سوال های مرتبط

مامان آراد جون مامان آراد جون ۵ ماهگی
#پارت اول

از اونجایی ک من از اول تحت مراقب بهداشت هم بودم همش بهم میگفتن لگنت مناسبه زایمان طبیعی و دیگران هم تشویق میکردن ب زایمان طبیعی تصمیم من شد زایمان طبیعی چون من دیده بودم اونایی ک دور اطرافم زایمان سزارین کردن شاید حین زایمان چیزی حس نکردن ولی همین ک زایمان تموم شده چقد بعدش دچار درد و عوارض بعد از سزارین شدن خلاصه ک من از ۳۶ هفته دنبال پیدا کردن ماما همراه شدم رفتم ی کلینیک قرار بستم و قرار شد چهار جلسه فشرده برم ورزش کنم کنارش ورزش تو خونه و تغذیه مناسب و رابطه بدون جلوگیری پله و پیاده روی و شیاف گل مغربی هم داشته باشم
۳۷ هفته و ۲ روز بودم ک قرار شد برم جای دکترم برای معاینه لگنی
اینم بگم قبل رفتن ب معاینه دوسه روز بود هم زیاد ورزش میکردم هم پیاده روی نیم ساعت داشتم هرروز
هم اینکه ورزش های لگنی تو خونه و پله هم میرفتم چون خونمون پله زیاد داره
خلاصه شب شد رفتم دکتر تنها شوهرم نیومد چون سرکار بود منم دیگه از اونجایی ک فعالیت و تحرک و پیاده روی برام خوب بود از خدا خواسته بودم خودم رفتم معاینه ک کرد دکترم گف خیلی خوبه لگنت برای زایمان طبیعی دهانه رحمت بسته اس تا دوهفته دیگه هم زایمان نمیکنی سر بچه هم هنوز تو لگن نیومده منم باخیال راحت اومدم خونه البته بازم پیاده روی کردم بعداز مطب رفتن اومدم خونه و مشغول پختن شام شدم....
مامان رضا مامان رضا روزهای ابتدایی تولد
تجربم از زایمان طبیعی
سلام مامانای گل امروز میخام از تجربم از زایمان طبیعی بگم
من به شخصه اگه برگردم عقب بازم طبیعی رو انتخاب می کنم
من ساعت ۹شب بدون درد رفتم بیمارستان بستری شدم و آمپول فشار زدن برام گرفتم روی توپ ورزش کردم که دو سانت شدم آمپول فشار دوم رو زدن برام دیگه دردام شروع شد بشدت زیاد بود مثل درد پریودی ولی خوب قابل تحمل بود برام من چون کلاس آمادگی زایمان رفتم و آموزش دیدم جیغ نمی زدم فقط درد تحمل می کردم
با آمپول فشار دوم شدم ۷سانت باز ورزش کردم رو توپ شدم ۸ولی دهانه رحمم نرم نبود همین هین چند باری معاینه کردن که درد داشت ولی خوب قابل تحمل بود بعدش رفتم حموم دوش گرفتم دیگه ۱۰شدم دهانه رحمم هم با آمپول زدن برام نرم شد گرفتیم برا زایمان پسرم دنیا اومد بهترین حس بود بخدا بعدش همه دردام رفت فقط بقیه برام درد داشت یکم وگرنه بقیش درد داشت نمی گم نداشت ولی قابل تحمل بود
ولی درد بقیه خیلی برا من بعد بود
درکل بخوام بگم بازم برگردم عقب انتخابم طبیعی
مامانای که قراره طبیعی زایمان کنید اصلا نترسید همش قابل تحمل♥️🥲
مامان میسآ مامان میسآ ۵ ماهگی
تجربه زایمان...پارت اول وآخر.
تاريخ زایمانم یک اسفند .ولی خیلی ترشح آب دارم حس کردم کیسه اب ولی نرفتم دکترر با درد استخون واژن که غیر قابل تحمل است.بعد ۳ روز که گفتم میرم زایشگاه میخوهم بچه چک کنم .ساعت ۱۲شب اول معاینه کردن گفتن تقریبا ۲سانت بعد گفتن این کیسه اب نیست نوار قلب گرفتم خوبه میخواهم میام خونه ویه دکتر گفت بیا دوباره معاینه میکنم معاینه کرد که از ۲سانت ۳سانت شده با این معاینه دوم گفت خوبه میتونی زایمان میکنی من تعجب کردم چون برا زایمان اماده نیستم گریه کردم گفتم بزار میرم خونه اماده میشم ومیام. رفتم خونه حموم گرم گرفتم بدنم نوره زدم ساکم اماده کردم برگشتم زایشگاه اول کیسه اب پاره کردن که تقریبا ۱لیوان اب بود گفتن نشتی کیسه اب بود اگر موندی ۱روز بچت مرده شده بعد امپول گذاشتن ساعت 1 شب بعد درد شروع شده تا ساعت ۳شب گفتن ۶سانت بازه ولی دهانه رحمت بسته ۷تا شیافت گذاشتن که بزوررر باز شده یکم با معاینه تحریکی. بلاخره تا ساعت ۶ ونیم صبح دخترم تو بغلم گذاشتن..خییلی سخت بود تجربه زایمان قبلن داشتم ولی این سخت‌تری زایمان برام بوده .تاريخ زایمان شده 11/28 . وزن دخترم ۳کیلو و۶۰۰گرم. 😇
مامان حسنا مامان حسنا ۹ ماهگی