امروز خیلی از خودم راضی بوذم صبح که بیدار شذم ساعت ۸ بود همسرجان بیدار کردم یه صبحانه مقوی براش درست کردم راهیش کردم سرکار بعد یه مقدار خونه مرتب کردم و نهار نیل خانوم کته و ماهیچه و عدس براش درست کردم تا دخترم بیدار شد باهاش بازی کردم تو تخت بهش شیر دادم اوردم لباساش عوض کردم بعد صبحانش دادم بعد اماده شدیم رفتیم خرید واسه نیل خانوم بعد رفتیم کافه باهم یه قهوه خوردم باهم رفتیم مغازه باباش بیرونبر داره غذا هم اوردم اوحدیم خونه نهار نیل خانوم دادم لباساش عوض کردم و خوابوندنش خودممم نهار خوردم لباسام شستم یه نیم ساعت خوابیدم عصر باباش اومد ساعت ۷ ساک باشگاه و برداشت و رفت منم دیدم خیلی بی‌حوصله هستم تو pms هم هستم گفتم میمونم خونه دیدم ابجیم پلن خرید داشتن رفتن به من نگفتن بخاطر همین pms ازشون ناراحت شدم اما گفتم خوب شاید بخاطر نیل نگفتن بهم که خسته نشه دیگه گفتم پاشیم چیتان کنیم با دختری پیاده بریم یه خورده پیاده‌روی دیگه با بدختی کالسکه باز کردیم و اولش یه مقدار در حد کم نق زد دیگه کلی باهاش حرف زدم و صدا در اوردم اروم شد رفتیم با هم یه اب هویجم زدیمو اوحدیم خونه دیگه اکی شدم یه هات‌داگ خوشمزه هم واسه شام درست کردم و شام نیل هم دادم و حمام هم رفتیم با هم خابوندمش اومدم با همسر شام خوردم و اون خابید منم همه کارا خونه کردم که فردا فقط جاروبرقی بکشم بعدشم موهام براشینگ کردم و روتین پوستی انجام دادم الان اومدم به نیل شیر دادم که خودمم بخوابم خلاصه بسیار زیاد از خودم راضیم بخاطر زحمتی که واسه همه چی میکشم😂❤️تا ۸ صبح شب همگی بخیر

تصویر
۱۴ پاسخ

فکر کردم آخرش پات از پتو میاد بیرون و بیدار میشی😆
دمت گرم برا من مثل رویا بود 😅

اینجور که نوشتی فکر کردم 24 ساعتت 48 ساعته😅

همینکه نگران نهار نیستی تو ۱۰۰هیچ جلویی

چجوری صبح زود بیدار میشی من ۱۱بیدار میشم😂اصلا نمیتونم صبح زود بیدار بشم

راضیم ازت خدا ازت راضی باشه😂

منم ازت راضی بودم چ برسه خودت🤣🤣

انگیزه گرفتم فردا صب زوتر بیدار شم😂 دستت دزد نکنه منم ازت راضیم😂

من آرزومه همسرم صبح بره سر کار
خیلی بهتره سحر خیز بودن
به همه چیز میرسی و شب هم زود می‌خوابی
من همسرم تازه ساعت چهار بعد ظهر یا دوظهر می‌ره سر کار تا برگرده از سر کار ساعت یک شب میشه
این بدترین روتین زندگیه
مرد صبح باید بره سر کار
نه شب
ما هر جا می‌خوایم بریم همسرم باهامون نیست

آرزومه یه روزبرم از مغازه باباش غذابیارم،همگی بگین 🤲

منم ازت انرژی گرفتم ای کاش همه مامان ها مثل تو پر انرژی باشند همهگی بگین الهی آمین 😆

پ‌منو‌دخترم ک ساعت یکو‌نیم بیدار میشیم چی🤣تازه بخاطر بلانصبت پی پیش بیدار میشیم وگرنه تا ساعت سه تخته گاز میریم🙊🤣

حالا من یه دسشویی نمتونم برم میاد پشت در گریه میکنه
چه جوری بچت میزاره به کارات برسی😅

