۹ پاسخ

طبیعی بودی؟

وای مبارکه چقد خوب قبلش چیکاراکرده بودی ک انقد خوب بازشدی ورزش شیاف چیکارکردی میشه بگی

واقعن بخیه نخوردی؟؟🙄🙄

چند هفته بودی؟؟

فرزند اولت بود ؟؟؟

سلام عزیزم، بسلامتی مبارک باشه😍
ان شالله برامنم راحت باشه،، زایمان اولته؟

اخی عزیزم مبارک بسلامتی 🩷

ب سلامتی عزیزم قدمش مبارک باشه💖

عزیزم ورزش و ایناهم داشتی؟؟

سوال های مرتبط

مامان دانیار مامان دانیار ۱۳ ماهگی
داستان روز زایمان طبیعی
نوبت دکتر داشتم ورفتم پیش دکترم ۳۸هفته س روز بودم دکترم معاینه کردش گفت ۲سانتی ولی گفت تحریکی میکنم تحریکی معابنه کردش بعدش نوار قلب گرفت بهم نامه داد گفت برو بیمارستان منم رفتم خونه لباسامو جمع کردم اماده شدم ساعت ۱۸:۴۵بستری شدم با س سانت مامام داخل بیمارستان بودش بهم سرم وصل کردن ‌نوار قلب گرفتن درد داشتم ولی چک کردن گفتن هنوز قشنگ سر بچه داخل لگن فیکس نشده داخل سرم دارو دیگه ریختن با دکترم تماس گرفتن ‌تصمیم گرفتن کیسه اب پاره کنن ساعت ۲۰:۱۵کیسه اب رو پاره کردن
دردام شدید تر شد رفتم داخل وان اب گرم خیلی دردم کنترل شدش ۲۰:۵۰دکترم اومد و از رفتم روی تخت معاینه کرد گفت ۷سانت هستی درد داشتم یک دقیقه بدون درد۳۰ثانیه درد ک نمیدونستم باید بشینم یا بلند شم
دیگه درام با زور شدش ک دکتر گفت وسیله زایمان اماده کنین ۲۱:۱۰ دیگه از اون تایم ب بعد تایمی ک درد داشتم زور میزدم ‌تایمی ک درد نداشتم نفس عمیق میکشیدم
ساعت ۲۱:۵۰ زایمان کردم و پسرمو گذاشتن بغلم
مامان محمدحیدر مامان محمدحیدر ۷ ماهگی
تجربه زایمان
من ۴۰ هفته و ۵ روز بودم ولی هیچ طوری دردام شروع نشد دکترم گفت بیا تا معاینه کنم ببینم چطوری رفتم مطب معاینه کرد گفت دهانه رحمت بسته است و بیشتر از این هم نمیشه بمونی من گفتم میخوام طبیعی باشم گفت با آمپول فشار هم فک نکنم بتونی زایمان کنی سزارین میشی گفتم اشکال نداره من تلاشمو میکنم دیگه نامه داد گفت برو بیمارستان نوار قلب بگیر ببینم امشب بستری بشی یا فردا رفتم بیمارستان معاینه کردن و نوار قلب گرفتن گفتن امشب باید بستری شی ساعت شیش بود بستریم کردن تا کارمو کردن ساعت ۸ شب معاینه کرد گفت یه سانتی دیگه دوز اول رو برام شروع کردن دردای کمی میومد سراغم منم پاشدم پیاده روی کردم و ورزش کردم ساعت دوازده شب بود زنگ زدن دکترم گفت تا ساعت یک شب سرم بگیرم بعد استراحت بدن تا شیش صبح ، ساعت یک که سرم رو قطع کردن دیگه منم دردی نداشتم یکی دو ساعت خوابیدم دیگه ساعت ۶ اومدن دوز دوم رو برام وصل کردن اینم بگم شب معاینه کرد گفت همون یه سانتی ولی دهانه رحمت خیلی نرم شده
