۳ پاسخ

پسر منم همینه البته پسر من یک و‌نیم سالگی سه بار بیمارستان بستری شد از اونموقع میترسه فقط دکتر و بیمارستان نه از همه چی میترسه

اگه قد و وزن هست که خودت خونه بگیر زنگ بزن بهشون بگو

شاید بوی اونجا و گریه بقیه بچه ها پریشونش میکنه.

سوال های مرتبط

مامان مملی مامان مملی ۳ سالگی
پسرم هفته دیگه سه سالش تموم میشه هنوز پوشکش میکنم خیلی سر دستشویی رفتن مقاومت میکنه بدش میاد گریه میکنه مخصوصا پی پی داشته باشه انقد ب خودش میپیچه انقد گریه میکنه تا اخرش مجبور بشه پی پی کنه نمیدونم چطوری از پوشک بگیرمش البته وقتایی ک پیش خودم بود خوب بود ۴۰ روز بردنش اونجا برگشته بدتر شده از اون بدتر اینکه از بچه ی عموش یاد گرفته هر وقت گریه کنه عوق بزنه دیروز بردمش حموم خواستم موهاشو بشورم زد زیر گریه عوق زد هرچی خورده بود بالا اورد خیلی اعصابم خورد شد بعدشم گاهی اوقات یهو میره تو فکر خیره میشه به یه جا بعدش چشماشو میبنده و بغض میکنه هرچقد هم باهاش حرف میزنم هیچی نمیگه دیشب تو ماشین داشت آبنبات میخورد یهو ابنبات رو انداخت و اینجوری کرد خیلی ناراحت شدم سریع رفتم سوپر مارکت براش کلی خوراکی و تخم مرغ شانسی و توپ خریدم خوشحال شد این بچه این وسط مونده داره اسیب میبینه نمیدونم چیکار کنم از یه طرف خودم توانایی مستقل شدن و نگهداریشو ندارم از یه طرف هم اونا نمیتونن نگهش دارن بخوامم برگردم زندگی کنم ک اصلا دیگه امکان پذیر نیست دیگه دو دفه صیغه طلاق بینمون خونده شد من تا اون موقع هنوز ب زندگی امیدوار بودم دیدم خوشحال اومد گفت میخوام برم دبی اقامت بگیرم صیغه طلاقم بخون دیگه برای همیشه قیدشو زدم اگه الانم میگه برگرد فقط بخاطر اینه ک برم کلفتیش رو بکنم بچه ش رو بزرگ کنم ازم استفاده کنه چند سال دیگه بگه برو ب سلامت بازم منو روانی میکنه تازه حالم داره خوب میشه