سلام خوبید ؟اومدم احوال پرسی کنم ببینم چه می‌کنید با این روزهای گرم که هنوز تابستون نیومده ترکونده مارو
این روزها بیشتر وقتم با مهراب رنگ ها و اعداد رو یادش دادم و اعضای بدنش و عکس وسایل رو نشونش دادم و باهام تکرار میکنه .بقیه وقت ها هم که همش در حال خرابکاری و شیطونی هست .با همسرم حرف زدم قرار شد برای اینکه وابستگی مهراب رو نسبت به خودم کمتر کنم ببرمش خانه بازی و کلاس مادر و کودک قیمت مناسب تر پیدا کنم ببرمش.چون بیش از حد وابسته من شده درسته طبیعی ولی دوست دارم آشناش کنم با بقیه و بدونه میتونه با بقیه هم وقت بگذرونه منظورم دوست های تو یک کلاس هست .حالا حتما عکس میگیرم و میفرستم چون میخواستم شنا هم ببرمش که همسرم گفت بزار سه سالش بشه بعد الان زوده .ولی من خودمم از سه سالگی شروع کردم آموزشی شنا رفتن رو .ولی مشکلم اینه استخر ها اجازه نمیدن پسر بچه از سه سالگی با مادر باشه سر همین سختمه شوهرمم همش سره کاره اونم مطمئنم نمیتونه .فکرم درگیره .چون نمیخوام چون اوضاع و شرایط سخت شده برای مهراب کم بزارم امیدوارم واقعا بتونم چون خیلی برام مهمه این چیزها .
شماها تعریف کنید از خودتون از حال و روزتون .کجاها میرید؟خرید رفتید یا نه ؟

تصویر
۱۴ پاسخ

سلام مامانای عزیز( گــروه )زدیم تو ایتــا و تمام مامان های گهــواره اونجا چت میکنن تمام سوالات شما رو مامان های باتجـربه جواب میدن بصورت علمی و منطقی و کنار هم خیلی چیزها برای رشد کودک یاد خواهیم گرفت و همچنین در مواقع سخت کنار شما خواهیم بود که به راحتی از این چالش ها عبور کنید منتظر شما هستیم کنار هم مشکلات کودک خودتون با یه مشاوره درست که حاصل تجـربه های صحیح که در زندگی مامان های باتجربه کسب شـده بسادگی حـل میشـه کافیـه خودت بخوای که کمکت کنیم
مشاوره دارویی/خواندن نتیجه آزمایش/ارتباط بامـامـا
😍 مطالب آموزنده هم میزاریم 😍

آیــدی ایتـا😍👇

@ninigap

وقتی سرچ کردید بعد روی قسمت عناوین بزنید تا اسم ایدی براتون مشخص بشــه خوش اومدین پیام بدین لینک گروه براتون بفرستم😘

سلام عزیزم خوبی
پسر من خوب حرف نمیزنه متوجه نمیشم بقیه میگن پسرت چینی حرف میزنه
و باهاش حرف میزنم گوش نمیده
خیلی فضوله و بعضی وقتا عصبانی میشم باهاش دعوا میکنم😭 دوسندارم دعواش کنم
تازگیا خیلی زود از کوره در میرم
و همون لحظم عذاب وجدان میگیرم و میشینم گریه میکنم

بیا باهم ببریم خودمونم باهم اشنا بشیم

عزیزم لطفا بگو کجا میبری کلاس مادرو کودک منم دوست دارم ببرم پسرمو

سلام قسنگم.منم یه مدتها شدم مورچه،دارم آذوقه جمع میکنم برای زمستون،البته وقتایی که همسرم خونس
بقیش با مانی بازی میکنم .جاده سازی میکنیم ماشین میرونیم.نقاشی میکشیم.با دخملی و مانی آهنگ میذاریم می‌خونیم.و....

