از تجربم تا ب الان بگم
قبلا میشنیدم میگفتن بچه پشت سرهم با فاصله سنی کم باهم بزرگ میشن رابطه اجتماعی شون بهتره هم بازی دارن نمیدونم کلی ازین چرتو پرتا
قبلا میدونستم سختی داره ولی نه خوب تا به این حد ، الان دارم میبینم دخترم ب شیر من وابسته منم همش حالت تهوع و بی حالی پوستم کنده شده اینا ب کنار ، بعضی شبا از شدت بدحالی دخترمم میفهمه دوتایی باهم گریه میکنیم این هفته ها بشدت سخت داره میگذره ب شدت هم رو خودم فشار هست هم رو دخترم
اگه بگردم ب عقب شاید هیچوخت اینکارو نمیکردم و پشت
سرهم بچه نمیووردم ، حس گناهی که الان دارم فقط میتونم بگم داره خفم میکنه حال بد خودم ب کنار ، دیدن هر روز گریه دخترم بخاطر شیر نخوردن یا اینکه نمیتونم درست حسابی وقت بزارم براش عذابه برام هم دخترم وزن کم کرده هم خودم

خلاصه اینارو گفتم برا اون دسته خانمایی که میگن بچه پشت هم باهم بزرگ میشن و رابطشون خوب میشه !!!!

بارداری
زایمان
تهوع
غربالگردی
نوزادی

۶ پاسخ

خوب کوچیکه بچه هنوز حداقل بعد از تینکه ازشیر و پوشک گرفته میشن باید اقدام کرد

من تفاوت بچهام‌خیلی زیادن خداروشکر‌‌ همش‌میذارمش پیشش اگه بیرون کارداشته باشم‌مبرم‌بیرون
اما از نظر‌ویار خیلب درکت میکنم اون‌روزا خیلی برام زجراور بود اصلا نمیگذشتن همش تهوع بالا اوردن غذانخوردن من از گشنگی‌گریه میکردم
اخ‌چه روزایی بودن

مگه چند سالش هست اقدام کردین؟
حداقل از شیر بگیرینش جایگزین شیرخشک بهش بدین

من دوتا بچه شیر به شیر دارم بله خیلی سخته من ۴ سال اذیت شدم ولی الان بچه هام خیلی خوبن نه لجبازن نه همو اذیت میکنن نه منو اذیت میکنن خیلی خوبن و واقعا مثله بچهای تنها یا خواهر برادر هایی که فاصله سنی بالا دارن نیستن
ولی خب سخته دیگه مسیره دشواریه من تا روزی که زایمان کردم و اومدم خونه دیدم بچه دست مادر شوهرمه یه بچه دست مادرم اونموقعه تازه فهمیدم بد خراب کردم🤦‍♀️

به نظرم به دکترت بگو بهت دارو بده برای تهوعت نمیدونم دخترت چندسالشه ولی اگه خانوادت اطرافت هستن کمک بگیر غذا برات بیارن این حال بدت هم بهتر میشه تا چند هفته دیگه

بازم این چیزایی که گفتی جمله اولت رو نقص نمیکنه عزیزدلم … بچه پشت سر هم سختی خیلی زیاد داره انشاالله خدا بهت توان و صبرش رو بده❤️

سوال های مرتبط

مامان rahaa مامان rahaa هفته بیست‌وهشتم بارداری
اشتها به غذا ندارم حتی جون ندارم بلند شم خودم غذا درست کنم .الان چند وقته نیرم تو گالری م غذاهایی که درست کرده بودم و عکس گرفته بوده بودم میبینم با حسرت که دوباره یعنی میتونم خودم غذا درست کنم با اشتها غذامو بخورم ؟ در کنار حال جسمی داغونی که داذم حال روحی م الان داغونه حس افسردگی هم دارم چون من همیشه بودم بیرون یعنی هفته ای یه بار با دوستام بودم بیرون در کنار اون هر شب من و شوهرم میرفتیم با ماشین هم شده دور میزدیم انرژی م خیلی زیاد بوده الان خودم باور نمیشه که الان یه ماه جز پیش دکترم و سونوگرافی آزمایشگاه بیرون نرفتم اون مبرم حالم اینقدر بد میشه که میخام برگردم خونه هم فشارم خیلی میافته هم حال تهوع میگیرم از تو ماشین نشستن هم متنفرم حال تهوع میگیرم 🥲دلم میخاست با یکی درد دل کنم نمیدونم شماها هم اینجوری این یا نه ولی من حالم خوب نیست کی برمیگردم به حالت عادی ؟ امروز داشتم فکر میکردم شاید تا اخر بارداری همینجوری باشم چقدر زندگی برام سخت میشه 🙂🥲