۲۱ پاسخ

قهریم الان😒
بارداری بارداری بارداری

یک هفته پیش دعوا کردیم باهم حرف میزنیم عادی هستیم ولی نسبت بهم خیلی سرد شدیم

امشب

دیشب قهر کردم باهاش سر اینکه قرار بود ماساژم بده یادش رفته بود🤦‍♀️بعد نیم ساعت که فهمید دلیل قهرمو اومد ماساژم داد اشتی کردم🤪

از دیشب تا امروز سر پول زایمان و بیمارستان دعوای وحشتناکی داشتیم.و بعد جهازمو کوبید سرم الان خونه مامانمم پس فردا زایمانمه گفتم نمیخوام سر زایمانم باشه پول زایمانو خودم جور کردم.چقد ازش متنفرم اشتباه کردم بچه دار شدم

دیشب باهاش دعوا کردم گفتم سر کار میایی زود میخوابی من حرف اینو اونو میزنم ب حرفام گوش نمیدی گفت میشه تو حرف بزنی من فقط هوم هوم بگم گفتم خبه میشه گفت باشه باخیال راحت غیبتتو بکن من گوش میدم ی ساعتی هوم هوم کرد خاموش شد باهاش دعوا کردم عین خیالشم نبود خوابید امروز صبح پا شد کلی معذرت خواهی کرد آشتی کردم باهاش😕

چ‌عجیب یادم نیس😂🥹

امروزظهرهنوزتوقیافه ام باهاش

چند روز پیش بود ، سر اینکه من حامله ام نمیتونم برم مهمونی و هر هفته فامیلاش مهمونی میگیرن دعوا کردم قهر کردم رفتم خونه بابام گوشیمم خاموش کردم.بعد پنج دقیقه پاشدم رفتم آرایشگاه موهامو براشینگ کردم رفتم خونه آرایش کردم بعدش رفتیم مهمونی اونجام کلی با شوهرم رقصیدیم و خوش گذشت.
کلا بدجور هورمونام ریخته به هم و قاطی کردم

پریشب
چنددقیقه بعدیافرداصبح اصلا يادمون نمياد
همسرم بیشترسعیشومیکنه قهرنمونیم
البته‌ نمیتونم قهربمونم

قبل بارداریم بود یادم نمیاد چی بود و چطور اشتی کردیم دیگه بعد بارداریم بحث نکردیم

دیشب اخرشم خودش اومد اشتی ولی دعوا نبود بحث بود فقط

همین امشب
سر اینکه چرا با من شام نخورد گفت خستمه میرم بخوابم😬
منم قهر کردم بیچاره با چشای خوابالو اومد باهام غذا خورد با اینکه گشنش نبود

من پریشب دعوا کردم
چون عادت داره سشوار میکشه بدون اینکه خاموش کنه از برق میکشه
بعد سری بعد من تا میزنم به برق یهو سشوار روشن میشه برق از سرم میپره😅
دعوا کردم
آشتی کردیم چون طبق معمول اومد منت کشی🤣🤣

هر ساعت و ثانیه باهام قهره و هر روز چیزایی میگه که دلم به خودم بسوزه ... والا دیوونه شدم ای کاش بچه نداشتم

این چه سوالیه آخههه
هر موقع به این فکر میکنم بلافاصله دعوامون میشه

اخرین باز خداروشکر یادم نیس ولی یادمه بخاطر مادرشوهرم بود .

ولی ظهری دلم گرفته بود کلی گریه کردم از دست همسرم نه از دست گرونی از دست مجبوری دنیا
تاپیک قبلی مو نگاه کن بخون تو ام نظرتون بده
البته الان مخام یک تاپیک دیگه بزارم اون میرن پاین تر

بنام خدا بعد از ظهر چون هورمونام بهم ریخته بود از استراحت مطلق و بارداری خسته شدم اول یدور با خانواده خودم دعوا کردم دلم راضی نشد زنگ زدم اون بدبختم شستم بعد ک اروم شدم با همه اشتی کردم😁😁😁😁مامانم دیگ میگفت اخه بمن چه مگ تغصیر منه حامله ایی من چکاره ام🤣🤣

دیروز ساعت ۱۰صبح تاالان قهریم

هر دقیقه و هر ثانیه

چند ماه قبل یه ساعت نشد اومد اشتی کردیم 😂😂😂

سوال های مرتبط