من سه روز بعد آخرین سنوگرافی سزارین شدم چون آب دور جنین کم شده بود اون سه روز خیلی استرس داشتم.روز زایمان صبح پنج باید بیمارستان بودیم فقط یک ساعت تونستم بخوابم اولین بارم بود که اتاق عمل قرار بود برم هم ذوق دیدن دخترمو داشتن هم استرس عمل و بعدش .تا هشت همراهم پیشم بود بعدش نذاشتن تا ده و نیم تنها اتاق زیر سرم بودم سوند هم برام همونجا زدن وقت عمل با ویلچر منو بردن .استرس زیاد داشتم ولی هی به خودم دلداری میدادم تا اینکه دکتر کمک بی هوشی اومد منو برد اتاق عمل باهم راه رفتیم تا اتاق عمل برسیم متوجه شدم با کمک بی هوشی قبلا همکار بودیم خیلی خوب شد خیلی کمکم کرد یه دقیقه از بالای سرم کنار نرفت دو جا خیلی دلم ریخت یکی وقتی بچه رو کشیدن بیرون داد زدم کاملا حس کردم بچه از داخل وجودم کنده شد .دومین بار هم من میوم داشتم قرار شد دکتر اونارو برداره.بعد برداشتن میوم ها رحمم رو ماساژ دادن دلم ضعف میکرد تهوع داشتم بعدش رحمم رو برگرداندن جاش اون موقع هم داد زدم انگار جونم در می اومد .بعد عمل تا شش ساعت هیچی متوجه نشدم بی حس بودم و آمپول مسکن میزدن ولی بعد شش ساعت کم کم دردها شروع شد شیاف خواستم دادن و دیگه سرپا شدم تنها اذیتم بخیه هام بود باور میکنید من فقط شش ساعت خوابیدم بقیش سرپا بودم خونه هم اومدم خودم کارهامو کردم
از اینکه خیلی راحت بود غافلگیر شدم🤣
من ک خیلی راضی بودم هیچی نفهمیدم ازهمون روزدومم سرپابودم بچم زردی کردرفتم بیمارستان بستریش کردم کلی کارکردم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.