#سونوگرافی #پوشک شیرخشک زایمان سزارین حاملگی بارداری

خانوما میشه خواهرانه کمکم کنین تا زجر نکشم بخدا خسته شدم از این رفتار خودم
شاید این اخلاقم بخاطر تک فرزندیم باشه خیلی وسواس فکری دارم
مثلا یه ساعت پیش پسرم قشنگ بازی میکرد یهو گفتم جیشش بو‌ میده وای عفونت داره انقد گنده کردم تا بستری بیمارستان پیش رفتم که تب کرده
😭خیلی اعصابم خورده از دست خودم
مامانم میگه این اگه عفونت داشت موقع جیش گریه میکرد یا بی قراری میکرد یچه سالم چرا اسم میذاری
یا مثلا عطسه کنه میگم وای خاک تو سرم سرما خورد
چون مامانمم شاغله کمکی ندارم همش تو استرسم
خیلی عمیق میرم تو فکر ،الان داشتم پسرمو میخوابوندم خودمم گریه میکردم که اینجوری برم پیر میشم
😭برم دکتر اعصاب قرص بخورم؟؟؟
حالا دوس داشتم یه بچه دیگه بیاریم😑میگففتم زنو شوهری تک فرزندیم بچمون تنها نباشه
یا مثلاااا این هفته قراره اسباب کشی کنم باورتون میشه به جز پسرم به هیچی فکر نمیکنم همش میگم نکنه مامانم خوب نرسه نکنه مریض بشه نکنه ویروس بگیره

۹ پاسخ

ربطی ب تک فرزندی نداره. باید بری پیش روانپزشک.

جیشش بو میده ممکنه عفونت داشته باشه واقعا. دختر من داشت موقع جیش کردن هم گریه نمیکرد بیقرار هم نبود. ولی تب داشت. اگه ادامه دار شد ی دکتر ببرش حتما. اگه نشد شاید بخاطر غذایی بوده که امروز بوده.

سلام عزیزم منم بعد زایمان وسواس فکری پیدا کردم با دکتر مشورت کردم ی بسته قرص سرتالین داد همه چیمو درست کرد بی حوصله بودم اعصابم نمیکشید همش میفتادم ب جون خونه تا بچم ی عطسه میکردم تا عمق وجودم استرس میگرفتم ولی الان هم اعصاب هم میل جنسی هم وسواسی فکریم و...درست شده پر انرژی هم شدم

عزیرم والا من خودم بعد از زایمانم کاملا مثل شما بودم واااای عحب حس بدیه همش فکرای منفی میکردم راجب پسرم😔که نکنه فلان بشه نکنه نکنه نکنه……… وای که چقدر سخت بود یعنی بدترین دوران عمرم بود اصلا دست خودم نبود کلا برای خودم میبافتم همه چیو خدا نمیکرد که پسرم یه سرما خوردگی ساده میگرفت وای تا کجا ها که پیش نمیرفتم، تا اینکه رفته رفته فقط به این نتیچه رسیدم که پسرم اول از همه یه مامان پر انرژی میخواد و اینکه همه ی حال و انرژی پسرم به حال من بستگی داره کم کم بهتر شدم، شما هم به این فکر کن که پسرت اول از همه یه مامان پر انرژی و پر دل و جرأت میخواد و اینکه انرژی شما کاملا مستقیم به پسرتون منتقل میشه،،، بعدشم همه چی دست خداست درسته باید نراقب بود اما نه زیاد از حد الانم با خیال راحت به اثاث کشی برس و پسرتو بسپار اول به خدا بعدم مادرت، کلا به لین فکر کن بچس دیگه نمیشه آکبند نگهش داشت که هیچ اتفاقی نیوفته سرما نخوره زمین نخوره یا چمیدونم……. امیدوارم پیام من ذره ای روی حالتون تاثیر داشته باشه چون کاملا از ته قلبم درکتون میکنم❤️

من یه چندماهی شدید اینجوری بودم
کلا وسواس فگری دارم ولی پاییز زمستون اینجوری شدم چون دخترم هی مریض میشد نمیدونستم چشه
هر روز مطب دکترا بودم
تاخودم له مرز جنون رسیدم ک دیگ نزدیک بود بستریم کنن خیلی روزای تلخی بود سخت گذشت خیلی

عزیزم

من خودم روانشناسم
ولی بعضی موقعا خودمم نیاز به مشاوره دارم

پیشنهاد میکنم با یه متخصص مشورت کنید

به نظرم زیادی خونه نمون
برو پارک
دوست خوب پیدا کن که پسر همسنت دارن
ببرش کلاس مادر و کودک
هزارتا کار هست که انجام بدی
برا دل خودت گاهی برو باشگاه

کاملا بیماری وسواس فکریه بابد بری دکتر روانپزشک

عزیزم همه چیز دست خودته ذهنتو کنترل کن که فقط مثبت اندیش باشی

سوال های مرتبط