درمان داره مطمئن باش
به خودت و خدا قول بده
و از فردا تمام تلاشت رو کن که به حالت قبل برش گردونی
حتما میتونی
هر کاری که میتونی کن براش
برو بخون راجبش .از من میشنوی شنبه ببرش گفتار درمانی .زود خوب میشه .فقط ترسیده

گناه بچه

واقعا منم‌موندم‌چی بگم
چقدر بی اعصابن همه
خدا به هممون صبر بده که ناخواسته بچه هامونو اذیت نکنیم

وااای چقدر حس بدی هر لحظه ممکنه برای بقیه هم پیش بیاد ایشالله که زودتر مثل قبل میشه ترسشو با اب و نمک بردارین بهش محبت کنین درست میشه توکل به خدا

دیگه بزرگ شده هروقت بخواد میخوابه طفلی چه ازاری داره مگه

عزیزم تو که از عمد نکردی که
خدا میدونه اون لحظه چقدر حالت بد بوده اخه
تو رو خدا انقدر خودتو اذیت نکن

دلم سوخت گناه داره

سوال های مرتبط

مامان دخمل کوچولو 🍭 مامان دخمل کوچولو 🍭 ۲ سالگی
بعضی از کارای شوهرم انقد رو مخمه دلم میخاد خفش کنم
چرا این مردا اینطوری ان آخه 😭😭
دخترم ی مدته نصف شبا بیدار میشه گریه میکنه بهونه میگیره یعنی هیچ جوره آروم نمیشه نمیدونم خواب بد میبینه یا چی
بعد شوهرم از اون ور داد میزنه بچرو بغل کن بچه آب بده
لامپو روشن کن هر چقد میگم بابا اااا بچه تو اون وصع هیچی نمیخاد چرا نمیفهمی بعد پاشده براش آب آورده میگم کنارم هست بچه نمیخاد تو دخالت نکن آرومش میکنم
آبو آورده دخترم گرفته تو اون حالت گریه کل لیوانو ریخته رو خودش رو من رو رخت خواب از اون بدتر بیشتر دیونه شده هی گریه میکنه
دلم میخاست شوهرمو انقد بزنم تو اون وضع😠تازگیا خیلی ایراد میگیره از من میگه نو بلد نیستی از بچه نگا داری کنی 😐💔ن پس عمت این همه مدت بزرگش کرده
حالام ک دخترمو رو پام خوابوندم پاشده رفته دم یخچال هی باز و بسته میکنه بلند بلند حرف میزنه دخترمم بیدار شده
وایییی یعنی دیونم کرردههههه 😒😭
شوهرای شمام از این کارای رو مخی دارن??