۹ پاسخ

باید قیچی مخصوص کاغذ بگیری چیز دیگه ای نمیبره خطرناکم نیست جنسش پلاستیکه

عزیزم من مرتب بهشون‌میگیرم ولی آبرنگ یه بدی داره روی لباسشون میریزه پاک نمیشه یا دیوارای حموم که میکشن سخت تمیز پیشه من رنگ انگشتی میگیرم توی حمام بازی میکنن سریع با آب تمیز میشه و روی لباس اشون نمیمونه

تصویر

سلام عزیزم، اینو تو تبلیغات پردیس دیدم گفتم برات بفرستم. نمیدونم هنوز پردیسی یا نه

تصویر

خیلی وقته آبرنگ داریم تو حموم بازی میکنه یا حتی گند میزنه به خونه
کاغذ و مقوا هم از ۱/۵ سالگی تو کلاس مادر و کودک دادن بهش از همون موقع منم میدم
قیچی هم الان میدم بهش تا حدودی میتونه استفاده کنه
به نظرم همشو بدین بهش
دست ورزیه و مهارت

چنوقته خریدم زیرش زیرانداز میندازم مریم .

قیچی هم از دوونیم سالگی مربی کارگاهشون گف باید بدید خ قیچی کردن خوبه
قیچی مخصوص کودک بگیر

من ابرنگ گرفتم ولی هرجا میشینه زیرانداز پهن میکنم که فرشا کثیف نکنه
قیچی دستش نمیدم ولی مقوا میدم خودم برش میزنم باهاش کاردستی درست می کنیم ولی خودم کنارشم برای چسب زدن

همین الآن یهویی

تصویر

اره عزیزم
محض یادگیری نیس... آشنایی...من از خیلی وقت پیش قیچی و کاغذ رنگی خریدم و میخرم...خودم برش میزنم گاهی میدم دستش...چسپ ماتیگی می‌زنیم...شکل های هندسی می‌چسبونیم و....
آبرنگ هم گرفتیم خیس می‌کنیم رو ورق می‌کشه نه صرفا شکل خاصی

من رفتم برای دخترم بخرم گفت مناسب سنش نیست ولی خریدم براش موقع بازی خودم نشستم کنارش

سوال های مرتبط

مامان محمدحسین‌👶🏻 مامان محمدحسین‌👶🏻 ۳ سالگی
دلم برای دوران بارداری‌م ، برای تکونای محمدحسین ، برای ذوقی که برای بدنیا اومدنش داشتم ، برای روزای اول زایمان و بوی نینی ، برای اون حس و حال اون موقع تنگ شده
از مجردی‌م عاشق بچه بودم همیشه میگفتم من پشت هم میارم ولی الان شدیدا میترسم ، از وضعیت کشور و اوضاع اقتصادی ، از عدم همکاری محمدحسین ، از اینکه تازه دارم به یه روتینی میرسم میتونم برم با محمدحسین بیرون هرچند که چالشهای خودشو داره سنش و من تمرین تاب آوری میکنم با بدقلقی ها و اخلاقای این سنش ، میترسم بچه بیاد دوباره بیرون و سفر و از خونه تکون‌خوردن و داستان کولیک و رفلاکس و تنظیم خواب و دندون و واکسن شروع بشه ، از طرفی هم میگم مگه میشه آدم بخواد شنا کنه و خیس نشه؟
همسرمم متاسفانه باید بگم زیاد گردن بگیر نیست ، میتونم به جرأت بگم ۹۰ درصد سختیای بزرگ شدن محمدحسین و من کشیدم از حموم بردن نخوابیدن مریضی هاش سختیای واکسن زدنش پوشک عوض کردن و از پوشک گرفتنش حتی یه ناخون ساده(تا حالا ناخون محمدحسین و نگرفته) ، تا همین چند روز پیش که خودم با سختی و کلی من بمیرم تو بمیری تنهایی بردمش آرایشگاه برای اولین بار (تو این مدت خودم کوتاه میکردم چون میترسید از قیچی ، بردمش آرایشگاه مخصوص کودکان)
خلاصه که عقل و منطق میگه آوردن دومی عاقلانه نیست ولی احساساتم شدیدا میخواد دوباره مادری کردن و تجربه کنه...