۸ پاسخ

من تا زایمان کنم.دخترم ۲سال و ۹ماهش میشه.خداروشکر از نشر بازی کردن و اروم بودنش هم خوبه.امیدوارم بعد زایمان هم همراهیم کنه و از همه مهم‌تر اعصاب خودم اروم باشه بتونم باهاش بازی کنم و حساسیت ب نی نی نشون ندم ک باعث بدقلکی دخترم بشه.نمیدونم فک میکنم سخت نباشه اگه بتونیم رو خودمون اول کار کنیم

وحشتناک سخته خیلی سخته مخصوصا اگه یه شهر غریبم باشی و حتی همسرتم کمک حالت نباشه

اینو به خودت یادآوری کن هیچ چیز با ارزشی آسون به دست نمیاد، اگه یه روزایی خیلی خسته شدی یاد خودت بیار که داری مفید ترین ورژن خودتو زندگی میکنی، داری برای خودت خانواده میسازی، برای پسرت یار و کس و کار به دنیا میاری، به آینده که قراره آسون تر و خیلی قشنگ باشه انشاالله فکر کن 🥰

عزیزم نترس خدا توان و صبر میده، من پسرم دو سال و نیمه‌س دخترم ۴۰ روزه ، خیلی یه روزایی خسته میشم ولی فکرش از خودش ترسناک تر بود ، فقط برنامه ریزی داشته باش، با بزرگه حتما یه تایمی در روز بازی کن که خوش اخلاق بمونه بهونه نگیره ، از شب قبل غذا بیشتر درست کن ناهار داشته باشی، قبل از خیلی گرسنه شدن بچه هات غذاشونو بیار که گرسنگی بداخلاقشون نکنه اذیت کنن، تمیزی و نظم خونه هم بذار الویت آخر اگه بچه ها آروم بودن و خسته نبودی تمیز کن وگرنه بذار شب همسرت اومد با هم انجام بدین

امیدوارم کمکی داشته باشی
خجالت نکن از بقیه کمک بگیر
من دوتا ندارم یکی دارم ولی سره همین یدونه کسی کمکم نکرد منم نخواستم واسه همین خیلی سخت گذشت وای بحال دوتا

عزیزم نمیخوام ته دلتو خالی کنم اما وحشتناک سخته من دخترم ۹ ماهشه بزرگه دو سال نیمه واقعا بعضی روزا کم میارم پسرم می‌خوابه دخترم بیداره دخترم خوابه پسرم بیداره خودمو نگه میدارم تا شب بشه باباشون بیاد که ی خورده سرش غر بزنم یا بعضی اوقات به دعوا برسونم که آروم بشم😂فقط باید صبر داشته باشی بعضی روزا جفتشون با هم غذا نمیخورن دعوا میکنن خونه هارو وحشتناک کثیف میکنن هوووووف😓😮‍💨

وای منم باردارم و خیلی وحشت دارم از بعد زایمان و نوزاد و دوتا بچه کوچیک

🙂خیلی سخته
من الان کوچیکم چهارماهه و نیمشه ، بزرگه دوسال
حقیقتا یه روزایی اصلا نمیتونم تا سرویس برم باید بمونم یکی بیاد پیش بچه ها بعد برم
یه روزایی نمیتونم غذا درست کنم یه وعده از بیرون میگیریم
یه روزایی ساعت چهار ناهار میخوریم ده شام😄
کارای خونه رو اکثرا شبا از یازده به بعد که خوابن انجام میدم
به شدت بدنم ضعیف و ناتوان شده ، زانوی سمت راستم دست سمت راستم به شدت درد میکنه ، کتفام انگار کوفته شدن ، خلق و خومم بد شده بود افتضاح الان خداروشکر خیلی بهترم
البته بچه کوچیکم خیلییی خیلییی بهونه گیره و اصلا در روز نمیخوابه همش گریه میکنه ، توی این چهارماهم به خاطر بدقلقیاش شاید یکی دو هفته راحت خوابیده باشم

سوال های مرتبط