۱۶ پاسخ

من حوصله بچه خودمم ندارم چه برسه بچه یکی دیگه اونم اینقدر سن کم آفرین بهت که قبول کردی خواهرت باید ازت تشکر کنه که اونقدر خیالش راحته که حتی یکبارم زنگ نزده

ایکاش منم‌خواهرم مثل شما بود منم‌میرفتم بخدا شده دو ساعت

من بودم عمرا قبول میکردم. بچه مسعولیت داره. اگه خدایی نکرده بلایی سرش بیاد

رفته یه کم نفس بکشه 😅 اینکه مطمئنه جای بچه خوبه و امنه باعث میشه زنگ نزنه
بنظرم شما هم امتحان کن گاهی .. واقعا لذت بخشه

عزیزم خیلی بهت اعتماد داره
ی زنگ تو بزن بهش دور از جون چیزی نشده باشه

بهت اطمینان کامل داره
شربت کولیکش اگه نداده براش از داروخونه بگیر
یا تو ماشین ببرید خوابش میره

خیالش از داشتن یه خاله‌ی توپ راحته😍
نگهتون داره براش

چرا در دسترس نیس نگران نشدید؟

والا من بچم پیش شوهرمم هست هزار تا فکر میاد تو سرم که نکنه بخوره زمین یا مثلا دستشو کثیف بکنه دهنش یا.... بعد واقعا خواهرت چجوری اصلا دلش تاب آورده بچشو بزاره و بره چالوس عجیبه برام .البته نمیگم شما بی احتیاطی میکنیدا ولی آخه مادر کلا از فکر بچش در نمیره .من بودم تا سر کوچه میرفتم پشیمون میشدم یا با بچه میرفتم یا کلا نمی‌رفتم

منم همینطوری بودم تواون سن بچم.طبیعیه بنظرم.همه ادما مثل هم نیستن.بعضیا سخته براشون ودیرکنارمیان بانقش مادری

چرا دسترس نیست خدایی نکرده مشکلی واسش پیش نیومده باشه

پشمام 😐

چقد بیخیاله خواهرت

سخت نیست نگهداری از جفتشون

وای چ بی خیال

ای بابا چقدر بیخیال خوب چرا بچشو نبرد؟

سوال های مرتبط

مامانِ جوجه طلایی🐣💙 مامانِ جوجه طلایی🐣💙 قصد بارداری
نمیدونم چرا مامانم اینقد حس ناکافی بودن بهم میده اخه چرا واقعا؟؟؟💔

بخاطر شغل شوهرم وقتایی که نیس مامانم شب میاد پیشمون‌پسرم به شدت وابسته مامانمه ومثلا مامانمو ببینه به من نمیاد اصن بغلشم کنم اینقد گریه میکنه نفسش میره😐 بعد مامانم کیف میکنه نمیدونم سواستفاده میکنه به روی بچه میخنده یا میره پیش همه میگه انگار نه انگار این مامانشه یا هرچی میشه میره به همه میگه کلا پسرم وقتی میبینتش خیلی پرخاشگری میکنه همش جیغ میزنه شبا اصن خوب نمیخوابه چون فکرش میمونه پیش مامانم نصف شبم بیدار میشه گریه میکنه تا بخوام شیر درست کنم مامانم از اونور داد میزنه بچه تا صداشو میکنه بدتر میکنه🙄 جالبش اینه وقتی با پسرم دوتایی هستیم‌اصن از اینکارا‌نمیکنه خیلی ارومه‌ دیشبم باز پسرم با گریه بیدار شده مامانم از اونور داد میزنه اومده بچرو برده پیش خودش کلیم حرف بار من کرده اعصبابمو خراب کرده الانم میگه‌میرم به همه میگم بچه داری بلد نیستی صبمون دعوامون شد😑😑 بخدا خسته شدم‌ دیگه بچه دستشوییم کنه میگه تقصیر توعه تا این حد دیگه😐 چیکار کنم اخه؟