خسته نباشی عزیزم❤️چه روز پر انرژی

پوووفففف من با خوندنشم خسته شدم
شما با انجام دادنش خسته نشدی🥴😂

سوال های مرتبط

مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۲ ماهگی
صبح زود طبق روال بیدار شدم روتین پوستی قهوه مرتب کردن خونه و نهار
رز بیدار شد شیر پوشک و گذاشتمش تو اطاقش برای بازی و صبحانه آماده کردم بعد خوردن صبحانه رفتم دویدم و شوهرم اونجا اومد دنبالم رفتیم تره بار یکم خرید کردیم نون گرفتم و داروهای رز و یکم آب معدنی و آب جوشیده برای رز برگشتم خونه نهار خوردیم خریدها رو جا به جا کردم نهار رز رو دادم خونه رو مرتب کردم یکساعت جلسه کاری برگزار کردم و تمام
به خودم اومدم دیدم نیم ساعته دارم به دیوار عکس ها نگاه میکنم به انگشتر بابا و مهر مامان بزرگ که قاب کردم به خاطراتم و به جاهایی که الان انگار خیلی دورن ولی روزی توشون تو اوم لحظه لبخند زدم و شده عکس! گهواره هم شده مثل خیابون ها تلفن ها دیدارها پر از استرس و به همه مردم حق میدم و دلم براشون شکسته 💔
ولی به همسرم گفتم خونه تمیزه رز مشغول بازی یه قهوه درست کن بیا بشینیم خاطرات این عکس ها رو مرور کنیم
گفت خوبی؟ اضطراب ات بالاست؟
گفتم عزیزم زندگی در سال‌های وبا هم ادامه داشته اینم میگذره ....
#رفلاکس#بارداری#نوزادی#شیر خشک
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۲ ماهگی
امروز بدترین ورژن مرجان بودم
۶ و نیم با رز بیدار شدم با یه سر درد عجیب کل دیشب را کابوس میدیدم شیر دادم و پوشک عوض کردم بعد طبق روال آماده کردن صبحانه و قهوه و پیاده روی صبح و گوش کردن نصفه و نیمه پادکست جوری که وسطش با بداخلاقی قطعش کردم و به همسرم گفتم تمرکز ندارم باشه یه روز دیگه اومدم با رز خونه و اونم رفت دفتر رز خوابید نهار گذاشتم و به چندتا نرونده رسیدگی کردم بیدار شد هرکار کردم نهار نخورد حوصله بازی باهاش نداشتم و فقط براش وسیله ریخته بودم که کاریم نداشته باشه چشم به راه همسر اومد و رز رو تحویل دادم و افتادم رو تخت بعد پیشنهاد داد بریم بیرون دم دستی ترین لباسم رو پوشیدم رفتم و رز انقدر تو ماشین اذیت کرد که گفتم فقط برگردیم رسیدیم خونه هرکار کردم شامش رو نخورد سر بچه ام داد زدم و غذا رو ریختم سطل زباله همسرم برد خوابوندش و الان بدون مسواک روتین پوستی اومدم تو تخت خواب میخوام بخوابم
راستی کلی چیز ناسالم خوردم چیپس کیک برنج اضافه و ....
اینجور حالم خراب بود چرا؟ نمیدونم
این عکس ۸ ماهگی خودمه در حالی که به خاطر دندون به شدت حالم خراب بوده امروز دقبقااااا حال این عکس بودم
#شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۲ ماهگی
یکی دوتاتون پرسیدید تایم بندیم برای رسیدن به کارام چطوریه؟ بعد فکر کردم واقعا تا حالا بهش دقیق نشدم ! پس امروز براتون نوشتم
