۱۴ پاسخ

منم مث توام عزیزم
خودم از خودم بدم میاد
اعصابی برام نمونده

منم خیلی داد میزنم سر بچه اصلا حوصلشو ندارم هی به خودم میگم این بچس نمیفهمه ولی تا اذیت میکنه دوباره داد میزنم دست خودم نیس نمیدونم چکار کنم 😭

نمیدونم چی بگم عزیزم ولی حتما یه راه حلی پیدا کن واقعا بچه ها گناه دارن و پناهی جز ما ندارن

مصرف قرص خیلی هم خوبه وقتی قراره رفتار والد با بچه نامناسب باشه اقلا بچه اسیب نمیبینه
منم سیتالوپرام مصرف میکنم ارومترم.

تو چقد منی🥹

حتما یه مشاوره آنلاین با یه مشاور و یا پزشک بگیر..واقعا بچه ها گناه دارن

منم عزیزم دقیقا مثل توام اصلا اعصابم نمی‌کشه کارا و رفتارهای بچم رو

من از فلوکسیتین خیلی راضی بودم بی خیال عالمم کرد😅👌🏻

من الان چند روز قرص B12
میخورم ارومم کرده خیلی تاثیر داشته ضرر هم نداره مصرف کن شاید روت اثر داشت من اصلا اعصاب دخترم نداشتم کلا باهاش دعوا میکردم

عزیزم به قرص و اینا نیست باید خودتو با این شرایط وفق بدی باید بچتو با کاردستی کتابای مختلف رنگ امیزی سرگرم کنی متاسفانه چاره ای نبست تا از ابن سن گذر کنن خودم اوضام وحشتناکه ولی مدام بابد یجوری گولش بزنی من با کاردستی و قیچی پلاستبکی و چسب ماتیکی حسابی سرگرم میشه بابد ببینی چی دوس داره

منم اینجوریم یه مدتیه قرص آسنترا۵۰ دارم میخورم یکم بهترم

میرون میره یا بیشتر خونس؟

هم بازی نداره؟

منم همینم من ک بخدا مغز برام نمونده با دوتا بچه یکیشون نقشه می‌کشه یکیشون عملی می‌کنه هممممممش خرابکاری همششش فوضولی

سوال های مرتبط

مامان یزدان مامان یزدان ۳ سالگی
سلام مامانا من از دست این بچه خیلی عصبی شدم میترسم آخر سکته کنم بعضی موقع ها دیگه طوری به مغزم فشار میاد که میگم الان رگ مغزم می ترکه اصلا حرف گوش نمیده هرچی خودم کنترل میکنم که به درستی بهش میگم مامان نکن خطرناکه یا فلان چی کثیف هست دست نزن بدتر می‌کنه که دیگه مجبور بشم یا کتکش بزنم یا دعواش بکنم مثلا اگر رفتیم خیابون اصلا یه جا بند نیست فقط دو می‌کنه هرچی میگم ماشین میاد خطرناکه اصلا حالیش نیست او روز رفتم بازار تو پاساژ دو می‌زنه من برم پله برقی هرچی میگم نرو خطرناکه باهم میریم اصلا نمی ترسه دیگه اول تا آخر بغلش کردم که دیگه خورد شدم کاری می‌کنه که جلو همه دعواش کنم الان هم از خواب که بیدار شده تو یک ساعت ده تا خرابکاری کرده رفته رو صندلی قیچی آورده میگم بده به من قیچی خودت بردار نمیدهد اومدم تاید بریزم تو شیشه اومده فوتش کرده ریخته تو صورت و موهاش بعدش هم رفته ظرف لوبیا که خیس داده بودم از رو کمد ریخته کف آشپزخونه باباش هم اگر گفتم ببرش بیرون میگه خودت هم بیا اگرم حرفی زدم میگه بچه هست ولی اگر خودش ده دقیقه بردش میگه بیا که دیوونه شدم