۹ پاسخ

شوهر من با اینکه خیلی بهم علاقه داره ولی برعکس از بچه بدش میاد😔 و هیچ حسی به نینی نداره ۴سال پیش دخترمو که زایمان کردم خیلی تنها بودم همه کارا رو دوش خودم بود و شوهرم هیچ کمک یا مسئولیتی برعهده نداشت ولی من بخاطر دخترمم که شده بود قویی از قبل شب بیداری ها و سختیا رو تحمل کردم یه تنه... مامانمم چند ماه قبلش فوت کرده بود و روحیه داغونی داشتم تا قبل بدنیا اومدن دخترم..ولی بعد که دختر اومد همه ی دردا ، سختیا و تنهاییامو شست و برد کلی باهاش مشغول شدم و شب و روزمو در اختیارش گذاشتم تا اینکه دخترم ۵ ،۶ ماهش که شد شروع کرد به خندیدن دست زدن بابا گفتن باباش هم عاشقش شد و خداروشکر زندگمیون افتاد رو روال..🥺
ولی اولش سخت بوددد خیلی سختت هنوزم بعد ۴ سال که یاد اون روزا میوفتم ناراحت میشم

من وقتی دختر اولم رو زایمان کردم افسردگی گرفتم زایمان بدی داشتم هیچ چیزی اونجوری که میخواستم پیش نرفت دست تنها بودم بچم هم خیلی گریه میکرد خداروشکر اون روزا گذشت الان از هیچ چیزی به اندازه افسردگی بعد زایمان نمی‌ترسم امیدوارم این دفعه دچارش نشم

نمیتونم بگم چی کشیدی،فقط میگم این روزهامیگذره،واینکه برادرم باخانومش دربچه داری همکاری نمیکرد ماهم ناراحت بودیم ازفضای خونه اعصابش بهم میریخت،ولی همنقدبچه چندماهه شدانقدوابسته شدکه خدامیدچنه،من خیلیارودیدم اینجورین
امیدوارم همه چیز واست اونجورکه میخای درست بشه قشنگترین موجوددنیاتوبغلته واین یعنی خوشبختی

من هنوز امیدوارم به مسئولیت پذیری همسرم
و اینکه به من رسیده نمیگم نرسیده ولی خوب سرم غر میزنه واسه بچه زود بود و اکثر موقع هیچ حس و ذوقی درباره ی بچه ازش نمیبینم
اوایل بارداریم خوب بود یهو اینطوری شد

منم اتفاقا الان نگرانم و همین چند دقیقه پیش تاپیک کذاشتم امان از بیشعوری مردا اما خداروشکر برای وجود بچه نازت

عزیزدلم اول تولد دخترت رو بهت تبریک میگم 🤍
دوم یه خسته نباشید میگم بهت که این راه سخت رو تنهایی تا اینجا تونستی دووم بیاری مطمئنم بعد از این اتفاقا به خودت افتخار میکنی 🥲🤍❤️

شوهر من از اول بارداری گف خودت و خودت با من کاری نداشته باش ... هر روز پشیمون تر شدم ولی باید صبر میکردم... الانم خیلی پشیمونم میدونم یه ذره هم درک نداره سزارین بشم بد تر بهم می‌چسبه و فحش و بد وبیراه میگه.. دارم خودم آماده میکنم

منم همسرم کنارم هست ولی خوب اون جوری که من خواستم نبود من افسردگی گرفتم میخاستن منو بستری کنن الان بهترم خداشکر بیشترین تریم اینه منو افسردگی بگیره بعد زایمان ایشالا از خدا میخام حال. دلت خوب بشه.

