۹ پاسخ

والا منم چندماهه گواهینامه گرفتم ماشین همینطور افتاده تو پارکینگ شوهرم صبح میره شب میاد منم نشستم خیلی رانندگی خوبه خیلی شوهر من اراده رو از من گرفته میگه خودت برو بخر بشین پشت فرمون انگار الکی ماشین خریدن

چقدر منی دختر من ۸نه ساله گواهینامه گرفتم همش میترررررررسم مث سگ نتونستم بشینم همه نشستن همه دوره ایام ماشین خریدن من هنوز نتونستم از خودم بدم میاد 😭😭😭

والا منم همینجورم

چقدز منی الان نزدیک ۱۵ ساله گواهی نامه دارم اونوقت شاید تا حالا ۴ بار رانندگی کردم انقدر وقتی میشینم دلشوره دارم و دست پامو گم میکنم و خودمو میبازم انگار پشت هواپیما میخام بشینم همش میگم تصادف نکنم جایی گیز نکنم از کوچمون هنوز نمیتونم در بیام از بس میترسم انقدرم دوست دارم رانندگی رو ک

انشاله ماشین بخری...ببخشید دختر منم همسن دختر شماس رفتم کافی نت گفت سنجش برا کلاس اول نه برا پیش ...اینجا همه گفتن بردیم سنجش

هیچکس تو شکم مادرش استاد نبوده چ مرد چ زن
با آرامش سوار ماشین بشو رانندگی کن یه هفته اول تمرین کن برو جاهای خلوت تا هم استرست از بین بره هم اوکی بشی
فقط سوار شو بعدش میبینی چقدر خوب هست باید احتیاط کنی و قوانین رانندگی رعایت کنی

منو چی میگی من گواهینامه دارم 2 تا ماشینم داریم رانندگی نمیکنم میترسم خسته شدم واقعا همه جا مثل آواره ها هستم

یعنی فقط اینو بدون که از هفتتتتت دولت آزاد میشی
ما هم یه ماشین داریم شوهرم با موتور میره میاد ماشین دست منه

خب گواهینامه داری چرا رانندگی نمیکنی

سوال های مرتبط

مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام
مادر همکار همسرم چند روز پیش فوت کرده و بعد الان امشب ختم گرفتن و همسرم هم میخواد بره از ساعت ۹ تا ۱۱ هست و فکر کنم مسجد گرفتن و حالا اون مسجد جای شلوغی هم هست ، منظورم اینه ترافیک و .... زیاد داره و مثلا همسرم دیگه باید ۸ یا ۸ ونیم راه بیفته و از اون سمت هم که اگه ۱۱ تموم بشه تا بیاد خونه ، دیگه ۱۱ ونیم یا ۱۲ شده ، بهش میگم خوب برو یه فاتحه بخون و بیا ، میگه نه باید یکم بشینیم و همه همکارا هستن و شام هم میدن
پسرم یک یا دو ساعت هست خوابیده و کم کم باید بیدار بشه و بعد دیگه تا باباش نیاد نمی‌خوابه و یکسره غرغر می‌کنه و همش میگه حوصله ام سر رفته
روزای زوج اضافه کار می‌ره و قرار شد ،دو روز در هفته بره و یک روز خونه باشه و بیشتر پیشمون باشه ، حالا از وقتی که اومده خونه ، سریع ناهار خورده و لباس هاش عوض کرده و مادرشوهر رو برد دکتر برای دندون هاش و بعد باز یک دکتر دیگه برای کمر و الان هم اومد ، باز رفت کتاب های پیش دبستانی پسرم رو منگنه یا سیمی کنه و چند تا چیز بخره و بیاد خونه و باز وقتی هم بیاد ، یکسره سرش تو گوشی هست و بعد هم آماده میشه و می‌ره ختم
خوب امروز که نرفت برای من چه فایده داشت ، میخواستم حموم برم ، کتاب قرآن پسرم جلد کنم ، شام هم نداریم و همین طور ناهار برای فردا و خونه هم مرتب نیست و گردگیری و جاروبرقی میخواد و ظرف های شسته شده رو باید سرجاش بزارم و .......
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری