سوال های مرتبط

مامان نیلا مامان نیلا ۴ ماهگی
میخام در مورد زایمان سزارین بگم طبیعی که خیلی بد بود از ساعت نه صبح تا سه صبح روز بعد درد طبیعی کشیدم اخرشم سزارین شدم
بخام از اول بگم سوند اصلا به هیچ عنوان درد نداره امپول بی حشی هم اصلا ترس نداره من همش نگاه میکردم امپول بی حسی رو ببینم ولی دکتر بیهوشی نذاشت گفت صورتتو اونور کن 😂😂امپول بی حسی رو که زد فقط ی لحظه ی پرش کوچولو داشت کمرم فکر کنم دو دفعه زد تو کمرم چون تکون خوردم کمی امپولو که زد پاهام یهو گرم شدن بهم گفت حس داری گفتم اره گفت کو پاتو بلند کن بلند که کردم خورد به سینی 😂😂گفت عه چرا این بی حس نشد حتما کارم خوب نیست بعد دو دقیقه از کمر به پایین بی حس شدم درد رو حس نمیکنین فقط میدونین دارن چیکار میکنن برشو که زد بچه رو که دراورد من حالم بد شد شروع کردم ب لرزسدن سه دفعه نفسم رفت بالا اوردم گفتم نمیتونم نفس بکشم گفت اثر بی حسیه ی جوری لرز کرده بودم ک قلبم درد میکرد سه تا پتو انداختن روم خیلی سردم بود تا زمانی که اثر بی حسی رفت من میلرزیدم
زایمان سزارین زایمان سزارین زایمان سزارین
مامان هایلین مامان هایلین ۴ ماهگی
خب خانوما همون طور که تو تاپیک قبلی گفتم من هم تجربه زایمان طبیعی دارم هم سزارین
طبیعی که همون طور که همه میدونن درد قبلش وحشتناکه ولی بعدش راحتی
ولی سزارین از اولش بخوام بگم سوند گذاشتن اصلاا درد نداشت یکم احساس سوزش داشت و حس بدی بعد گذاشتن به آدم دست میده که رفته رفته بهتر میشه بعد سوزن بی حسی اصلا درد نداشت موقع جراحی خیلی اذیت شدم مخصوصا موقعی که بچه رو میکشیدن بیرون خیلی حس بدی داشت قلبم داشت میخوابید ،ماساژ اصلا درد نداشت وقتی بی حس بودم انجام دادن هیچی نفهمیدم بعد اینکه اثر بی حسی رفت هم سرم مسکن زدن با شیاف گذاشتن درد زیاد نداشتم درد اولین راه رفتن که زیاد بود ولی وحشتناک نبود در کل فقط موقع جراحی اذیت کننده بود برام ولی درکل دردا با شیاف قابل تحمله و الانم که ۳ روز میگذره بهتر شدم و دردام کم شده
در آخر بخوام بگم اگه بتونید درد طبیعی و تحمل کنید بهتره چون بعدش خیلی راحتی خودت بلند میشی راحت کاراتو میکنی ولی سزارین باید یکی باشه که کاملا کمکت کنه
الان اگه واقعا نمیتونم بگم کدوم راحته و برا بچه بعدی اگه بخوام بیارم واقعا نمیدونم کدوم و انتخاب کنم 😂😂
مامان هانا مامان هانا ۷ ماهگی
سلام به همه من شنبه زایمان کردم بخاطر نشتی شدید کیسه آب🥹
اومدم راجب سزارین بگم
اول اینکه عطسه کردم احساس کردم خیس شدم نگاه کردم دیدم اندازه یه کف دست اب ترشح شده ازم
رفتم بیمارستان دکترم گفت بستری کنن تا صبح بیاد که بستری شدم
۶صبح دکتر اومد منم بهم اومدن سوند وسرم وصل کردن که هیچ‌کدوم درد خاصی نداشت در حد ثانیه تا میاد درد بگیره تموم شده
