۲ پاسخ

عزیزم منم اهل خویم و میخام تو ارومیه عمل شم میشه بگین تو کدوم بیمارستان عمل شدین و دکترتون کی بود و هزینه عملش چقد شد لطفا؟

مرسی که داری میگی

سوال های مرتبط

مامان سید احسان مامان سید احسان ۱۷ ماهگی
تجربه سزارین (پارت۲)
صبح مایعات رو شروع کردم با نسکافه. چقد چسبید بعد اون همه ناشتایی😬
بعد هم که گفتن پاشو راه برو. خیلی درد داشت خیلییییی. تا حدود سه روز بعد هم ادامه داشت هر دفعه که پامیشدم. البته هم اتاقی من میخواست راه بره اندازه من درد نداشت بخاطر همین میگم شاید برای هر کسی متفاوت باشه ولی برای من خیلی بد بود. درد بخیه ها هم تا دو هفته خوب شد. الانم یکم گاهی سوزش داره ولی دیگه خوبه.
من بعد از عمل سرمو تکون ندادم و حرف نزدم و بالش هم نذاشتم اصلا سردرد نگرفتم. هر چقدر هم بیشتر راه بری زودتر خوب میشی. یه نفر هم تا ده روز باید کنارتون باشه وگرنه خیلی سخته. بعد ده روز هم بخیه هامو کشیدم که هیچ دردی نداشت و خیلی راحت بود.
در کل بخوام بگم از سزارین راضی بودم و با وجود اینکه بعدش درد داری و سخته بازم خوشحالم ک سزارین شدم چون بالخره زایمانه درد داره دیگه. حس میکنم طبیعی ممکن بود برام سخت تر باشه با توجه به شناختی که از خودم دارم.
امیدوارم مفید بوده باشه اگه سوالی هست خوشحال میشم کمک کنم
مامان میران مامان میران ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزارین..
سلام من تا اونجایی که تجربه های زایمان بقیه رو خیلی خوندم دوست داشتم مال خودمم بزارم
زایمان از اول طبیعی بود تا آخر و من کلا استرس داشتم چون خیلی از طبیعی می ترسیدم دوست داشتم سزارین شم ولی نمیشد و من دیگه قبول کردم باید طبیعی زایمان کنم هر چی شد دیگه چون بیمارستان دولتی میرفتم و خصوصی هم هزینه خیلی رفته بود بالا مخصوصا بعد عید خلاصه دیگه تا چهل هفته با استرس زایمان گذروندم که بعد معاینه سی و هشت هفته استرسمم هزار برابر شده بود ولی راهی نداشتم دیگه واین بگم من نه ورزشی نه پیاده روی نه هم هیچ کاری واسه آمادگی زایمان نداشتم تا بیست هفتم که تاریخ زایمان بیست و هشتم بود ولی من یه روز جلو زایمان کردم بدون هیچ دردی قرار بود سر تاریخ هم برم بیمارستان ولی یه روز جلو تر رفتم با یذره درد های خفیف داشتم که شب خواب بودم ساعت پنج صبح احساس کردم آب دیدم از خواب بیدار شدم دیدم خونریزی دارم اونم شدید بعد همسرم بیدا ر کردم لباس کردم رفتم بیمارستان البته با یکم زیر شکم و کمر اول درد میکرد که معاینه شدم گفت احتمالا عمل سی یذره خوشحال شدم چون خیلی ترسیده بودم فکر کردم آنقدر به زایمان فکر میکنم بچم ویرایش نشده باشه البته مامان گفت احتمالا عمل شی ولی بردنم اتاق دیگه لباس هم عوض کردم که دکتر که قرار بود عمل کنه معاینه کرد و گفت ببرید اتاق عمل بچه مدفوع کرده من هم خوشحالم از این که به خواستم رسید م قرار سزارین شم هم درد دارم داشتم میمردم از درد و تا اینکه رفتم اتاق عمل
مامان جوجه طلایی مامان جوجه طلایی ۲ ماهگی
تجربه سزارین🤗
میشه گفت سزارین خوبی داشتم ولی چند تا نکته بود گفتم بگم شاید به درد یکی بخوره
من روز شنبه موعد عملم بود روز جمعه رفتم عکاسی بارداری که خیییلییی کار اشتباهییی بود به زور تونستم عکس بگیرم و استرسم رو کنترل کنم کاش زودتر اقدام میکرد برا عکاسی

من رور جمعه فقط صبحونه خوردم و از استرس و دلهره ناهار نخوردم شامم یه چیز سبک در حد یه تیکه مرغ و سالاد خوردم فردا روز عمل داشتم از ضعف میمردممممم میدیدم همه دور وبریام قشنگگگگگ شام خوردن و بعد 12 هیچی نخوردن در حالی که من نه هم کم خورده بودم هم از 10 به بعد هیچی نخوردم...
امپول بی حسی دردی حس نکردم و یه لحظه حس رعد و برق گرفتم و تمام بی حسسس شدم حسن عمل هیچییی متوجه نمیشدم یه حالت سر گیجه شدید داشتم و چشمام رو فقط بسته بودم که اروم بشم
بعد عمل که رفتم ریکاوری شدیدااااا حس لرز و سرما داشتم دو تا پتو روم بود ولی داشتم میمردم ازسرما تو همین حین یه ماما اومد و در حالی که بی حس بودم شکمم رو ماساژ داد که جیغم کل سالن رو برداشته بود خیلی بد بود با اینکه بی حس بودم ولی بازم حسش خیلی بد بود
من سوند نداشتم و از این بابت خیلییییی راحت بودم بعد عمل
تقریبا 8 ساعت بلدش تونستم بلند شم و به راحتی راه برم
من راه رفتن اول برام سخت نبود هی با خودم میگفتم چرا میگفتن سخته اول راه رفتن بعد فهمیدم علتش چی بود🤦🏻‍♀️
من پمپ درد داشتم و بهترین انتخابی بود که میتونستم داشته باشم و اون باعث شده بود هیچچچچ دردی رو متوجه نشم یعنی روز عمل حالم خیلی اوکی بود میتونستم بلند شم راه برم ولی همبن که فردا از سر صبح پمپ درد تموم شد دردام شروع کردن اونم رفته رفته وحشتناک شد...