۱۱ پاسخ

الان 3 ماهه میشه که پسرمو ندارم و تصمیم دارم زودباردارشم ولی میترسم بازم همچین اتفاقی بیفته خیلی استرس شو دارم 🥺 🥺 ❤️‍🩹 ❤️‍🩹

منم پسرم آسمونی شده هنوزم که هنوزه بعضی وقتا تو خواب خیال می کنم توشکمم هست ونباید به روی شکم بخوابم یابعضی. وقتا تواوج خواب فکر می کنم لگد میزنه 🥺 🥺 بعضی وقتا هم میگم چی میشد بچه منم سالم میموند وبه دنیا می اومد من با دوتا از جاریام باهم بارداربودیم الان اونا هردوشون زایمان کردن وبچه. هاشون سالمه میگم کاش پسره منم سالم به دنیا می اومد احساس پوچی وتهیی بودن دارم 🥺 🥺 🥺 🥺 🥺

من الان ۱۰ ماهه دخترم فوت کرد یک ماه و خورده ایش بود، بخاطر فشارریه و ی رگ جنینی که وقتی بچه دنیا میاد باید بسته بشه بسته نشد و بچم رو ریه هاش فشار اومد و آسمونی شد، روزای اول ماه های اول خ سخته هیج کس هم ممکنه درک نکنه چون بگن کوچک بوو و خاطره ای نداشتی باهاش و .‌‌...، ولی رفته رفته بهتر میشه آدم ، ولی از خدا میخوام برای ماهایی که درد از دست دادن بچه رو کشیدیم جبران کنه جاشو برامون سبز کنه دلمون آروم بگیره ، انشالله خدا ب دلامون نگاه کنه دلامون رو شاد کنه، رفته رفته کمی بهتر میشی

من ۶ ماهه ک پسرم پرکشید .شروع به اقدام کردم دوماهه. بشدت دلتنگشم شبی نیست گریه نکنم‌ کل وجودممم انگار نیاز داره که بغلش کنه ی حال عجیبیم .ولی خیلی خیلی میترسم چون دکترم گفت حتی با سرکلاژ هم باید کلا استراحت مطلق باشی ۹ ماهه .اگه دوباره اون اتفاق بیوفته میمیرم من دیگه

منم بچم آسمونی شده‌
۷ ماهه میگذره میخوام زود بچه دار شم ولی یه دلهره عجیب و زیادی دارم
دوستام میگن اول برو تراپی بعد باردار شو ولی خودم اصلا دوس ندارم درددل کنم برای کسی که نمیشناسمش
روزای سختی رو میگذرونم دور و برایم دوستام دوسه تاشون باردار شدن
وقتی میبینمشون استرسام ده برابر میشه که قراره برامن چی پیش بیاد

عزیزم فرشته منم به دنیا آمد ۸ماهه شد و از دستش دادم به خاطر نفهمیدن یه دکتر چی بگم فقط از خدا صبر می‌خوام خیلی خیلی سخته هیچ کلمه ای آرومت نمیکنه ولی چاره چیه زندگی ادامه داره من به خاطر دختر بزرگم بیشتر ریختم درونم چون دخترم 11سالشه خیلی صدمه خورد به خاطر این خودما جمع کردم ولی خدا می‌دونه و خودم که این شب ها چطوری میگذره افسرده شدم برام مهم نیست هرجوری برم بیرون اریش داشته باشم یانه لباس خوب باشه یانه به نظر خودم دیگه اون آدم قبلی نمیشم شکستم در شاد ترین روزم بازم غم داره دلم ولی خوب عزیزم من نه اولی هستم نه آخرین آدم مثل من خیلی ها هست زندگی کاری می‌کنه باهات که خیلی قوی باشی خداروشکر الان باردارم خودم زود خواستم چون هچی جوز بشه آرومم نمی‌کرد هیچگاه جای دختر عزیزم را نمیگیره ولی باهاش سرگرم میشی من بعد چند ماه از دخترم باردار شدم عزیزم اگه میتونی بچه دار شو باز خوبه برای من یه امید باز شد توی زندگیم انشالله که خدا کمکت کنه

۲۳هفته دوقلوهامو که با ای وی اف حامله شده بودم بخاطر نارسایی سرویکس از دست دادم‌۳/۲۷ پارسال ...داره یه سال میشه میتونم بگم‌کامل افسرده شدم و هر روز حمله ی پانیک میشم فشار خون‌عصبی گرفتم و تنگی نفس عصبی ...به هیچ‌وجه‌یه دیقه هم یادم‌نمیرن ...میخاستن بهم‌نشون ندن ولی من به زور خاستم ببینمشون نمیخاستم چشمم بمونه که چطوری بودن و ...۲۳هفته ی تموم تو دلم‌میگفتن الان‌چه شکلین شبیه کدوممونن وقتی دیدمشون دلم‌لرزید دست و پاشون دراز و بلند بود معلوم‌لودن قدشون کشیده س اونجا تودلم گفتم‌چه شبیه داداشمن

منم دوتا سقط داشتم کساییو میبینم که با من باردار شدن الان بچشون 3 ساله اس دعای خیر میکنم براشون ولی واسه خودم و همسرم ناراحت میشم که هنوز نتونستیم طعم شیرین پدر مادر شدنو بچشیم

برا من جنینم تو ۷ هفته ایست قلبی داشت

سال 94زایمان کردم بچم فقط یه ساعت زنده بود
دیگه چه میشه کردی
میشه یه درد همیشگی که همسناشو میبینی هی مجبوری بگی اخی کاش بچم بود
اما خدا صبر میده

مشکل بچت چی بود عزیزم منم یکی سقط داشتم

سوال های مرتبط