۱۲ پاسخ

من بین اینکه خونه برق بزنه و من خسته باشم، یا به اندازه ی کافی استراحت کنم و خونه هفته ای یک بار تمیز شه، دومی رو انتخاب کردم. چرا باید تا صبح بیدار بمونی خونه تمیز کنی؟؟!!
یه روز تعطیل با شوهرت تمیز میکنی دیگه.
الان تمیزی فقط در این حد ک چیزی تو خونه نریخته باسه ک مورچه بیاد.‌
ظرف نشسته نمونه. غذا هم گاهی اوقات در حد سیب زمینی و تخم مرغ کفایت میکنه

عزیزم شام خوب بخوره سیر بشه شبا دیگه اصلا بیدار نمیشه مگر دلپیچه ای چیزی باشه یا دندون دردی
الان با این سن شیر شب ۳ساعت و نیم اخه؟؟

من اگه خسته باشم دست به هیچی نمیزنم
یجوری رفتار کردم همسرمم چیزی نمیگه و استراحت خودم اولویته
بنظرم ادم خودش برای خودش ارزششو معین میکنه
چرا باید نصفه شب خونه تمیز کنی اخه!!!

منم خسته ترینم،اتفاقا میخواستم امروز بیام پست بذارم که وای چقدر خسته ام،ظرفیتم تموم شده،ولی تمام روز رو سکوت کردم تا خدای نکرده سر پسرم داد نکشم،تا لحظه آخر پسرم داشت نق میزد،بلاخره خوابید و من دوتا مدیتیشن انجام دادم ،بهتر شدم،تا قبل مدیتیشن اییینقدر حالم بد بود که فکر میکردم دیگه خوب نمیشم،الان پاشدم ظرفهارو شستم،اومدم یکم استراحت کنم بعد برم خونه رو مرتب کنم و جارو بزنم،همه جای خونه غذا ریخته

اگه شاغل نیستی وخانه داری انقد خودتو اذیت نکن
صبحها بچت خوابه کمی زودتر بیدارشو انجام بده کاراتو
من بااینکه صبحها اداره میام تا سه ونیم بیدار نمیمونم
سعی کن به بچت شیر خشک بدی کمکی حداقل شبها که انقد عذاب نکشی

منم خوابم واجب تره مغز باید استراحت کنه

من تمیزیو و نهارو میزارم وقتی طول روز خوابه،شب موقع کار نیست بدنت داغون میشه دختر
خونه رو یه بار اساسی تمیز کنی تا دوسه هفته با یه دستمال برق میزنه

من اگه خسته باشم اصلا دست نمیزنم به خونه در حد ظرف و جمع و جور گاهی غذام نمیپزم شوهرم میخره از بیرون یا شده خیلی وقتا میاد املت و نیمرو درست میکنه میخوریم

امین🥲🥲

دیگه همینه ماهم همینیم تازه من گاهی وقتا دخترم اجازه کار بهم نمیده مثل این دوروز ک داره دندون درمیاره از همیشه بیشترم غر میزنه

اخ گفتی
با اینکه بعضی وقت ها از همه چی خسته ای ولی بازم مجبوری به کارهات ادامه بدی خدا خودش واسه بچه هامون درست کنه

آره واقعا تکراری اما شیرین تنشون سلامت خداروشکر

سوال های مرتبط

مامان آقا رادمهر🩵 مامان آقا رادمهر🩵 ۱ سالگی
چند وقته که به خودم اومدم و از لاک یه مادر همیشه خسته ی درب و داغونی که داشتم اومدم بیرون.
سعی میکنم بیشتر به خودم اهمیت بدم تا پسرم در کنار یه آدم شاد بزرگ بشه نه کسی با لباسای شلخته و موهای ژولیده ازش نگه داری میکنه.
رژیمم رو سفت و سخت گرفتم و تا رسیدن به وزن قبل بارداریم ۵ کیلو اضافه دارم
هر روز صبح لباس مرتب میپوشم و موهامو مدل میدم
هر روز قرصای تقویتی مو سر ساعت مناسب میخورم و با پسر تا حد امکان نیم ساعت میرم پیاده روی یا تو خونه میرقصم.
هر روز این ساعت روز، حدودای ساعت ۵،۶ پسرم خوابه، غذام آمادس، خونه مرتبه و منم یکم ریلکس میکنم.
شبا هم قبل خواب روتین پوستی انجام میدم و هر روز حس میکنم پوستم دوباره داره شاداب میشه.
این کارا باعث شده خوش خلق تر و آروم تر باشم و بتونم با رادمهر که الآن دوره ی سختی رو میگذرونی هم بابت دندونای پشت سرهم هم شیطنتای عجیب و راه رفتناش بهتر رفتار کنم.
حس میکنم الآن دیگه کاااااااااامل با شخصیت جدید زندگیم یعنی مادر شدنم کنار اومدم، راه پر چالشی رو تا اینجای کار گذروندم و چالشای بزرگ ترش مونده
به امید اینکه مادر خوبی برای بچم یا بچه هام باشم.🤲🏻🤲🏻🤲🏻


فرزندپروری
مادر
کودک