۶ پاسخ

بسلامتی عزیزم مبارکه

من از اتاق عمل به شدت میترسم چیکار کنم شده فوبیای هر روزم

بسلامتی .قدم نورسیده ات مبارک عزیزم

سزاریم اولی؟
من سراولی راحت بودم
سر دومی سرویس شدم

من دیروز صبح سزارین شدم
با وجود پمپ درد خیلی درد دادم
درست راه نمیتونم برم
حین راه رفتن نفس کشیدن‌و حرف زدن برام عذابه

درخواست بده

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۴ ماهگی
خلاصه تا آماده بشم و دکتر بیاد ساعت های ۴ بعد از ظهر روز ۸ اردیبهشت شد.
رفتم اتاق عمل و دکتر دعوام کرد که تو حتما ورزش نکردی این چه طرز بارداری هست و منم گفتم بخدا از ۲۰ هفته کلاس ورزش میرفتم و واقعا هم همین بود. فعالیت خیلی زیاد داشتم . حتی تو زایشگاه یک سره ورزش میکردم اما خب نشد.
من بی‌حسی از کمر بودم که حقیقتا بی حسی رو که زدن واقعا از آمپول هم دردش کمتر بود ، باورم نمیشد که حتی نفهمیدم دقیقا کی بی حس شدم و سوزن وارد شد 😅
سوند گذاشتن هم درد نداشت برام . سوزش داشت با یک حس عجیب غریب
بعدشم که عمل رو شروع کردن قشنگ می‌فهمیدم برش زدن رو اما مطلقا دردی نداشت.
خلاصه‌ عمل سزارین از آب خوردن هم راحت تره
اما نگم از بعدش
داغون شدم . بخصوص برای پاشدن. وای خیلی وحشتناکه
برای یک دستشویی ساده می‌میرم و زنده میشم.
هرچی که بود خدارو شکر تموم شد و سالمیم♥️
لطفاً اگر تجربه ایی هم برای این درد زیاد شکم و بهبودی سریعتر جای بخیه ها دارید بهم بگید . مرسی ♥️
مامان 🌻نور دخت☀️ مامان 🌻نور دخت☀️ روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان سزارین::
با دکترم هماهنگ کردیم نهم شهریور ۷ صبح رفتم بیمارستان عسگریه اصفهان و تشکیل پرونده دادم و امادم کردن برای عمل، ازمایش گرفتن، اومدن سوند وصل کردن که درد نداشت درحد یه سوزش خیلی ضعیف ولی همش حس ادرار داشتم که اذیت کننده بود، بعدم امادم کردن برا اتاق عمل که دکترم ۸ اومد ، گفتم بی حس از کمر میخوام که قبول کردن و خیلی خوب برام امپول بی حسی زد خانوم دکتر بیهوشی، پرسنل اتاق عمل خیلی مهربون و باحال بودن، بعد بی حسی سریع خوابوندنم و دیدم پاهام دیگ حس نداره و عملو شروع کردن، یک دقیقه بعد دخترم بدنیا اومد و گریه میکرد صورتشو گذاشتن رو صورتم اروم شد😍 بعدم حدود ۴۰ دقیقه بخیه هام طول کشید، بعدعمل هم بردنم ریکاوری که دخترمو اوردن گذاشتن لخت روی سینم و یه لباس دورخودمو دخترم کشیدن همونجوری بردنم تو بخش، بی حسی که رفت درد خیلیییییی زیادی کشیدم، اشتباه کردم پمپ درد نگرفتم از اول، با شیاف و مسکن دردم ساکت نمیشذ، ماساژ رحمی هم فقط تو اتاق عمل ک بی حس بودم دادن بعدش دیگ ندادن، شبش هم راه رفتم که سختترین و دردناک ترین راه رفتن زندگیم بود💔فرداش هم مرخص شدم و اومدم خونه