۵ و ربع صبح رز بیدار شد شیر آماده کردم شیر خورد پوشک و لباس عوض کردم دوتایی صورت شستیم مو شونه کردیم مامان روتین پوستی کرد و بعد رفتیم سراغ جمع کردن لباس شسته ها بعد یه صبحانه برای بابا و مامان و یه صبحانه برای دختری بابا بیدار شد و رز خوابید 😶 ما صبحانه و قهوه خوردیم بابا تا دوتا تلفن زد مامان ماکارونی رو آماده کرد بدون روغن اضافه و نمک تا رز هم بخوره ! بعد هشمزخونه تمیز کردم رز بیدار شد لباس پوشوندم صبحانه اش رو برداشتم و راس ۸ زدیم بیرون برای پیاده روی تو ماشین صبحانه اش رو خورد بعد مدت ها 😋 بعد پیاده روی رفتم تره بار خرید کردم تو راه رز تو ماشین خوابش برد راس ده رسیدم خونه خریدها رو شستم خورد کروم خشک کردم جا به جا کردم برای نهار سالاد درست کردم آشپزخونه رو تمیز کردم همسر محترم هندوانه قاچ کرد و یک ربع یازده تا یازده هم استراحت و صرف هندوانه 🍉 ۱۱ رز رو سپردم بابا میان وعده بده و رفتم سرکار تا یک یک اومدم رز ده دقیقه بود خواب بود نهار خوردیم آشپزخونه رو جمع کردم الانم استراحت تا دو دو میرم مجدد سرکار تا سه سه رز رو تحویل میگیرم تا ۴ و نیم که باباش جلسه داره تو این فاصله نهار میدم بهش و خودم یه قهوه بخورم و یکم بازی باهاش کنم و بعد تحویل میدم میرم سرکار تا ۷ بعد هم میپوشم رز رو میبرم پارک سر کوچه یکم هوابخوره و بیارمش خونه و بعد روتین خواب و منم احتمالا بعد انجام کارهای خورده ریز خونه زود بخوابم 😄
دستور صبحانه رز رو میزارم چون بعد مدت ها طلسم غذا نخوردن اش رو شکست
شما از صبح چه کردید؟
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری
مامان رایان مامان رایان ۱۰ ماهگی
مامان شاهان 👶🏻🩵 مامان شاهان 👶🏻🩵 ۱۱ ماهگی
سلام از ظهر چهارشنبه 🌤️
امروز چون می‌خواستم برم باشگاه، دیشب برای شاهان نون‌پنیرگردو قلقلی درست کردم که صبح آماده باشه 😋
صبح ساعت ۹ بیدار شدم، خودمو جمع‌وجور کردم و آماده شدم که بزنم بیرون و برم باشگاه. 🏃‍♀️
شاهان هم طبق معمول هر روز، راس ساعت ۹:۳۰ بیدار شد و بابایی گرفتتش تا من برم ورزش کنم! 🤸‍♂️💪
ورزشم که تموم شد، یه خرید کوچیک هم برای لباس مادرشوهر داشتم که اونم انجام دادم و سریع برگشتم خونه. 🛍️
دیدم نصف صبحانه شاهان مونده، با هم نشستیم و بقیه صبحانه رو خوردیم. 🍳☕
بعد همسر رفت سر کار و من و شاهان موندیم و یه عالمه کار خونه! 😅
ظرفارو شستیم، خشک کردیم و سرجاشون گذاشتیم 🧼
بعدش جارو کشیدم و آشپزخونه رو طی کشیدم ✨
بالکن رو هم شستم و به گل‌های قشنگم آب دادم 🌿💧
وای که چه نسیم خنکی میومد آدم دلش باز می‌شد، جای همتون سبز بود واقعاً 🥰🌳
بعدش رسیدیم به بخش نه چندان علاقه شاهان جمع کردن اسباب‌بازی‌ها. 🧸⚽
و بعد شیر شاهان رو آماده کردم و رفت لالا 😴.
منم سریع یه دوش گرفتم و یه قهوه درست کردم برای خودمو همسر☕.
و بالاخره بعد از حدود ۵ ساعت فعالیت مداوم، تونستم بشینم یه نفس تازه کنم😌
حالا یکم استراحت کنم، برنامه بقیه روزم رو بنویسم و بعد بریم برای ادامه ماجراهای امروز… 📝
