درک نمیکنم اینایی که میان میگن بچه ای زوده و ....
هر کسی یه زندگی جدا داره خودش و همسرش هم عقل دارن خودشون باید تصمیم بگیرن ....
همیشه مردم هستن ک بزنن تو ذوق ادم
من ۲۶سالمه قدم یکم کوتاهه پنج ساله عروسی کردم هر کی بهم میرسید میگفت بزار اول بزرگ بشی بعد بچه بیار ...
اوایل ناراحت میشدم بعد با خودم گفتم خب اینایی که دارن این حرفو میزنن صد در صد عقل ندارن نمیفهمن که یه زن ۲۶ساله دیگه قدش رشد نمیکنه ...
چرا باید بخاطر حرف مردم مادر شدنمو عقب بندازم
الانم از وقتی فهمیدن باردار شدم مامان کوچولو صدام میکنن
از این حرفشون متنفرم اعصابمو خورد میکنن ولی دارم سعی میکنم این ادمارو از زندگیم حذف کنم
۱۷ سالگی عقد کردم. ۲۱ سالگی عروسی کردم. میرفتم سرکار. ۳ ماه از عروسی گذشت تصمیم گرفتم بچه دار بشم دیگه سرکارم نرفتم . چند ماه طول کشید تا باردار شدم.دلیل زود بچه دار شدنمم مدت طولانی عقدم بود که جلوگیری داشتیم و خیلیم علاقه به بچه داشتم
بنام خدا دیدن بیبی چکای تو گهواره🫠🫠
یا کلا بخاطر گهواره🤣🤣
ادمو ترغیب میکنه
کم سنی
زوده
چند ساله ازدواج کردی؟
با درسی ،هنری،کاری فعلا مشغول شو،تو این دوره زمونه که حتی تحصیل هم رو شونه مادره،داشتن تحصیلات و هنر خیلی مهمه
تقریبا یه سال بعد عروسی دیگه حس مادری اومد برام. دلم واقعا بچه میخواست . با همسرمم صحبت کردم اونم بالاخره راضی شد. ولی الان دو ساله نمیشه خخخ
با اینکه شاغلم اما وقتایی ک خونه ام احساس میکنم خیلی تنهام
دوست داشتم یه نینی تو خونه باشه
جو خونه مون گرم تر بشه
وقتی یکم اززندگی میگدره و روزا تکراری میشه و تنهایی خود به خود دلت میخاد یه بچه داشته باشی باهاش سرگرم باشی تا جوانی بیار
والا من ۵ سال بود ازدواج کرده بودم هی میگفتم ب اطرافیان که شرایط بهتر بشه فلان کارمون حل بسه بعد میارم،رفته رفته دیدم شرایط بهتر ممیشه هیچ بدترم میشه جنگ میشه فلان دیدم دنیا طبق خواسته های من پیش نمیره پس چه بهتر بیارم حداقل خیالم راحته که یدونه دارم دیگه بعدا برای باروری مشکلی ندارم
من ۵ سال پیش اقدام کردم هم خودم هم شوهرم میخواستیم ولی سقط شد، ۶ ماه بعدش بازم باردار شدم ولی پوچ بود. در همین حین کمرمو عمل کردم و شرایط زندگیم عوض شد و دیدم هنوز امادگی مادر و پدر شدن نداریم در نتیجه ۴ سال دست نگه داشتم و الان دوباره باردارم
توکه خیلی کوچولویی اقدامی؟
والا ما قصد بچه دار شدن نداشتیم یعنی میخواستیم شرایط بهتر بشه خونه بخریم بعدا ولی جنگ شد به این نتیجه رسیدم که دلم میخاد مادر شدن و تجربه بکنم نباید حسرت به دلم بمونه خیلی دوست داشتیم ولی خب قسمت نمیشد راضیم ولی خب بازم میگم کاش بازم شرایطم بهتر بود الان هم باید پول بازسازی خونه بدیم هم سیسمونی هم برای بیمه تکمیلی خیلی مشغله ذهنی دارم نمیتونم از مادر شدن زیاد لذت ببرم
از همون اوایل عقدمون شوهرم دوست داشت زودتر بچه دار شیم و اینا ولی الان هشت ماهه ازدواج کردیم و هنوز بچه دار نشدیم😅
هنوز فکر نکرده بودم که حامله شدم
برای دومی هم دیدم خواعرشوهرم بچش دنیا اومد خیلی شیرین بود دلم خاست
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.