۷ پاسخ

یه روزی نی نی کوچولوت رفته مهدکودک
خونه مرتب مرتبه
غذاتو پختی و عمیقأ برای این روز دلت تنگ میشه همش میگذره عزیزم و میشه خاطره

همه مادرای اینجا این روزای سخت رو گذروندیم مخصوصا ماها که دست تنهاییم. فقط به بچه فکر کن و استراحت خودت. خونه رو کلا تا یک سال و نیمگی بچه بیخیال شو

ومنیکه‌ توسن۲۰سالگی‌ ۳تابدون‌ کمک‌ بزرگ‌ کردم

متاسفانه همینه فقط بیخیال همه کثیفی ها شو غذا هم بسپر همسرت یا درست کنه یا بخره تو فقط ب بچه برس و تا میخوابه بخواب اصلا سعی نکن ب بقیه چیزا فکر کنی یا وقتتو بزاری برای تمیزکاری و این چیزا ، من تا یکسالو نیمی بچه همین بودم تا بهتر شدم

تحمل کن گلم کمکم رو غلتک میفتی و راحت تر میشه
تو تنها نیستی خیلیا این روزهارو دارن میگذرونن❤

هیچ نمی خوابه پاشی یه چی درست کنی؟

الهی چقد سخته دست تنها بودن

سوال های مرتبط