اولی خیلی درد ناک بود دومی راحتر بود
عالی عالی،هیچ دوشواری نداشتیم اصلا،من گفته عطسه،بچه پرید بغل ماما!!!!!
من شب کلا نخابیده بودم عادت داشتم دوروبر ۴،۵ صب بخابم ک تا گوشیو گذاشتم کنار و میخاس خابم ببره شکمم یهو درد گرف،چون خفیف بود و تجربه اولم اهمیت ندادم و همچنان میخاستم بخابم ک کمردرد هم بهش اضافه شد هی وول خوردم سرجام هرکار کردم نتونستم بخابم و دردامم فاصلشون زیاد بود ولی شدید تا اینک ۹ صب رفتم بیمارستان گفتن ۱ سانت باز شدی🥴برو دردات شدید شدن بیا،رفتم شربت بسیار غلیظ زعفران خوردم حموم ابگرم و پیاده روی میکردم ولی کمرم و ران پام بشدت درد میکرد نمیتونستم تکون بخورم. ساعت ۱ ظهر رفتم یادم نیس چن سانت بود برگشتم دوباره ۵ عصر ک دردام بیشتر و شدیدتر شده بودن رفتم گفتن ۴ سانته😓برگشتمو ۷ عصر رفتم ۵ سانت شده بود. برگشتم و فاصله دردام ۱۰ دیقه اینا شده بود دوباره ساعت ۱ شب رفتم ک گفتن ۶ سانته و بستری شدم،ساعت ۴ صب بلاخره زایمان کردم😅
من ساعت۱۱نیم رفتم دو سانت بودم سر بچه تو لگن بود ساعت چهار نیم پنج شدم هفت سانت درد زیادی نداشتم یهو پنج نیم زور گرفت منو شدید گفتم به ماما داره میاد گف زور نزن دیگ سه تا زور زدم نینیم بدنیا اومد خیلی خیلی راحت بود واسم
تجربه خوبی ندارم، چون کلا سخت زا هستیم، حس میکنم بگم ممکنه بعضیا بگن استرس وارد کردی و....
بنظرم چون بدن با بدن فرق داره هرکسی خودش تجربه کنه بهتره
برای من اصلا تجربه خوبی نبود چون قرار بود فسقل خانم ۴ خرداد با سزارین به دنیا بیاد ولی تصمیم گرفت ۲۶ اردیبهشت طبیعی به دنیا بیاد واقعا تجربه سخت و عذاب آوری برام بود.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.