۶ پاسخ

کلا بحث گهواره نیست
ما آدما از بابت انرژی کاملا بهم وصلیم
حتی اگه کنار کسی باشیم بدون رد و بدل کلمه ای میتونیم انرژی شو دریافت کنیم
که یا مثبته یا منفی یا خنثی
آدم وقتی حرف میزنه این انرژی چند برابر میشه ، خیلی از هر بابت میتونیم رو آدمای اطرافمون تاثیر بذاریم
ایکاش این و بفهمیم و هر حرف و عملی رو خیلی راحت به اسم به خودم مربوطه انجام ندیم 👍🏻

تازه این قد اینجا در مورد این ک ب بچه شیر خشک بدیم بچمون سینه رو ول میکنه میشنوم انرژیش گرفتم میترسم ی روز بچم سینمو ول کنه دیگ نخوره در کل همه ی ادما مث هم نیستن ایشالله ک اتفاق خوب برا همه بیفته

عه به سلامتی زایمان کردی؟ مبارک باشه چقدر خوشحال شدم ان شاء الله قدم گل دختری مبارک باشه ان شاء الله با نهر پدر و مادر بزرگ شه 🌷 🌷
چرا سزارین سوم؟؟

گهواره که ادم رو خل میکنه😁

حرفا رو آدما تاثیر داره

منم همین ترس الکی رو از گهواره سر ازمایش گلوکز گرفتم😐
کلا بدن با بدن فرق داره

سوال های مرتبط

مامان آراد مامان آراد روزهای ابتدایی تولد
پارت چهارم سزارین اختیاری✍️✍️✍️
تو زایشگاه ک رفتم ماما می‌پرسیدن دلیل سزارینت چی منم میموندم ک چی بگم میگفتم جفتم جلو الکی ولی بعد فهمیدن من سفارش شدم دیگ زیاد پیگیر نبودن کارای عملم زودتر داشتن انجام میدن ...آوردن سونت وصل کنن خیلی استرس داشتم ک مامانا گهواره ک میگفتن خیلی درد داره ولی اصلن احساس نکردم سوزش هم نداشتم ...مامانم ازم عکس فیلم می‌گرفت و منو راهی اتاق عمل کردن خیلی مترسیدم دور ورم با ی حس عجیب غریب نگاه میکردم در اتاق عمل ک شدم دیگ گریه هام شدت گرفته بود گریه میکردم همه میامدن چرا گریه می‌کنی الان دیگ مادر میشی ولی من مامانم شوهرم نگاه میکردم گریه میکردم تا اینکه منو بردن تو اتاق عمل من گریه هام شدت گرفته بود ...اتاق عمل با ترس عجیبی نگاه میکردم تا اینکه منو از رو تخت جاب جا کردن رو تخت عمل گذاشتن .دکتر بیهوشی منو گفت بشین پاهاتو دراز کن کمرتو ببینم من ک میدونستم میخان سرگرم کنه آمپول بی حسی بزنه ک زد من معلومم نشد فقط پا چم تکون خورد حالت بپره گرم شد ولی پا راستم بی حس نشد ک دوباره آمپول بی حسی زد دیدم بدنم گرم شد سنگین شد ولی اصلن درد نداشت من احساس نکردم .. پرده جلوم کشید ...نمیدوم تو اتاق عمل دلم ب دکتر بیهوشی گرم شد خیلی مرد خوشبرخودی بود با من فقط حرف میزد دلداری میداد ک دیدم ۵ دقیقه طول نکشید ک بچه ب دنیا آمد انگار خدا برام فرشته نجات فرستاده بود کنارم بود استرس ترس نداشتم عملم خیلی خوب بود اصلن احساس نکردم در طی عمل حال تهوع نگرفتم عملم رب دقیقه طول کشید ....بچه ام نشونم دادم سریع بردن ...تو اتاق ریکاوری ک رفتم یکم لرزم گرفت ک حالت بخاری بالا سرم روشن کردن ک دیدم پرستار با بچه درگیر با خودشون میگفتن ناله می‌کنه سر حال نیس.....