۲۱ پاسخ

سلام عزیزم
دعوا توهمه زندگیا هست همه روزای خوب وبد زیاد دارن
متاسفانه مرداهم تادعواشون میشه ازدهنشون هرچی درمیادمیگن
به دل نگیر اگه همدیگه رادوست نداشتین حالا رستا بینتون نبود مشکلتاباحرف حل کن زبون خوش مار را ازسوراخ بیرون میکشه
این نظرمنه عزیزم بازم هرجورخودت میدونی

بزار بخوره ولش کن متاسفانه الان دیگه همه می خورند فقط دائم نخوره و زیاده روی نکنه سعی کن بحث نکنی باهاش وقتی آرومه باهاش صحبت کن

خوب بخوره چرا گیر میدید که مشروب نخورن اخه شوهر منم با دوستاش گاهی میخوره خب این بنده خدا ها هم نیاز دارن یکم تفریح کنن

من سالهای اول زندگی خیلی خیلی ب شوهرم گیر میدادم بعدا فهمیدم چقدر داره مخفی کاری میکنه و میگه تعمیرگاه بودم کارواش بودم و ....
اومدم روشمو عوض کردم الان گاهی دیر میاد میگه یسر رفتم پیس فلان رفیقم از تو خودم حرص میخورما اما ب زبون میگم عیب نداره خوبه ک زود اومدی کاش میگفتی و میرفتی میگه آررررره ببخشید یهویی شد دیگه !
عزیزم چند سالته؟ مطمئنم ازم کوچیکتری از من دوست بزرگترت بشنو نرمی نرمی نرمی زبون خوش ! مردا مثل بچه هستن لج نکن دعوا راه ننداز با زبون نرم فکر کن ی رستای بزرگتر داری 😅

ببین مردا از زنی که بهشون امر و نهی کنه فراری ان براش مادری نکن
سعی کن جوری محبت کنی که بیشتر وقتش با تو باشه اینطوری کمتر دور مشروب می‌ره و بعد یه مدت هم از سرش میپره و خودش به این نتیجه میرسه که یه چیز بیخود بوده
اگر تایم بودنش باهات زیاد باشه قطعا جلوی تو نمیخوره ولی شرایط رو جوری کن که بخواد بیشتر با تو باشه
همسر منم خیلی قلیون میکشید مسببش هم رفیقش بود متاسفانه

تو‌چه قد منی😔😔😔😔😔

قشنگم اگه میخوای باهات رفیق باشه و همه چیو باهات در میون بزاره بهش زیاد گیر نده
وقتی کاری می کنه زیاد سرزنشش نکن
همین باعث میشه که ازت نترسه یا فکر نکنه بحث می کنی باهاش و بیاد همه چیو بهت بگه
به قول مامان بزرگم میگه صابون و هر چی سفت تر بگیری توی دستت لیز میخوره میوفته

قشنگ من اصلا خودتو ناراحت نکن
مطمئن باش دوست داره که باهات ازدواج کرده و بچه دار شدید
اونم عصبی بوده بعد مگه نمیگی مشروب خورده مست بوده دیگه از سر عصبانیت و مستی یه چیزی گفته به دل نگیر تو
اینا ام میگذره زندگی بالا و پایین های زیادی داره
منم از این حرفا از شوهرم شنیدم ولی دو سه باره میزنه سرم بخوام برم هر جور شده جلومو میگیره با هر روشی نمیزاره برم

بعد خواهر تو چندسالته ۱۲سالته؟

عزیزم شوهر منم میخوره همه دعواهای ما سر مشروب خوردنش منم گیرش میدادم اما گفتم گیر ندم گفتم هفته ای یک بار فقط با شوهر خواهرش بخوره اونم گفت باشه توام بگو هفته ای یک بار یا ماهی یک بار من اینقدر گیر دعوا و ... کردم فایده نداره عادت کردن ب چیزی نمیشه ترکشون داد ک توام ناراحت نشو تو مستی من خودم شوهرم چنان حرفایی بهم زده دلم شکسته ولی بعدش از دلم در آورد تو مستی نباید حرفاشون جدی بگیری

