۱۸ پاسخ

دقیقا روزای خوبی نبود الانووو با همه سختی هاش دوست دارم

زایمانت طبیعی بود؟یا سزارین

خداروشکر بارداریم خوب بود خیلی برام راحت گذشت همش لطف خدا بود بدون مریضی حتی سرماخوردگی
زایمانم طبیعی بود پنج و نیم ساعت کشید سخت بود ولی می ارزید
منتها امان از شمام ببخشید بواسیر پدرمو درآورد نمیتونستم راه برم تکون بخورم خیلی بد بود تا اینک روز هشتم زایمان بالاخره رفتم دکتر آمپول زدم
بخیه هام دیر افتادن تا دوماه اذیت بودم الانم جاشون هرازگاهی درد میکنه
بچمم تا روز ۲۵ خیلی خوب بود همش میخابید ولی امان از رفلاکس پنهان بعدش دارو دادم درسته دیگ علائمی نداشت گریه نمی‌کرد ولی همش استرس داشتم شبا بخوابم بچم طوریش بشه
ولی درکل بخام بگم بالاخره سختی هم داره دیگ راضیم خدارو شاکرم واقعا خوب هم نباشه بد هم نبود

من تا ۳ ماهگی دخترم داشتم دیوونه میشدم زندگیم رو روال نبود زودرنج بودم
قلق بچم دستم نبود نمی‌تونستم زندگی و با بچه اداره کنم ولی خب بعدش کم کم دستم اومد و واقعا سخت بود

ومنی ک بارداری پر از استرس و هماتوم وزایمان زودرس و فشار بالا و بچه ایی ک رفت آن آی سی یو و الان دوباره باید از نو شروع کنم آخر شبا کارم شده گریه ک این چ‌حکمتی بود خدایا

با اینکه بیمارستان خوبی رفتم و درد زیادی نداشتم ولی خاطرات بدی از اطرافیانم برام ب جا مونده منم حاضر نیستم برگردم ب اون روزا

من خداروشكر بارداري و زايمانم خوب اما بچم كوليك شديد داشت رفلاكس پنهان داشت ببين قشنگ سرويس شدم تا ٤.٥ صبح جيغ ميزدا مگه آروم ميشد مامانم و خواهرم كلا بودن اصلا هيشكي نميتونست آرومش كنه بعدشم باز همش بيدار ميشد و گريه خيلي سخت بود خيلي الان به نوزاديش فكر ميكنم ميگم فقط خداروشكر كه گذشت

قسمت وحشتناکش اونجاش باید بازم بیاریم هرچند زود یا دیر

وای فکر کرذم فقط خودم همین حسو دارم

دقیقا منم به روز زایمان فک میکنم تنم میلرزه چقد بد بود ..جدا از اینکه روزی بود ک مادر شدم ولی خیلی سخت گذشت تا دو ماه اول داغون بودم کم کم بهتر شدم

دختر منم کل شبو بیداره
وای خدایا
چقدر ترسیدم تو این مدت
چه روزای وحشتناکی گذروندم
و واقعا حاضر نیستم دوباره تجربه کنم
هنوزم خرابه خوابش و شب رو اصلا نمیخوابه
اینقدر شب نخوابیدم مغزم خشک شده

وای منم زن بادار ببینم ومخصوصا اونایی که نزدیک به زایمانن یهویی تهوع میگیرم حالم بدمیشه یجوری میشم

پسرمن عاااالی بود
از بارداریم تاالان
حواشی دارما
ولی خداروصدهزاربارشکر بچه خوبیه.
البته مدام داره سختترمیشه
چالش جدیدم بغلی شدنشه

منم هيچوقت دوست ندارم برگردم خداروشکر که گذشت

وای دقیقا منم همین حسو دارم ماهای اول واقعا بد بود

منم روزای سختی داشتم الانم‌از بارداری دوباره میترسم

یعنی خواب بچتون خوب شده؟
از چند ماهگی خوب شد
من پسرم خیلی بد خوابه شبها

من بارداری پر چالشی داشتم
خون ریزی وحشتناک
زایمان زود رس
دوست ندارم به روزها فکر کنم
خیلی ترسناک بود🥲🥲🥲

سوال های مرتبط