بعدش منو بردن برای زایمان اونجا اطلاعات پرسیدن بردن اتاق عمل
دکتر بیهوشی گفت بیهوشی یا بی حسی از کمر که خب من بی حسی از کمر انتخاب کردم
تا دکتر لباس عمل بپوشه بی حسی رو زدن که اصلا درد نداشت به‌نظر من سوند دردش از امپول بی حسی بیشتر بود ولی خب من از استرس میلرزیدم نهایتا دیدم درد نداره کمرمو شل کردم راحت تر شد
در عرض چندثانیه تمام پاهام وشکمم بی حس شد کاملا نمیتونستم تکون بدم بعدم منو خوابوندن دستامو بستن یه پرده جلوم کشیدن دکتر شروع کرد
من متوجه میشدم که دکتر داره برش میزنه ولی هیچ دردی نداشتم که کم کم همونم متوجه نشدم
بعدش همش تو حالت گیجی بودم حالت تهوع وتپش قلب داشتم که بهشون گفتم دارو زدن خوب شدم یکم بعد نی نی رو گذاشتن رو صورتم 🥺♥️
بعدشم که بخیه واین‌کارا وخوابم بردمنم رفتم ریکاوری
توی ریکاوری بچه رو اوردن ماما بهش شیر داد منم گیج بودم یکم
بعدم رفتیم اتاق که خب دردام شروع شد مسکن زدن اروم شدم
مامان هامین🩵 مامان هامین🩵 روزهای ابتدایی تولد
تجربه من از سزارین پارت1🩵:
به عنوان کسی که آستانه درد خیلی پایینی داره بزارید این مژده رو بهتون بدم که سزارین خیلی راحت تر و آسون تر از چیزی که تصور میکنین!
برای سوند اگه شل کنین خیلی میتونه راحت تر باشه اما من متاسفانه خیلی حساسم و کلی سرش اذیت شدم تا وصل کردن،از اتاق عمل بخوام بگم یه محیط شبیه به حمام میمونه ! من رو بردن روی یه تخت باریک که وسط اتاق بود نشستم پاهام رو دراز کردم و خم شدم رو به جلو پاهامو گرفتم تا آمپول بی حسی تزریق کنن،تزریقش درد آنچنانی نداره و قابل تحمله ،شاید یک دقیقه بعد تزریق داغی توی پاهام حس کردم که به مرور بیشتر شد و در نهایت بی حس شدم.بعد از زدن آمپول بی حسی سریع دراز کشیدم با کمک خودشون ،یه پرده آوردن گذاشتن جلوی صورتم اکسیژن وصل کردن و شروع به کار کردن،طی عمل من فقط ایت الکرسی میخوندم،شاید کل تایم عمل نیم ساعت زمان نبرد .بچه رو که در آوردن شروع به گریه کرد و من همین که صداش رو شنیدم خیالم راحت شد.بردن تمیزش کردن و اوردن گذاشتن کنار صورتم ،میتونم بگم قشنگ ترین لحظه زندگیمو تجربه کردم اون لحظه
مامان نیلا مامان نیلا روزهای ابتدایی تولد
سلام مامانا من اومدم بعد سه روز
پنجشنبه صبح سزارین اختیاری شدم از تجربم بخوام بگم واقعا واس مامان اولیا ی تجربه کاملا جدیدیه که بیشتر حالت شوکه شدن داری وعملی باید کنی که مجبوری 🥴😄درکل ی حسیه که بنظرم واس هرکی متفاوته واس من حالت شوکه شدن بود ولی درکل بسپارید ب خدا هیچ استرس نداشته باشید صبح پنجشنبه ساعت 6بود که سوند وصل کردن برام که منم اولین بارم بود سوند گذاشتم اینجور بتون بگم که کامل شل کنید یبار نفس عمیق و دوسه بار اون نفس عمیق رو بصورت فوت کردن بدین بیرون و تمام اصلا درد نداشت فقط سوزش دارید که اونم ی کمی طول میکشه .