به نظرم زیاد نباید پا پیچ مردا شد .چون الان تو میفهمی حداقل چیکار میکنه اگ زیاد دعوا کنی باهاش دگ قایمکی کاراشو میکنه دگ نمیتونی بفهمی ک چی میکنه .اگ گاهی و تفریحی هست چ اشکالی داره .اگه هم حرفی زده ک دلخور سدی مطمعن باش عصبانی بود ی چی گفت از ته دل نبود .وگرنه مردا برای زندگی ک دوست نداشته باشن زحمت نمیکشن .زیاد حساس نباش خودت اذیت میشی

به نظرم الان یه شام خوشمزه درست کن باهاش آشتی کن و خودتم اگه شیر نمیدی بشین باهاش عرق بخور مردا عین بچه میمونن باید باهاشون کنار اومد زندگی کوتاهه ارزش قهر و دعوا نداره

شاید چون میدونه حساسی ازت پنهان کرده یک کاری کن که ازت پنهان نکنه و اینکه توی همون موقعیت گلایه نکن بذار به وقتش مثلا بگو چرا یهو بی خبر رفتی کاش به منم میگفتی که نگرانت نشم

شوهر من مشروب نمیخوره ولی خب گاهی اوقات دعوا میکنیم
از نظر من گیر نده بهش شاید مشروب آرومش میکنه
همیشه با خوبی باهاش صحبت کن همین مشروب نخوردنش با خوبی بگو ن دعوا

بنظرم الان که اروم شدید صحبت کن باهاش و از نیاز و خواستت بگو

منم دوست ندارم بخورم اگرم بخوره مثلا دوماه یبار اونم کم پیش خودم
توام نزار عزیزم زیاد بعدش خودت ضرر میکنی کم کم‌زیاد میشه و رفیق باز میشه. دیدم که میگم اتفاقا باید ناراحت شد که بدونه رو این چیزا حساسی هرکسی خط قرمزهای داره

خب بخوره چه ایرادی داره خودتم پاسش شو
چرا انقدر زندگی و سخت میکنین

عزیزم اولا توی مستی هیچ وقت باهاش بحث نکن چون ممکنه ی چیزی بگه هم خودش بعدا پشیمون بشه هم دل شما میشکنه
بعد خیلی حساسیت ب خرج نده و خودتو اذیت نکن خیلی، خیلی بهش گیر بدی ازت مخفی میکنه و دروغ میگه
وقتی ک سرحاله حالتون باهم خوبه باهاش حرف بزن
بگو تو دیگه دختر داری دوست ندارم بزرگتر ک شد عقلش برسه و بفهمه چی میکنی، گاهی توی عروسی و مهمونی ایراد نداره ولی اینجوری الکی چ نفعی برات داره؟ بخوری و بیای بشینی کنج خونه ؟؟؟؟

همه مردا از این حرفا میزنن گاهی ولش کم بزار تفریحی بخوره

فقط مشکل اینه عرق میخوره؟؟؟

خا بزار بخوره شوهر منم ی وفتی میخوره من خودمم میخورم چیه مگ ببین شاید خوبیای دیگ داره شوهرت.... ب مردا نمیش کلید کرد خاهرجون
بعد اینکه آره دیگ بچت کوچیکه تو ک وضع میدونستی نباید حامله میشدی حالا شدی باید بسازی چون وگرن ممکنه بچه بهت نده دلتنگ بچه میشی