الهام عزیزممم😍😍خوبی
کلاس مادر و کودک پیدا کردی حتما ب ماهم معرفی کن 😍
چ کیک خوشمزه اییی😋😋😋
الهام چ سنی برا پوشک گرفتن مناسبه ب نظرت؟ تو شروع کردی؟

عزیزم الهام جان خودت چطوری؟ منم مشغول نلین آموزش بازی خانه بازی پارک کتاب فروشی هوا هم گرم خودمم یه مدته کم حوصله شدم انگار روحی خستم

واای گرم کجا بود ما سر ظهر پکیجو یکم کم میكنیم عصراهم میریرم بیرون باید کلا و کت برای پسرم ببرم

عزیزم کلاس مادر و کودک کجا میخوای بری ؟آیلین در حدی وابسته من هست که موقع آشپزی باید حواسم باشه یهو پام بهش نخوره 😢

یکم فخر بفروشم ما هنوز بخاری روشن میکنیم 😜🤣🤣🤣 منم دوس دارم ببرم کلاس مادرو کودک هنوز نرفتم محیطشو ببینم حسش نیست پیاده برم ببینم چجوریه و کجاست

اوف کیکووو

با دخترم پارک میریم، پیاده روی میریم و گاها باشگاه مادر و کودک میبرمش

🙏 🙏 🙏 🙏

اینجا هنوز سرررررده باورتون میشه
دیشب دخترمو با آستین کوتاه خوابوندم تا صب از عذاب وجدان خوابم نبرد

