۱۳ پاسخ

عزیزم امکان هست رژیمت به ما هم بگی لطفا

بیشتر از رژیم و نوع ورزشت بگو
منم امروز میرم متخصص تغذیه

سلام. مولتی ویتامین‌هایی که استفاده میکردین ، اشتها آور نبود؟

خدایی بخیل بازی در نیاوردم برا همه کپی کردم😄

متن رو کپی میکنم براتون چدن نمیشه همرو میشن کرد
شمارشون رو میزارم چون رژیم رو شخصی سازی طراحی میکنن یعنی بر اساس چیزایی که نیازم هدفم،و...
09381752272
میتونی بهشون زنگ بزنی یا پیام بدی بله

چه مکملی میخوردی؟

رژیمت رو بگو

نمیشه به ماهم بدی رژیمت و من خودم فست میگیرم ولی چون میگی متخصص میشه بدی

در چه مدت اینقد کم کردی

میشه بگی چه نوع رژیمی بود

چ مدت طول کشید تا۱۵کیلو کم کنی؟

خداروشکر

چطوری بود رژیمت که کم کردی گلم

سوال های مرتبط

مامان بهار مامان بهار ۱۱ ماهگی
مقایسه کردن خودت با دیگران بزرگترین رقیبت می‌تونه باشه.برای کاهش وزن هر فردی با فرد دیگه متفاوت یکی تو بارداری پنج کیلو می‌ره رو وزنش یکی بیست کیلو و یکی مثل من سی کیلو،یکی با زایمان یک ماه بعد میرسه به وزن قبل بارداری یکی دیگه برنمی‌گرده.
ده ماه بعد زایمان با تمام ورزش های ک میکردم وزنم گیر کرده بود رو ۷۸،۷۹هرکاری می کردم پایین نمیومد فقط ی بار رژیم گرفتم تا۷۵رسیدم چون حالم بد شد و شیرم هم کم شد بیخیال شدم و دوباره رسید همون جا.بعد تصمیم گرفتم با ی برنامه نرمال شروع کنم هفته ای سه روز هوازی سه روز هم دمبل و یوگا و فقط حذف قند مصنوعی و زیاد کردن سبزیجات.
برای منی که شیرینی تفریحم هست خیلی سخت بود مخصوصا ک عاشق شیرینی پزی هم باشی.هفته اول فقط قند مصنوعی و حذف کردم و ۱.۶۰۰کم کردم همین شد انگیزه که الان ۵۱روز قند مصنوعی مصرف نمی کنم و ۷.۷۵۰کیلو تونستم کم کنم.
قبلا باید میرفتم شیرینی می‌خریدم یا درست می کردم ولی از وقتی تصمیم گرفتم نخورم از در و دیوار برامون شیرینی میرسید😐
خلاصه الان راضی ام به خاطر یه هوس زود گذر برنامه ام و بهم نزدم.
هدف اولم رسیدن به وزن قبل بارداری بود و حالا شده وزن قبل ازدواج💪
و اینکه به هرکسی میگفتم نمیخورم،میگفتن حالا ی امروز و بخور،ی بار اشکال نداره،حالا امروز بشکن رژیمتو بدن به شیرینی هم نیاز داره و از این دسته حرفا ولی اونا فقط فقط لذت شیرینی اون شیرینی و زیر دندان هاشون میفهمن نه لذت رفتن رو ترازو و دیدن کم شدن اعداد روی ترازو رو.
مامان مهوا مامان مهوا ۱ سالگی
این تاپیک هم دلنوشته هست هم نیاز به راهنماییتون داره

مهوا یه دختر دایی داره که دوماه ازش بزرگتره از اول بارداری تا الان زن داداشم دائم خودشو مقایسه کرد و یه حس عذاب وجدان به من داد
زمان بارداری من خیلی رژیم غذایی سختی رعایت میکردم خیلی غذاهارو نمیخوردم مرتب دکتر و سونو میرفتم حتی برای اطمینان سل فری دادم
اما زن داداشم اصلا دکتر نداشت حتی توی غربالگری اولیه روده آکوژن بود و نیاز به آزمایش داشت اما انجام نداد و حتی غربالگری دوم هم انجام نداد
حالا برسیم به زمانی که بچه ها به دنیا اومدن مقایسه ها بدتر شد و من از این مقایسه متنفرم
بدترین روزای من وقتی شروع شد که به غذا افتادن
من طبق نظر دکتر غذاهارو تست میکردم غذا جدا درست میکردم خیلی مواد غذایی نمیدادم اما زن داداشم از همون اول غذای سفره داد
من چون عموم بخاطر الرژی فوت کرد و الان هم خواهرم بخاطر آلرژی خیلی اذیت میشه مواد غذایی خیلی رعایت میکنم و مهوا به بعضی مواد غذایی الرژی داره
زن داداشم دائم میگه ببین من به بچه همچی میدم هیچیش نمیشه تو انقدر سخت میگیری بچه اینجوری شده
مثلا من به مهوا چیپس،بستنی،کاکائو،نوشابه نمیدم اما اون همه اینارو میده و اصرار داره که کارش خوبه و من دارم بچرو با این سخت گیری هام اذیت میکنم
راستش حس عذاب وجدان دارم که نکنه واقعا من دارم زیادی سخت میگیرم و در حق مهوا ظلم میکنم
این تازه فقط سر غذا بود سر تربیت،لباس همه چی من با زن داداشم مشکلات داریم