سوال های مرتبط

مامان 𝑀𝒜𝐻 مامان 𝑀𝒜𝐻 ۶ ماهگی
دیشب با همسرم بحثم شد
خیلی بی ادبی کردم بعدشم ی چی سمتش پرت کردم نفهمیدم چی شد دست خودم نبود
سر ی موضوع الکی
اونم با دستش هلم داد افتادم رو زمین
اخه این دهنم چفتم نمیشذد همینجور بدتر حاضرجوابی میکردم
اخرشم حسابی کتک خوردم
الان میگین هرچی باشه مرد نباید دست بزن داشته باشه🤒
بله درسته همسر منم نداره منتهی دیگ ب چ کنم چ کنم افتاد
اخه من ب گوشیش خیلی حساس شدم
نمیدونم چم شده همش ی چیز خیالی توش برا خودم درست کردم
با اینکه پشت اون لامصب کسی نیست
بارها بارها چک کردم یا دستش دیدم یا اکاناتاشو یواشکی داشتم
نمیدونم چرا از زمان بارداری ب اینور اینطوری شدم
خواستم بگم
بچم شاهد بحثمون بود
از وقتی ب دنیا اومد خیلی تلاش کردیم بحث نکنیم
ولی تا الان دوبار دعوامون شده جلوش
تا گریه اومد تمومش کردیم
وقتی دیشب بغلش کرذم جیغ جیغ میکرد تموم تنش میلرزید 🥹
مامان بمیره برات دختر کوچولو من
من خیلی اذیتت کردم مامان
از همون موقع ک تو شکمم بودی
شاهد گریه هام بودی
انقدر خودتو جمع میکردی از ترس ک
اخه مامان ۸ماه بارداریو دور از بابا بود دلتنگ بود ترس از دست دادن داشت
همه اینا روحو روانمو بهم ریخت نتونستم با ارامش بگذرونم برات مادر
الانم ک ب دنیا اومدی بازم موفق نشدم مراقب باشم اذیت نشی

همش میگم من مادر خوبی نیستم
من کافی نیستم
من مسئولیت پذیر قبال سلامتی روان بچم نیستم
خستم خیلی
ای کاش ادم ارومو ریلکس تری باشم
خسته شدم از بس ب همه چیو همه چیز فکر کردم
به قبلا ب الان ب بعدا
حالم از خودم بهم میخوره
با مادرم همش بحثم میشه با شوهرم حرفم میشع
نمیدونم چرا نمیتونم بزرگ شم انگار ی جایی گیر کردم
قبل بارداریخیلی خوب بود همه چی
نفهمیدم ی آن چرا همه چی عوض شد
مامان 💝نیکا🐣 مامان 💝نیکا🐣 ۱۶ ماهگی
سلام خانوما تو رو خدا هر کی میدونه جواب بده خیلی نگرانم
من چند روز پیش دخترم و بردم دکتر خیلی زیر سینه ام کش میداد خودش و شیرم نمی‌خورد و همش دوتا انگشتش و میخورد، گلاب بروتون مدفوعش هم یکم سبز طور بود و خلطی بود بعد من علائم هاش و به دکترش گفتم و چند بار ازم پرسید بالا میاره گفتم نه اصلا تشخیص داد رفلاکس گفت دو نوع رفلاکس داریم یکیش سر معده شون سفت طوریه یکیش بر پایه حساسیت به پروتئین گاوی که معاینه کرد گفت دختر تو حساسیت به پروتئین گاوی هم داره بهم رژیم داد که خیلی چیزا رو نخورم منم گفتم آزمایش دادم نداشته گفت تو آزمایش نشون نمیده
و دومتیدون و کیدیزول نوشت واسه رفلاکسش
شب اول که بهش کیدیزول و دادم خیلی رنگش پرید و بی حال شد یدفعه ای ولی دفعات بعد خوب بود و مشکلی نداشت حالا من عوارض این ها رو دیدم خیلی ترسیدم نمیدونم ادامه بدم قطع کنم چون گفت هرکدوم و دوماه بدم بهش اینم بگم که چون شهرستانیم و کوچیکه این دکتر خوبیه ولی خیلی افراد رفتن پیشش یا خودم و خواهرمم یکی دوبار رفتیم داروهای زیاد و الکی هم مینویسه و بشدت اکثرا گرون حالا نمیدونم میگم نکنه قطع کنم رفلاکسش بدتر بشه وزن زیاد نگیره آخه یکمم وزنش پایینه