من بل نوشتت گریم گرف
چون دقیقا الان شرایط شمارو دارم🥹🥲
چقققدر حرف دل منو زدی چقدر دلم واسه چهارماه اول زایمانم تنگ شده بعدش جنگ و عیدنوروز و اینا اومد همه چی بهم ریخت ولی باز الانم بخاطر وجود بچم خدارو شاکرم ، انشالله بعدا ببینیم چی پیش میاد امیدوارم اوضاع از اینی که هست بهتر بشه.
بیدارم پسرم 12 خوابید نیم ساعت بعد بیدار شد تا الان داشت بازی میکرد الان داره شیر میخوره بخوابه امیدوارم خوب بخوابه منم بخوابممم
منم دلتنگ روز زایمانم میشم اون لحظه ای که صورت گرمش گذاشتن رو صورتم بی اختیار اشک ریختم ، اون روز خیلی خوشحال بودم یعنی تا چندین روز اون خوشحالی عمیق از دلم نمی رفت با وجود اون همه درد ، شبیه حسی بود که تو بچگی یه چیزی رو از ته دل میخواستیم مثلا یه اسباب بازی یا چیزی شرایطش پیش نمیومد داشته باشیمش و یهو یکی برامون همون وسیله رو کادو میآورد، منظور شبیه همون خوشحالی خالص و عمیق بچگی بود اصلا شبیه احساسات بزرگسالی نبود ، ای کاش ماشین زمان بود منم بر میگشتم به شش ماه پیش همون روز زایمانم
منم دارپ شیرمیدم بهش در حال خوابیدنه
عزیزممم حرف دلمون رو نوشتی منم وقتی ب پناه نگاع میکنم اینارو میگم وقتی جنگ شد از عذاب وجدان داشتم میمیرم خیلی نگران آینده ام قراره چی بشه
الهی عزیزم چ قشنگ بود نوشته ات
منم پسری و بابایی خوابن ولی باید یکم مغزم اروم شه تا بخوابم😄 منم. دلم تنگ بارداری و نوزادیش میشه خیلی
عزیزممم🥲♥️
چقدر قشنگنوشتی😍
حاضر
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.