۱۲ پاسخ

سلام حالت رو درک میکنم پسرمنم که الان ۱۳ساله هست از وقت نوزادی ریفلاکس داشت نارس هم دنیا اومده بود وزنش خیلی کم بود شیرمونخورد مجبور شدم شیرمو بدوشم بهش بدم هردوساعت ۶۰سی سی میخورد اگه ۶۵سی سی میدادم همه رو بالا میآورد وقتی هم به غذا افتاد همه چیز میکس میکردم میدادم بهش چون اگه یه چیز سفت دهانش میزاشتم حالت تهوع می‌گرفت همه چیز بالا میآورد دکتر نمونده بود که ببرم متخصص معده کودکان هم بردم همشون میگفتن ریفلاکس داره داروی همشون هم کپسول امپرازول بود که داخل کپسول رو با آب سیب قاطی میکردم بهش میدادم و شربت رانیتیدین خارجی که به زور پیدا می‌کردیم اوناهم کمی رفلاکسشو خوب میکرد بعدش بازم شروع میشد یادم هست وقتی کلاس آمادگی ثبت نام کردمش ازغصه میمردم میگفتم اگه هله هوله زیاد خورد تو کلاس بالا آورد چیکار کنم تا اینکه یکی از اشناهامون یه دکتر طب سنتی نشونم دادکه باعنبیه شناسی مریضی رو تشخیص میداد بردم پیشش به چشمش نگاه کرد گفت پسرت طبعش گرمه ولی معدش خیلی سرده ، بهش بارهنگ همراه عرق نعنا داد گفت یه قاشق چایخوری بارهنگ رو همراه یه استکان عرق نعنا روی شعله کم بزار بجوشه بعد از اینکه نصف عرق نعنا توی ظرف باقی موند شعله رو خاموش کن بعد ولرم شدن یه قاشق چایخوری عسل بهش اضافه کن بده جرعه جرعه بنوشه بخدا هفت شب داده بودم رفتیم مسافرت شکر خدا دیگه از رفلاکس خبری نشد، فقط اگه خواستی این ترکیب رو به کوچولوت بدی حتما از یه متخصص طب سنتی بپرس بده چون طبع بچه‌ها باهم فرق دارن و اینکه پسر من شش سالش بود که میدادم ولی کوچولوی شما سنش کمه حتما بپرس بعدش بده

مردا حوصله ندارن گریه بچه رو تحمل کنن خجالت هم میکشن تو خیابون بچشون گریه کنه زود یچی میگیرن میدن دستش ک ساکت شه. بهش بگو اصلا از جلوی مغازه ردش نکنه . خوراکی ک میدونی بهش میسازه براش بذار تو مشما بده به باباش بگو با ماشین ببرتش دم پارک اونجا بازی کنه دوباره با ماشین برش گردونه که اصلا چیزی نبینه گریه کنه بخواد. گشنش هم شد خوراکی خودشو بخوره

شوهرمنم میرفت برای دخترم پاستیل میخرید ازاینور مامانم اینا شکلات میدن بهش چنان بالامیاره بخدا منم خسته شدم دیوانه شدم از دستشون کل خونم شده استفراغ
پدرم دراومد بعد کلیییییی دعوا اخرش راضیشون کردم که هفته ای یه بار حق دارن برن مغازه دوقلم وسایل بگیرن

بدترين چيز همون ابميوه هست
ابميوه من ميخورم ترش ميكنم چه برسه بچه
ولي طفلكا خب گناهم دارن بچه هستن هي ميگيم نه

نهایت ما بزاریم بستنی بخوره چندروز یه بار.ادامس گه گاهی.خودم نوشمک الاسکا درس میکنم بیشتر عادت به میوه اجیل دادیم تا. هله هوله چی بشه چیپسی بخرم براش

پسرای منم رفلاکس دارن ی مدت خونه ی مامانم بودم بیسکوییت میدادن گرفتار بودم اینا همش عوق میزدن یا بالا میاوردن از وقتی ترک کردن بیسکوییت بهترن بردم دکتر گفت ب هیچ وجه کیک کلوچه سوپرمارکتی نده

خدایی چیزای مغازه ای اصلا خوب نیس من ک ادم بزرگم وقتی بستنی یا لواشک یا چیپسی میخورم بعدش چنااان معده درد میگیرم دوس دارم بیارم بالا تا راحت شم.
عرق نعنا بهش بده.

