سوال: عاقا من توی این دو سال همممممیشه تاکید میکنم همیشههههه کوله یونا ک داخلش دو دست لباس اضافه،آب،خوراکی،اسباب بازی،دستمال،دستمال مرطوب،ژل شستشوی دست،صابون مایع،خشک کن،حوله و….هست همراهم بوده بجز دوبار
ی بار پارسال
ی بارم امشب ک گفتیم بریم ی بستنی بخوریم همگی چون اومدیم شمال با مامان و مامان بزرگم اینا
گفتم ولش کن ی ربع میخوایم بریم بیایم آب بردارم فقط
فک میکنید چی شد؟🥴🫠
بله یونا ی قاشق چیز کیک گذاشت دهنش و…گلاب ب روتون حالا برنگردونه کی برگردونه فقط خداروشکر توی فضای داخل نبودیم بیرون بودیم تمام لباسش کثیف شد نه دستمال داشتم نه لباس داشتم ببین هیچی ینی خیلی شرایط بدی بود آخرم بردیم شستیم دست و صورتشو سریع برگشتیم هیچیم نفهمیدیم هیچ کدوممون
واقعا چرا اینجوریه چرا فقط این دوبار ک عمرام نبوده باید اینجوری شه
خیلی معذب شدم با اینکه میدونم بچست و طبیعیه ولی حرصم گرفت از خودم 😒
#فرزندپروری
#پوشک
#شیرشب
#نی ن
ی

۴ پاسخ

وای منممم مثل تو
یعنی همیشه کیف جداگونه اسمان همراهمه
ی بار یادم رفت بردارم مهمون بودیم پیپی کرد مجبور شدم از نوار بهداشتی براش استفاده کنم
خودشم همسرم پیشم نبود با مادر و پدرم بودیم حالا مگه بلند میشدن خدااااا میدونه چقدر موذب شدم

دقیقا منم باید همیشه کوله شو ببرم که فقط برده باشم و استفاده نشده ولی کافیه نبرم و احتیاج بشه

من یبار همینجوری برام پیش اومد همیشه با خودم می برم حتی تا سرکوچه میخام برم

منم دقیقا همینجوری هستم، گاهی اوقات که تنبلی میکنم با تجهیزات کامل حتی تا سر کوچه هم برم انواع اتفاقات طبیعی و غیر طبیعی میفته و چقدر حرص میخوردم از این سهل انگاری خودم 🤦🏻‍♀️😅

سوال های مرتبط

مامان Yuna مامان Yuna ۲ سالگی
خیلی حالم بده خیلی ناراحتم حیلی زیاد. سرم درد میکنه میخوام زار بزنم
امروز عکاسی دو سالگی یونا بود
ینی ذره ای همکاری نکرد😭😭😭
از وقتی پامون گذاشتیم تا وقتی بیایم گریه
اولش ک ماکت کیک دید گفت کیک میخوام گریه ها گریههههه شوهر طفلیم رفته دنبال کیک
اومد کیک خورد فشفشه رو دید گریه بدین ب من دادم بهش ی لحظه حواسم پرت شد دستش سوخت
ینی ی دونه از چیزایی ک میخواستم اجرا نشد کلیم باید پول بدم
فیلمبردره خیلی خوب و حرفه ای بود هی میگفت بچه همینه عیبی نداره من کارو در میارم عکاسه هی غر میزد بیشتر میرفت رو اعصابم ی بچه دیگم اونجا بود کوچولو بود هی میگفت ببین صدای اون بچه درومده اصلا،یا با ی حالت ناله میگفت وای حداقل بذار ی عکس بگیریم یا میگفت اسمتو باید تو گینس بنویسن یا اینجارو فامیلمون معرفی کردع بود هی میگفت بچه فلانی چقد همکاری کرد سریع کارو جمع کردیم منم چندبار ناراحت شدم بهش ی چیزی گفتم
ولی اعصابم خورده همش میگم ینی تقصیر منه ک یونا همکاری نکرد
ینی بچه غیر طبیعیه؟😭😭😭😭


اها تازه اتفاقای قبلشو بگم
اونجایی ک میخپاستم برم بادکنک بگیرم تعطیل بود گفتن کاری براش پیش اومده رفته رفتیم ی جا دیگه رنگاشو دوس نداشتم تا برسیم هنش ترکید
کفش شوهرم خراب شد
اصلا نگ

#فرزندپروری
#پوشک
#نی نی م