۲۰ پاسخ

اگر توی زندگی مشترک از خانواده همسر یه چیزی گفتن که ناراحت شدین همون جا حرف دلتو بزن اگر هی نزنی نزنی که ناراحت میشن بعد میبینی اونا حق دارن بخاطر هرچی ناراحت بشن اما تو نه ، و در همه حال حرف پشت سر زیاده پس توهم حرفتو بزن چه خوب باشی چه بد بازم بدتو میگن بالاخره

زود ازدواج کردم بیست سالگی میموندم۲۷ ۲۸ بعد۳۰هم بچه میاوردم تااومدم مزه استقلال مالی بکشم بچه اوردم خیلی عجله کردم براهمه چی😁

به مردم اعتماد نمیکردم و سفره ی دلمو واسه هیچکس باز نمیکردم

زود ازدواج نمی‌کردم آخه ۱۶ هم مگه دختر ازدواج می‌کنه لعنتی گولم زد

ازدواج نمی‌کردم هیچ وقت

اول ازدواج قبول نمیکردم با مادرشوهر تو یک ساختمان برم

هرچیزی از خونوادمو به همسرم نمیگفتم و همینطور از همسرم ب خونوادم.اینجوری تصورات هر دو از هم بد میشه و دیگه مثل سابق نمیشه روابط

اومدم حرف بزنم دیدم یکی دوتا نیستن همه رو دوستان گفتن
زود ازدواج کردن زود بچه آوردن خانواده همسر هر وی گفتن و سکوت کردم آخرم حق با اونا بوده.....باهم زندگی کردی با خانواده همسر اووووو

با دوست حسودم رفاقت نمی‌کردم

اعتماد نمیکردم ب دوستام و خیلی حرفارو نمیگفتم بهشون😊

هیچ وقت حرفایی روکه نباید بزنم به شوهرم ونمیزدم

با شوهرم ازدواج نمیکرد

همیشه حسرت میخورم که نذاشتن درس بخونم همیشه شاگرد اول بودم تو همه چی استعداد داشتم تیزهوشان بودم دوست داشتم مهندس بشم مستقل بشم موفق بشم ولی حیف🥲 این اون زندگی که میخواستم نبود حتی خودم اونی که هستم نیستم🥲 ولی بازم شکر خدا

دخترمو مدرسه ی دولتی ثبت نام میکردم سه ساله دهن منو سرویس کرده الانم میگم مدرسه تو عوض کنم حالش خراب میشه چرا چون درساشو جدی نمیگیره

ازدواج نمیکردم

آنقدر وابسته به بقیه بار نمیومدم .فقط با یکی دوست صمیمیم نمی‌موندم و کلی دوست پیدا میکردم.دانسگاه رو مثل آدم میرفتم و نمیپیچوندم یا از اول میرفتم دنبال کار و تجربی یاد میگرفتم

ازدواج نمیکردم میرفتم دنبال یه شغل
تا چیزای که میخام بخرم نه که منت شوهر بکشم راحت زندگی میکردم

به به عجب عکسی 😍
مننن دلسوزی نمیکردم برا بقیه خیلی خودمو فدا کردم ولی تو سختترین روزای زندگیم بعد زایمانم خانواده م تنهام گذاشتن ۴ تا خواهر و مامانم 🥲

اوففف نوش جان
میخوام ولی حوصله نمیکشه درست کنم
ازدواج توی سن کم

وای وای جای ما خالی

سوال های مرتبط