بعدش با ویلچر بردنم اتاق عمل فضای اتاق عمل بیمارستان مریم خیلی خوب بود بچهای پرانرژی و شادی بودن دوسشون داشتم دکتر بی حسی اومد که بی حسی برام بزنه از کمر من خیلی فوبیای اینو داشتم که متاسفانه بخاطر همین فوبیامم هی سفت میکردم خودمو و مجبور شدن چند بار امپول بزنن و واقعا هم اصلا ترس نداشت من اشتباه کردم ترسیده بودم کامل شل کنید اصلا درد نداره
بعدش دراز شدم حس کردم پاهام داره داغ میشه همش میگفتم من حس دارما اوناهم میگفتن باشه و میخندیدن😂
ک بعدش دیگ واقعا بی حس شدم و عملم پونزده دقیقه بیشتر نشد خانم دکتر سکینه قربانی واقعا بینظرن و پر از تجربه و تبحر زیاد
بعدشم ک‌اصلا سرمو تکون ندادم خیلیم کم حرف زدم و خداروشکر اصلا سردرد نشدم
مامان سفید برفی ♡ مامان سفید برفی ♡ ۱ ماهگی
مامان حلما🥹🎀 مامان حلما🥹🎀 ۴ ماهگی
پارت دوم تجربه زایمان
سزارین
اینم بگم که قبلش سوند رو وصل کردن حقیقتا واسه من دردناک بود و الانم بی اختیاری گرفتم واقعا
به دکتری که نوبت گرفته بودم واسه فردا زنگ زدن و اومد کلا تا اینجا 3 ساعت گذشته بود از زمانی که بستری کرده بودن
دیگه رفتیم اتاق عمل دکتر بیهوشی اومد گفت بخاطر اینکه شام خوردی نمیتونم بیهوشت کنم
بی حسی گرفتم درد داشت ولی نه زیاد
دقیقا 00:00 حلمای من دنیا اومد

تمیزش کردن و گذاشتن روی صورتم بهترین حس دنیا رو داشتم تجربه میکردم موقع ای که نافش رو قیچی زدن حس کردم یچی ازم جدا شد حس خوبی بود واقعا اونجا پی بردم مادر یعنی چی حس مادری یعنی چی🥹
من از اول عمل لرز شدید داشتم تا بهم سرم نزدن خوب نشدم من توی بخش هم که اومدم هنوز حسم نیومده بود طول کشید تا حسم بیاد
کم کم که بی حسیم رفت دردام شروع شد وحشتناک درد میکنه تا وقتی راه نیوفتادی
نمیگم بعدش درد نمیکنه ها چون واقعا دردش وحشتناکه اصلا شبیه چیزی نبود که فکرش رو میکردم

پاشدن واقعا درد آوره راه رفتن چه اولی چه بعدیا واقعا درد آوره
مامان پسته پسر👶💙 مامان پسته پسر👶💙 ۳ ماهگی
#تجربه سزارین ۱
بخاطر طولانی بودن‌ و محدودیت گهواره مجبورم‌توی چند‌پارت این‌تجربه رو باهاتون شریک بشم .
من تجربه های مختلف رو تو گهواره خونده بودم و با کلی اضطراب ساعت ۶/۵ صبح ۲۶ خرداد رفتم بیمارستان برای تشکیل پرونده .
بعد از گرفتن فشار خون و nst نوبت سوند زدن شد. من از قبل به دکترم گفتم سوند رو تو بی حسی بزنیم اماقبول نکردمتاسفانه .
سوند : سوند زدن برای من یکمی دردناک بود چون ترسیده بودم وخودمو سفت میکردم . اگه بدنتون رو شل کنید متوجه نمیشین چون خیلی سریع انجامش میدن درحد چند ثانیه .بعد از سوند احساس سوزش داشتم و نشستن واسم سخت شده بود . بیست دقیقه ای منتظر شدم که صدام زدن رفتم اتاق عمل . اونجا اضطراب زیادی داشتم اما پرسنل اتاق عمل مخصوصا دکتر بیهوشی اینقدر مهربون و خوش رو بودن وسعی میکردن کمی آرومم کنن.
آمپول بی حسی : آمپول بی حسی برای من درحد یه سوزش ساده بود و واقعا ترسناک نبود به محض اینکه آمپول بی حسی رو زدن پاهام داغ شد اما دکترم گفت یه گفت ۱۰ دقیقه طول میکشه بی حس بشی و من میخوام بتادین بزنم ممکنه سردیش رو حس کنی پس نگران نباش ، اما به یک دقیقه هم نکشید که فشاری زیادی رو شکمم حس کردم و صدای پسرکم رو شنیدم و اونجا متوجه شدم دکتر خیلی زود کارش رو شروع کرده بود برای اینکه استرسم کم بشه اینطوری گفته بود.🙃