سوال های مرتبط

مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
سلام سلام من اومدم کیا دلشون برای من تنگ شده بود؟این مدت انقدر خودم رو درگیر کارای خونه و بدو بدو کردم که کمتر با مهراب بازی می‌کردم. چون وقتی میوفتم تو چیزی درست کردن زمان و مکان یادم میره😂😂پنیر خودم درست کردم خیارشور درست کردم مربا تون فرنگی درست کردم .امروز هم کیک و شیرینی تولد همسرجان رو درست کردم عکساش رو میزارم تو کامنت ها ببینید نظر بدید .البته عکس از تولد همسر رو فردا میزارم .در کل عاشق اینجور مسخره بازیام😂مهرابم که همش در حال جیغ زدنه و اینکه باهاش تمرین حرف زدن و یاد دادن کلمات و رنگ ها و اعداد و حیوانات البته خودش بیشتر دوست داره تا میبینه من بیکارم بدو بدو میاد تکرار کنیم با هم .یه سری فیگور حیوانات هم داره
راستی گفتم میرم در کلاس مادر و کودک میپرسم پرسیدم فعلا فقط آدرس پاسداران و صفائیه و رزمندگان رو بهم گفتن .که من نمیخوام اون سمت برم .هزینه هاش هم بالاست .فعلا هر وقت بتونم میبرم خانه بازی تا کلاس مادر و کودک پیدا کنم برای مهراب .خودمم تو خونه باهاش تمرین و بازی می‌کنم. البته مهراب .هنوزم علاقه ای به کتاب داستان نداره و نقاشی هم فعلا فقط دایره میکشه ..در کل روزامون اینجور میگذره همسری هم نیست تمام کارا رو دوش منه و یکمم سختمه واقعا
شماها تعریف کنید چه خیر چه کردید ؟
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
سلام خوبید؟
همونجور که قول دادم میخوام در مورد از پوشک گرفتن بگم .من دو ماهه دارم آموزش میدم به مهراب چون نمیخوام فشار بیارم بهش که بدتر بکنه .مهراب اولش از دستشویی هم می‌ترسید جیغ میزد و گریه میکرد تا انقدر با آرامش برخورد کردم باهاش و تایم های کم میبردمش و اینکه به بهانه مسواک زدن چون دوست داره مسواک زدن رو و اینکه میگفتم دستمون هم میشوریم میبردمش ولی اصلا از روش بازی امتحان نکردم مثل بازی با رنگ یا برچسب چون حس کردم این محیط دستشویی و من دارم آموزش دستشویی میدم نه آموزش بازی و غیر از این ها هم بگم تو آموزش دستشویی باید خیلی خیلی صبور باشی نباید تند برخورد کنی که چرا اینجا جیش کردی چرا پی پی کردی چرا کثیف کردی یا هزار تا حرف دیگه تمام این ها میره تو مغز بچه و این میشه که خودش رو نگه میداره تا پوشکش کنی بعد دستشویی بکنه .من روش شعر خوندن و دست زدن رو امتحان کردم .بعد اینکه میگفتم تو جیش بکن تا دست بزنیم .اول عکس العملی نشون نمی‌داد. ولی بعد کم کم فهمید من قرار نیست دعواش کنم اصلا .حتی یکبار بیرون دستشویی جیش کرد ترسیده نگاه من کرد دید من براش دست زدم فهمید قراره پیش من بهش خوش بگذره بعد حالا من خودم تایم جیش کردن مهراب رو بیشتر کردم یعنی مهراب هر ده دقیقه جیش می‌کرد منم هر ده دقیقه تا یه ربع اوایل می‌بردم بعد کم کم تایم جیشش رو بیشتر کردم یعنی کردم هر بیست دقیقه بعد نیم ساعت اینجوری مهراب هم کم کم فهمید میتونه بیشتر خودش رو نگه داره بعد هم همش میگفتم مهراب جیش داری بگو با هم بریم یا باباش هم میگفت منم دارم میرم جیش بکنم توام میای بیا با هم بریم بعد متوجه شد محیط بدی نیست و ترسناک هم نیست .منم دوتا شورت آموزشی گرفته بودم خیلی خیلی کمکم هستش .
ادامه تو تاپیک بعد
مامان لیا مامان لیا ۳ سالگی
پروسه ترک شیر( سینه مادر)
چون میدونم دغدغه هست تصمیم گرفتم از تجربه خودم بنویسم.
اول از همه بدونید که بچه ها خلق و خوشون با هم خیلی متفاوت یکی بیشتر با بازی درک می‌کنه یکی با کتاب یکی با حرف زدن یکی دیگه با یه مدل دیگه پس اول بنظرم باید مدل بچتو بشناسی
دوم اینکه من کارشناس نیستم فقط یه کارگاه ترک شیر شرکت کردم و این تجربه شخصی من با فرزندمه،چون خودم از یک‌سالگی با این اضطراب که چجوری ترکش بدم عذاب کشیدم
مامانای زیبا باید بدونید بچتون رشد کرده و اونم از نظر روحی و جسمی آماده پذیرفتن این تغییر هست( بعد دوسال منظورمه)
پس قدم اول استرس و اضطراب رو از خودتون دور کنید با پذیرش اینکه چیز عزیزی رو میخواید از فرزندتون بگیرید و بالاخره اون سوگواری خواهد کرد برید جلو...
خودتون رو برای چند شب بی قراری آماده کنید چه خودتون چه همسرتون ( آدما اگر ذهنشون آمادگی مسایل رو داشته باشه بهتر میپذیره شرایط رو)
حالا شرایط دختر من چی بود
با شیر میخوابید،با شیر از خواب بیدار میشد، اگر جاییش درد می‌گرفت شیر میخواس و وابستگی زیادی داشت
حالا یه قانون داریم
اگه بچه مریضه،شرایط خوبی نداره. پروسه ترک شیر نباید شروع بشه
قانون بعدی میگه
اگر خودت و همسرت در شرایط پر تنشی هستید،اگر خودت مریضی ،اگر از نظر روحی یا جسمی در سختی هستی،اگر شرایط کاریت الان اوکی نیس
پروسه ترک شروع نمیشه
تااااا کی تا به حالت استیبل برسید
بقیشو قسمت بعد میگم