تجربه زایمان...پارت اول وآخر.
تاريخ زایمانم یک اسفند .ولی خیلی ترشح آب دارم حس کردم کیسه اب ولی نرفتم دکترر با درد استخون واژن که غیر قابل تحمل است.بعد ۳ روز که گفتم میرم زایشگاه میخوهم بچه چک کنم .ساعت ۱۲شب اول معاینه کردن گفتن تقریبا ۲سانت بعد گفتن این کیسه اب نیست نوار قلب گرفتم خوبه میخواهم میام خونه ویه دکتر گفت بیا دوباره معاینه میکنم معاینه کرد که از ۲سانت ۳سانت شده با این معاینه دوم گفت خوبه میتونی زایمان میکنی من تعجب کردم چون برا زایمان اماده نیستم گریه کردم گفتم بزار میرم خونه اماده میشم ومیام. رفتم خونه حموم گرم گرفتم بدنم نوره زدم ساکم اماده کردم برگشتم زایشگاه اول کیسه اب پاره کردن که تقریبا ۱لیوان اب بود گفتن نشتی کیسه اب بود اگر موندی ۱روز بچت مرده شده بعد امپول گذاشتن ساعت 1 شب بعد درد شروع شده تا ساعت ۳شب گفتن ۶سانت بازه ولی دهانه رحمت بسته ۷تا شیافت گذاشتن که بزوررر باز شده یکم با معاینه تحریکی. بلاخره تا ساعت ۶ ونیم صبح دخترم تو بغلم گذاشتن..خییلی سخت بود تجربه زایمان قبلن داشتم ولی این سخت‌تری زایمان برام بوده .تاريخ زایمان شده 11/28 . وزن دخترم ۳کیلو و۶۰۰گرم. 😇

۱۰ پاسخ

مبارکه عزیزم انشااا...بسلامتی

سلام ببخشید میپرسم چجوری ۶ سانت باز بودی بعد گفتن دهانه رحمت بسته اس؟آخه اون چیزی که ۶ سانت باز شده دهانه رحم هست دیگه

مبارک باشه گلم منم تاریخ سونوم یک اسفند و ان تی سه اسفند هنوز هیچ خبری نیس از درد نگرانم

بسلامتی ودل خوش

بسلامتی عزیزم‌مبارک باشه قدمش خیرباشه انشالله😘

قدم نو رسیده مبارک خداروشکر به سلامتی فرشته کوچولو اومده

عزیزم مبارک باشه

مبارکه

بسلامتی خداروشکر که نی نی سالم بدنیا اومده
قدم نورسیده مبارک باشه

مبارکه عزیزم😍❤

سوال های مرتبط

مامان بردیا مامان بردیا ۳ ماهگی
سلام منم بالاخره زایمان کردم
#تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
من پنجشنبه برای معاینه و ان اس تی که خود دکتر نوشته بود رفتم بیمارستان
ان اس تی چندتا انقباض کوچیک نشون داد ولی گفت که ضربان قلب بچه خیلی تنده
دکترم معاینه کرد همچنان ۲ سانت باز بود دهانه رحمم ولی بخاطر ضربان قلب بچه گفت که اورژانسی بستری بشم.
من پنجشنبه بستری شدم ساعت ۱۱ظهر
تا ساعت حدودا ۴ بعدازظهر با آمپول فشار هم دهانه رحمم باز تر نشد
کم کم معاینات دردناک شروع شد و دردهای منم همینطور
دردها بیشتر میشدن و دهانه رحمم نهایتا ۳سانت شد
من تا ساعت ۲صبح درد کشیدم و کیسه آبم رو پاره کردن و بخاطر درد زیاد بهم مسکن تزریق کردن که نهایتا ۱ ساعت جلو درد هارو گرفت ولی تا میدیدن که من دردم کمتر شده میومدن معاینه تحریکی انجام میدادن
ساعت ۳صبح انقدر گریه کردم و گفتم درد دارم که اپیدورال بهم تزریق کردن با دهانه رحم ۳ سانت و گفتن احتمالا تا زایمان اثرش بره
بعد اپیدورال حالم خیلی خوب شد و بلند شدم ورزش کردم
مامان محمدرضا🍼🤎 مامان محمدرضا🍼🤎 ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت 1✅
من ۳۶ هفته شب رفتم بیمارستان معاینه شک داشتم که کیسه آبم سوراخ شده باشه و با ماما صحبت کنم که بشه ماما همراهم
معاینه شدم گفت مشکلی نداره و یه سانتی.. ورزشا و چیزایی که باید میخوردمو بهم گفت و باز چک لیستشونم برام نوشت که من تو تاپیکام برا مامانا گذاشتمشون
بعد از معاینه درد شدید کمر گرفتم با فشار داشتم و ازم یه چیزای ترشح بزرگ میومد ترسیدم..اینم بگم خونه مادرشوهرم اینا بودم..زنگ زدم مامان بابامو کشوندم بیمارستان گفتم منو درد زایمان گرفته..رفتم بیمارستان ماما گفت نه عزیزم همون ۱ سانتی دردت بخاطر معاینس تجربه زایمان طبیعی
دردشو تحمل کردم کم تر شد خیلی کم ولی ترشحا رو هنوز داشتم..یک هفته ورزش کردم ماما گفته بود جمعه شب یعنی ۲۱ آذر که میشدم ۳۷ هفته و ۳ روز برم معاینه تحریکی
این یک هفته ورزش کردم و هرچیزی گفته بود خوردم
شد جمعه شب و رفتیم بیمارستان معاینه کرد گفت هنوز همون یک سانتی تحریک کرد شد 2 سانت ماما گفت سر بچه کلا پایینه و کیسه آب نازک شده پس چرا رحمت باز تر نشده گفت برو خونه امکانش هست کیسه آبت پاره شه شایدم نشه گفت احتمالأ تو یک هفته آینده زایمان میکنی
مامان دانیار مامان دانیار ۹ ماهگی
داستان روز زایمان طبیعی
نوبت دکتر داشتم ورفتم پیش دکترم ۳۸هفته س روز بودم دکترم معاینه کردش گفت ۲سانتی ولی گفت تحریکی میکنم تحریکی معابنه کردش بعدش نوار قلب گرفت بهم نامه داد گفت برو بیمارستان منم رفتم خونه لباسامو جمع کردم اماده شدم ساعت ۱۸:۴۵بستری شدم با س سانت مامام داخل بیمارستان بودش بهم سرم وصل کردن ‌نوار قلب گرفتن درد داشتم ولی چک کردن گفتن هنوز قشنگ سر بچه داخل لگن فیکس نشده داخل سرم دارو دیگه ریختن با دکترم تماس گرفتن ‌تصمیم گرفتن کیسه اب پاره کنن ساعت ۲۰:۱۵کیسه اب رو پاره کردن
دردام شدید تر شد رفتم داخل وان اب گرم خیلی دردم کنترل شدش ۲۰:۵۰دکترم اومد و از رفتم روی تخت معاینه کرد گفت ۷سانت هستی درد داشتم یک دقیقه بدون درد۳۰ثانیه درد ک نمیدونستم باید بشینم یا بلند شم
دیگه درام با زور شدش ک دکتر گفت وسیله زایمان اماده کنین ۲۱:۱۰ دیگه از اون تایم ب بعد تایمی ک درد داشتم زور میزدم ‌تایمی ک درد نداشتم نفس عمیق میکشیدم
ساعت ۲۱:۵۰ زایمان کردم و پسرمو گذاشتن بغلم
مامان آیهان👶💙 مامان آیهان👶💙 ۵ ماهگی