۱۵ پاسخ

🥲🥲 مبارکه ولی من اینکارو نمیکنم و نخاهم کرد

چرا اینقدر دیر عزیزم ؟
زودتر میبردی راحتتر نبود بنظرت ؟

من اگ دختر دار بشم یا قبل از اینکه یاد بگیره به پهلو بخوابه اینکارو میکنم که خیلی کوجیک باشه
یا اگه نشد میذارم بزرگتر که شد خودش گوشواره خواست میریم سوراخ میکنیم براش

من خیلی میترسم هنوز نرفتم
میخوام بزرگتر بشه یکم
الان خیلی به گوشاش دست میزنه وقتی کلافه میشه

بگردم چقد اذیت شدین 🥺 مبارکش باشه عزیزم 💋💗 آهو سه ماهه انجام دادیم براش متوجه نشد

پس ما پسردار ها چی بگیم که ختنه میکنیم 🤐😂
من همیشه می‌ترسیدم میگفتم اصلا خودم نمیرم ولی ۱۴ روزش بود با مامانم و شوهرم بردیم خداروشکر راحت بود زود هم خوب شد

وای مبارک باشه خوب کردی کیه که از گوشواره بدش بیاد زیبایی زینت زن هس ...کاش منم جرعت کنم ببرم میترسم مامانمم میگه کوچیکه من که باهات نمیام خودتم نبر

ولی درکل بچم خیلی اذیت شد

اخی عزیزم مبارکش باشه
من۶ ماهگی گوش آسنا رو سوراخ کردم
اوایل که عفونت کرد پشیمون شدم
الان میگم باید بعد از واکسن دوماهگی سوراخ میکردم

من برای دختر اولم شش ماه سوراخ کردم
دو سه سالش بود که لج کرد درش بیار... تا الان که ۹ سالشه نذاشته براش بزاریم برای جانانم نمیزاره ببریم سوراخ کنیم...
منم... یه حسی بهم میگه بزارم بزرگتر بشه اگه خودش دلش خواست ببرمش با اینکه هردوتاشون چندتا گوشواره هم دارن...

الان هم بی قراره؟!

اخی چ قشنگ مبارکه
من خودم میزنم و زدم اصلا درد نداره فقط بچه ها میترسن

مبارک باشه عزیزم هرچی بزرگ تر بشه بچه بیشتر میفهمه وگریه میکنه کاش زودتر آیت کارو میکردی

مبارکش باشه عزیزم 🥰
دختر من اصلا اذیت نشد فقط گوش دوم رو زدن یکم گریه کرد شیر دادم سریع خورد و خوابید
البته دختر من ۳ماهش بود سوراخ کردم

چندروز دیگه یادش میره خوب کردی

سوال های مرتبط

مامان ساحل🍭 مامان ساحل🍭 ۲ سالگی
مادرشوهرم خانواده خودشو دعوت کرده افطار.موقعه افطار بچم گریه میکرد همه سرشونو کردن پایین و غذا خوردن،بعد افطار که شد خاله های شوهرم موقعه جمع کردن ظرف و شستنش امدن که بچه رو بده ما،هی گفتم نه دارمش.یه خاله اش کنه شد و گفت بده و به زور داشت میگرفت،گفتم خاله بچم گریه میاد میگم نه یعنی نه.هی به دخترم میگفت بیا بچمم گریه،اخرش عصبی شدم گفتم نمیبینی بچه میبنتت گریه میکنه،ولکن دیگه.خواهرشوهرمم امد بدش من گفتم گریه میکنه،میگه نمیکنه به زور داشت میگرفت،گفتم ولکن بچه رو برو به کارات برس،بچمو خودم دارم،به خانوم برخورد.
حالا صبح من امدم پایین غذا بار گذاشتم و‌سالاد درست کردم،خواهرشوهرم یه کوکو درست کرد و چایی زد.اونوقت همشون بعد غذا خوردن از همه تشکر کردن جز من،خیلی بهم برخورد
هر دفعه میان اینجا من باید پاشم ظرف بشورم و کارا رو برسم،حالا امشب مجبور شدن ظرف بشورن حرصی شدن.شوهرمم سرکاره،زنگ زد خوبی بچه خوبه،گفتم لجدداره میگه پیشم باش،گفت بهتر،بشین پیش بچه تکون نخور خودشون کارا رو برسن الکی خودتو خسته نکن🫠