ایده عکس ماه‌گرد
ایده عکس تولد
ایده عکس جشن دندونی
ایده عکس ختنه سورون
برای مامانای گل
شما هم عکس  ماه‌گرد کوچولوهاتونو‌  بفرستید تا برای مامانای دیگه ایده بشه🥰

لینک کانال برای عضویت
@qwer1no

سوال های مرتبط

مامان یاسین مامان یاسین روزهای ابتدایی تولد
سلام قشنگا اومدم از از تجربه هامو سزارین دومم بگم،
مثه سزارین قبلی از سوندش وحشت داشتم ولی خیلی خوب تر از چیزی بود که فکر میکردم فهمیدم که تو قبلیچون مثانه ام خالیه خالی بود دردناک تربود ولی ایندفعه گذاشتم مثانه ام پره پر باشه و واقعا هم تاثیر داشت ،تو اتاق عمل از استرس حواستم یکی کنارم باشه و سریع برام یه انترن اوردن که بالا سرم باشه حین عمل و خدایی خیلی تراپی بود تو اون لحظه شمام اگه از اتاق عمل می‌ترسید حتما اینو مطرح کنید ،بیحسی از کمر تو قبلیم خیلی بهتر بود ولی تو این عملم دردناک گذشت اما زودتر اثر کرد ،بعد عمل دردام خیلی خیلی خیلی قابل تحمل تر از سزارین قبلیم بود مثلا کلا من تو بیمارستان 3تا شیاف کلا برداشتم اینم به اصرار پرستارا ولی سوزشش بیشتر از سزارین قبلیم بود،توی سزارین قبلیم زودتر سرپا شدم و راه رفتن و نشستن و خوابیدن برام مشکل نبود زیاد اما این سزارینم خیلی دیر سرپا شدم حتی هنوزم مثه فلجام باید با کمک یکی بخوابم و بشینم و پاشم،کلا بهبودی جسمی خیلی داره دیرتر میگذره،الا هنوز یه کوچولو سوزش هست ولی درد اصلا نیست فقط وقتی میخوام بلند بشم و اینا بخیه هام سفت و گرفته تر میشه ،
مامان مانلی 🩷 مامان مانلی 🩷 ۶ ماهگی
مامان آراز🧸🩵 مامان آراز🧸🩵 ۱ ماهگی
بالاخره بعد از مدت ها وقت شد از تجربه ی سزارینم بگم👼🏻🩵

من تاریخ زایمانم برا دوم خرداد بود اما از بیست و هفت اردیبهشت انقباض گرفتم و ترشح داشتم که به دکترم پیام دادم و تاریخ سزارینم رو انداخت برای سی اردیبهشت،و جالب اینجاست که وقتی خیلی یهویی دکتر گفت،سی اردیبهشت ۷صبح بیمارستان باش،انگار تمام ترس و استرس از بدنم تخلیه شد انگار نه انگار که کل ماه آخر رو از ترس و استرس سزارین تا صبح بیدار بودم،برعکس شب قبل سزارین تا صبح راحت خوابیدم😅😂
پروسه ی سزارین کلا بیست دقیقه هم نمیشه
من بی حسی از کمر بودم که اصلاااا درد نداشت و هیچی متوجه نشدم
اما انقدررر حس خوبی داره وقتی هوشیاری و صدای بچت رو میشنوی که هزار بار هم برگردم به عقب بازم انتخابم بی حسیه،با اینکه تا چهار روز بعد عمل سردرد های وحشتناک داشتم که عمل سزارین در برابرش هیچ بود

بیمارستانمم اما علی بود
(من خیلییی بابتش استرش داشتم،اما با انرژی مثبت واردش شدم و خداروشکر همه چیز عالی بود،بنظرم به حرف کسی اکتفا نکنید و اگه سزارین اجباری هستید امام علی واقعا گزینه ی خوبیه،برای من که اینطوری بود)
من چون میخواستم خودم و همراهم تنها باشیم
اتاق خصوصی گرفتم،و بعد از یه پرستار خواستیم که کارهای من رو خودش انجام بده که اونم یه مبلغی گرفت و تا اخر شب که من شروع کردم به راه رفتن کنارم بود و کارهای شخصیم رو انجام داد

کادر اتاق عمل و دکترم که عالی بودن،واقعا از انتخاب پزشکم خیلی خیلی خوشحالم با اینکه هنوز یک ماهم نمیشه که سزارین شدم جای عملم اصلا مشخص نیست😍🥰
برای من پروسه ی سزارین فقط و فقط گذاشتن سوند اذیت کننده بود،از روز سوم خیلی عالی شروع به حرکت و کارهای روزمره کردم،و بعد از کشیدن بخیه کاملا برگشتم به روتین
و بازم قطعاااا انتخابم سزارینه🩵