نه بابا دیگه چیزی نده تا صبح بزار معدش استراحت کنه

خیلی هله هدله خورده

عزیزم قاطب پاتی خورده شکمش خالی باشه بهتر میخوابه
همیشه چایی نبات بهش بده بعد هله هوله خوردن

دختر منم رفلاکس داره، شوهرمم دقیقا مثل شوهر تو، واقعا بیشعورن

بهت حق میدم واقعا سخته

سوال های مرتبط

مامان پرهام مامان پرهام ۴ سالگی
سلام دوستان.
پسرم ۳سالشه.
دیشب گلاب به روتون یک عااالمه بالا آورد. حالا با اینکه این همه بالا آورده ، دیشب قبل خواب می‌گفت دلم درد می‌کنه. هی با گریه بیدار میشه و میگه دلم دلم.
میگم که بنظرتون چیکار کنم؟ چی بهش بدم؟

چون ۲روزی هست که گهگاهی میگه دلم درد می‌کنه لیست غذاهایی که طی دیروز خورده رو میگم برای شما هم تجربه بشه👇

صبح جمعه صبحانه رو چند لقمه نون ساندویچی بهش دادم با حلوا ارده (چون نون تازه نداشتیم)
قبل از ناهار هندوانه خورد (برای اولین بار امسال)
ناهار خونه مامانم زرشک پلو با مرغ بود، که اونجا هم برنج کم خورد ، بیشتر ته دیگ خورد.
شام : از همون برنج ها ناهار گرم کردم بخوره ، دیدم خیلی کم خورد رفتم براش تخم مرغ نیمرو کردم، با نون ساندویچی و بخاطر سس چند لقمه خورد. دوغ هم زیاد خورد هم وسط غذا ، هم آخرش.

بعد دیشب از صبح تا شب شکمش هم کار نکرد.

این روزها پارک هم زیاد رفته، ممکنه دست کثیف تو دهنش کرده باشه. نکنه ویروس گرفته باشه؟

حالا من میگم دیشب که اون همه بالا آورده ، چرا دلدردش خوب نشده ؟ چی بهش بدم امروز؟
(به جز آب جوش نبات و عرق نعناع.
ناهار هم برم یک ماش پلو ساده براش بذارم.)
مامان آوینا مامان آوینا ۳ سالگی
حالم از خودم و زندگیم و شوهرم و همه بهم میخوره
از ۸ صبح این بچه بیدار. میشه تا ۹ و ۱۰ شب
روزا بلند شده پدرم درمیاد غذا نمیخوره یا دائم در حال بدو بدو ام پشت سرش برا یه قاشق که اونم موفق نمیشم یا دارم میچرخونمش پارک تو کوچه تو حیاط و... دلم پر بود ب شوهرم گفتم دلم انقد گرفته یهو پرید بهم بسه دیگه بچه وظیفته خیلی کاری نکردی ی ساعت که میان خونه همش غر میزنی نزاشت اصلا حرف بزنم اومدم شام بدم دخترم نخورد دعواش کردم رفته زنگ زده مامانم میگه مامانجون مامانم منو دعوا میکنه (مامانم خیلی بشدت رو اوبنا حساسه میگه حتی کسی نگه بالا چشمش ابروعه)اونم هیچ نپرسیده که چرا سریع میگه اون مامان نیست که تو داری همش یا دعوات میکنه یا هی یه چیزی بهت میگه
ای خدا چرا هیشکی منو درک نمیکنه چرا یکی نمیگه بیا بشین درد و دل کن دلم ترکید از بی کسی دلم ترکید از این همه مسئولیت دلم ترکید از بی پولی دلم ترکید از اینکه هرکاری خواستم کنم پول نداشتیم
دردام به کی بگم دیگه


فرزند پروری پوشک مای بیبی ویروس بچه شیر شیرخشک پی پی ویروس بچه کولیک گریه
مامان قندکوچولو🙆🏻 مامان قندکوچولو🙆🏻 ۴ سالگی
امروز یه اتفاق خیلی بد واسه پسرم افتاد حالم از اون موقع بده هی اون صحنه میاد جلوی چشمم و حالم دوباره بد میشه 😞😞
بردمش دسشویی بعد گلاب به روتون پیپی داشت وقتی پیپی کرد من داشتم میشستم اونجایی که پیپی ریخته بود رو بعد پسرم عادت داره هی پامیشه میره یه طرف دیگه میشینه پیپی میکنه ، امروز نذاشتم گفتم همینجا فقط پیپی کن بعدکه کارش تمام شد موقع شستوشو پاشد رفت یجا دیگه بشینه یهو پشتش خورد تو دیوار و با سر و صورت پرت شد تو سنگ دسشویی و یه صدای خیلییییی بدی داد سرش و جیغش رفت بالا و خون از دماغش شروع کرد چکه کردن جیییغ میزد و گریه میکرد پیشونیش اندازه یه گردو اومد بالا و سیاه شد
منم همون موقع که این اتفاق افتاد حالم بد شد سرم سنگین و سِر شد و از شدت ترس گلاب به روتون شروع کردم بالا آوردن و دستو پام می‌لرزید
دیگه سریع با مامانم بردیمش بیمارستان و عکس هم گرفت از سرش گفت چیزی نیست فقط اگر بالا آورد باید ببریدش اسکن بشه
خیلی استرس دارم خیلی دارم دق میکنم از این قضیه 😭😭😭😭