۹ پاسخ

بیهوش کامل بشیم بهتر نیست؟؟

اون لحظه که برش میزدن هیچی حس نمیکردی؟
ترسناک نبود؟

مبارک باشه عزیزم

سلام مبارک باشه به سلامتی خدا حفظش کنه ماشاالله

اگ میرفتی طبیعی چی میگفتی هر دقیقه میان دستشونو میکنن توت میچرخونن😂

مبارکتون باشه

چقدر خوب گفتی 😍قسمت های بعدی هم بگو عزیزمم قدمش مبارک باشه عزیزممم😍

مبارکت باشه عزیزم خوش قدم باشه الهی

قسمت بعدیو الان مینویسمممم 😬

سوال های مرتبط

مامان پسته پسر👶💙 مامان پسته پسر👶💙 روزهای ابتدایی تولد
#تجربه سزارین ۱
بخاطر طولانی بودن‌ و محدودیت گهواره مجبورم‌توی چند‌پارت این‌تجربه رو باهاتون شریک بشم .
من تجربه های مختلف رو تو گهواره خونده بودم و با کلی اضطراب ساعت ۶/۵ صبح ۲۶ خرداد رفتم بیمارستان برای تشکیل پرونده .
بعد از گرفتن فشار خون و nst نوبت سوند زدن شد. من از قبل به دکترم گفتم سوند رو تو بی حسی بزنیم اماقبول نکردمتاسفانه .
سوند : سوند زدن برای من یکمی دردناک بود چون ترسیده بودم وخودمو سفت میکردم . اگه بدنتون رو شل کنید متوجه نمیشین چون خیلی سریع انجامش میدن درحد چند ثانیه .بعد از سوند احساس سوزش داشتم و نشستن واسم سخت شده بود . بیست دقیقه ای منتظر شدم که صدام زدن رفتم اتاق عمل . اونجا اضطراب زیادی داشتم اما پرسنل اتاق عمل مخصوصا دکتر بیهوشی اینقدر مهربون و خوش رو بودن وسعی میکردن کمی آرومم کنن.
آمپول بی حسی : آمپول بی حسی برای من درحد یه سوزش ساده بود و واقعا ترسناک نبود به محض اینکه آمپول بی حسی رو زدن پاهام داغ شد اما دکترم گفت یه گفت ۱۰ دقیقه طول میکشه بی حس بشی و من میخوام بتادین بزنم ممکنه سردیش رو حس کنی پس نگران نباش ، اما به یک دقیقه هم نکشید که فشاری زیادی رو شکمم حس کردم و صدای پسرکم رو شنیدم و اونجا متوجه شدم دکتر خیلی زود کارش رو شروع کرده بود برای اینکه استرسم کم بشه اینطوری گفته بود.🙃
مامان جوجه طلاییا🐣 مامان جوجه طلاییا🐣 ۲ ماهگی