شما چطورین؟ از صبح چه‌کار کردین؟
همه چی خوبه؟ 😉💖
کولیک رفلاکس پوشک مولتی ویتامین آهن جیش غذا فرزندپروری مولتی‌ویتامین آروغ جیش غذا گهواره اسپارتینا بی‌بی‌چک شیر شیرخشک
مامان آرتمیس مامان آرتمیس ۱۰ ماهگی
قطع شیر شب
پارت 3
از 5 شب پیش شروع کردم به کم کردن حجم وعده شیر ساعت 2 شب
چجوری
یعنی به جای 90 تا، کردمش 60 تا
ک 3 شب پیش دیدم همون 60 تارو هم به زور میخوره انگار میلی نداشت اصلا
دیگه 2 شب دم غروب قبل شام، یه زرده تخم بلدرچین آبپز شده رو با یکم پنیر خامه ای رامک که خیلی خوش طعمه با یکم اب جوشیده سرد قاطی کردم و بهش دادم، بعد شام دادم و ساعت 7.30 حدود 120 تا شیر دادم و خوابوندم
دیگه ساعت 11 بیدار نشد اما حدود ساعت 1.30 بیدار شد و میخندید و غلت میزد وروجک، گذاشتم روپام و پستونک دادم و بعد حدودا دو ساعت که روپام بود خوابید
و با خودم گفتم بذار امتحان کنم ببینم شیر میخواد که بیدار شده یا نه
60 تا درست کردم بهش بدم، لب نزد و اصلا نخورد نه بیداری نه توخواب
پستونکو گرفت و بعد دو ساعت که رو پام بود خوابید
تا 5.30 صبح که دیگه بیدار شد کامل مثه همیشه
اینجوری انگار ار 7.30 تا 5.30 شیر نخورد
باز شب بعدش دوباره همینجوری شد و ساعت حدودا 2 بیدار شد و تا 3 روپام بود اما 30 تا شیر درست کردم محض اطمینان، بازم دیدم نمیخوره
و متوجه شدم از روی عادت بیدار میشه و این که چون سر شب میخوابه دیگه اون ساعت خوابش سبک شده که بیدار شده و ربطی به شیر خواستن نداره
اینجوری شد که شیر شب کامل قطع شد
ادامه دارد...
مامان کیان جون مامان کیان جون ۱ سالگی
سلام ، ببخشید سرتون رو درد میارم ، دیشب تولد خیر سرم دعوت بودیم ، رفتیم و کیان از اول تا آخر گریه و نق نق می کرد ،کلا سه ساعت اونجا بودیم ، دو بار شیشه شیر براش درس کردم ، یک قطره ازش نخورد ، بغل کسی که هیچی ، سینه هم کلا نگرفت ، فقط گریه کرد و خودشو میکشید به اینور اونور ، تا شام آوردن ، یکم سوپ بهش دادم ، خودم که هیچی نتونستم بخورم چون داشتم کیان رو غذا میدادم ، بعدم اومدیم خونه و کیان خوابید، یک ساعتی بیدار بودم تا لباس و وسایلامو. جمع کردم بعد خوابیدم ،صبح از ساعت ۷ بیدار شده ، تا ساعت ۸ و نیم با سینه و شیر خواب آلود نگهش داشتم تا خودم یکم دیگه بخوابم ، بعد پاشدم برا شوهرم و کیان صبحانه درس کنم چایی گذاشتم، کیان زد یه شیشه شکوند ، اونو جمع کردم جاروکشیدم ، پوشک بچه رو خواستم عوض کنم با کلی گریه و نق نق ، با کلی کلنجار رفتن عوض کردم شستم ، لباس تنش کردم ، البته همه با نق نق و نداشتن های کیان ،
روی صندلی غذاش به بدبختی نشوندم ، آهنگ بذارم که ساکت بشه ، بعد غذا بخوام ندم نخوره و نق نق کنه ، عصبانی نمیشید شما ؟ قاشق فرنی رو به دهنش مالیدم که مزش رو بفهمه که شاید بقیشو بخوره ، بعد شوهرم بهم میگه حوصله مادری نداری خب‌بچه داری نکن ، به نظر شما من مادر بدی ام ؟