۱۱ پاسخ

با زدن موافق نیستم اما منم خیلی مواقع سر بچم داد میزنم اونم کاملا غیر ارادی
شما یا بچه تون خیلی ارومه یا اعصابتون خیلی ارومه یا کمکی دارین

منم عمینطور.. گاهی.شبا خیلی خستم سردخترم داد میزنم اما هیچ وقت فکر زدنش هم نکردم...اونایی که بچه کویچکو میزنن واقعا مشکل دارن

دقیقا
یااونایی که میان بااب وتاب از رابطه شون حرف میزنن

منم مثل شما
یا اونیکی میگه بچرو میذارم گریه کنه 😭

حالا بچم اگ من بگم عهههه بشین گریه میکنه چ برسه بخام بزنمش. ولی درکل میگم قضاوت نکن شاید طرف به اخرین حد صبرش رسیده

شما حتما صبر و حوصله ی بالایی داری. من حقیقتا خودم صبورم
ولی خواهرم بچه هاش وااااااییییی نگم برات واقعا غیرقابل کنترل ینی هرکس بره خونشون نیم. ساعته پا میشه فرارمیکنه. بچش کوچیک رفلاکس داره هرچی بهش میده برابر استفراغ میکنه و همیشه در حال اسهاله خونش بو گوه برداشتع و همیشه درحال جیغ و گریه کردنه. عزیز شایدشما بچت نسبتا ارومه. بچه بدقلق ندیدی خواهرم قسم میخوره درشب شاید یکساعت بخوابم خب ب طبع ایشون دستش دیه بلند میشه برابچه

میفهمم
بعد هم که مقابله می‌کنی میگن تو بچه‌ت آرومه، تو جای اون نیستی...
خودشونو گول میزنن فقط، به جای این حرفها باید به فکر درمان جسمی و روحی باشند. بدن کم آورده.

من داد میزنم بعضی وقتا بعد از عذاب وجدان و گریه خفه میشم کلا دوران بدی رو دارم سپری میکنم همش استرس افسردگی داغونم

بخدا گاهی آدم کم میاره پسر من از ساعت ۱۲ نق میزنه گریه میکنه شیر میدم ک بخوابه بازیش میگیره بعد دوباره نق الان دیگه خسته شدم گذاشتم رو پا دستاشم گرفتم نذاشتم تکون بخوره یکمم دعواش کردم چقد گریه کرد بازم نخوابید 😂 دیگه مامانم برداشتش

والا منم باشن موافق نیستم اما وقتی عصبی میشم کنترلم از دست میدم

یهو محکم میشونمش زمین یا بلند حرفمو میزنم از حرصم

سیلی زده؟

سوال های مرتبط

مامان آلما مامان آلما ۲ سالگی
«مادر شدن یعنی دوباره متولد شدن... اما این بار، با قلبی که بیرون از بدنت تپش می‌زنه.»

وقتی دخترم به دنیا اومد، حس کردم یه فصل تازه از زندگیم باز شده. فصلی که پر از عشق بود، اما بی‌نقشه. هیچ کتابی، هیچ جمله‌ای تو رو برای لحظه‌هایی که مادری قرارت می‌ده، آماده نمی‌کنه.
کاش یکی اولش بهم می‌گفت:

*اینکه خسته‌ای، طبیعیه. اینکه بعضی روزا فقط دلت می‌خواد یه ساعت سکوت باشه، یعنی آدمی، نه اینکه مادر بدی‌ هستی.
*مامان کامل وجود نداره. اونی که فقط شیرخودشو می‌ده، اونی که شیرخشک می‌ده، اونی که کار می‌کنه یا خانه دار هست، همه‌شون مامانای خوبی‌ان.
*غذا نخوردن بچه، خواب پاره‌پاره‌ش، گریه‌های بی‌دلیلش... همه‌ش یه فازن. می‌گذره. تو فقط کنارش باش.
*خودتو فراموش نکن. ناخن‌هات، یه لیوان چای داغ، یه دوش چند دقیقه‌ای، حتی یه صفحه کتاب — اینا نجاتت می‌دن.
* هیچ‌کس اندازهٔ یه مادر، عاشق و شکسته و قوی نیست. خودتو تحسین کن. چون داری عالی عمل می‌کنی.
الان که به عقب نگاه می‌کنم، می‌بینم چقدر تو لحظه‌ها بزرگ شدم. چقدر قوی‌تر، صبورتر، و عاشق‌تر شدم.

تو هم اگه مامانی، برام بنویس:
کاش یکی به تو چی می‌گفت...؟