دوز دوم رو که صل کردن دیگه دردام شدید تر بود منم مدام راه میرفتم و ورزش میکردم وقتی دراز میشدم دردام خیلی بیشتر میشد همراهم کمرمو ماساژ میداد خوب بود برام تا ۱۱ و نیم ظهر که معاینه شدم گفتن ۴-۵ سانتی دیگه دکتر گفت یه ساعت استراحت بدیم سرم که قطع شد بازم درد داشتم ولی با فاصله بیشتر
ادامشو پارت بعد مینویسم
مامان رستاوفرهان
🧸 مامان رستاوفرهان 🧸 ۵ ماهگی
((تجربه زایمان طبیعی ))
چهل هفتم کامل بود رفتم بیمارستان معاینه شدم گفت دوسانتی بستری شو و ترشح زیادی هم داشتم تا لباس هامو عوض کردم رفتم داخل اتاقم اومدن دوباره معاینه کردن گفت سه سانتی خوب داری وپیش میری و کیسه اب رو زدن دکتر گفت یه ان اس تی ازت میگیرم بعد بیا پایین از تخت تا ورزش کنی ساعت شیش و نیم بود سرم رو بهم وصل کرد یه آمپول هم زد توش و من شروع کردم به ورزش بازم یکم دردم شروع شدبرام توپ آوردن گفتم روی اینم ورزش کن خلاصه دردای خفیفی داشتم اومدن معاینه کرد گفتن چهار سانتی گفتن دردات شدیده گفتم نه هی یه چیزایی میریختن توی سرمم بهم گفتن برو روی تخت حالت سجده برو خیلی بهت کمک میکنه یک ساعت و نیم گذشت معاینه کردن هفت سانت بودم از تخت اومدم پایین احساس فشار داشتم توی معقدم و یکم درد داشتم ناخودآگاه زور زدم و سر بچه اومد پایین و دکتر رو صدا کردم وقتی دیدن سربچه رو با عجله اومدن بالاسرم برش زدن و با سه تا زور پسرم بدنیا اومد کلا دوساعت طول کشید زایمانم
فکر کنم چون با زایمان قبلیم فاصله کمی بود ۱۷ماه پیش بود زایمانم آسون بود سره دخترم ولی اذیت شدم پنج ساعت درد کشیدم ولی بعدش خونریزی کردم و معاینه ها و ماساژ ها اذیتم کرد
مامان میسآ مامان میسآ ۵ ماهگی
تجربه زایمان...پارت اول وآخر.
تاريخ زایمانم یک اسفند .ولی خیلی ترشح آب دارم حس کردم کیسه اب ولی نرفتم دکترر با درد استخون واژن که غیر قابل تحمل است.بعد ۳ روز که گفتم میرم زایشگاه میخوهم بچه چک کنم .ساعت ۱۲شب اول معاینه کردن گفتن تقریبا ۲سانت بعد گفتن این کیسه اب نیست نوار قلب گرفتم خوبه میخواهم میام خونه ویه دکتر گفت بیا دوباره معاینه میکنم معاینه کرد که از ۲سانت ۳سانت شده با این معاینه دوم گفت خوبه میتونی زایمان میکنی من تعجب کردم چون برا زایمان اماده نیستم گریه کردم گفتم بزار میرم خونه اماده میشم ومیام. رفتم خونه حموم گرم گرفتم بدنم نوره زدم ساکم اماده کردم برگشتم زایشگاه اول کیسه اب پاره کردن که تقریبا ۱لیوان اب بود گفتن نشتی کیسه اب بود اگر موندی ۱روز بچت مرده شده بعد امپول گذاشتن ساعت 1 شب بعد درد شروع شده تا ساعت ۳شب گفتن ۶سانت بازه ولی دهانه رحمت بسته ۷تا شیافت گذاشتن که بزوررر باز شده یکم با معاینه تحریکی. بلاخره تا ساعت ۶ ونیم صبح دخترم تو بغلم گذاشتن..خییلی سخت بود تجربه زایمان قبلن داشتم ولی این سخت‌تری زایمان برام بوده .تاريخ زایمان شده 11/28 . وزن دخترم ۳کیلو و۶۰۰گرم. 😇