یه خبر خووووب 🥹
دیروز انقد ناراحت بودم گفتم براتون که به کاردرمانگر گفته بودم مشکل بچم داشته اونجا به یکی می‌گفته که یه نفر بچشو آورده بوده اونجا میگه بچه منم مشکلش همین بوده و فلان قرص تشنج میدادن و لباس کبود می‌شده و ....
شمارمو از منشی گرفته بود آقاهه امروز زنگ زد گفت من بردم پیش فلان دکتر توهم ببر همه مشکل بچه منو داشت بچش الان حالش بهتر شده میگه از آلرژی و رفلاکس شدید با دارو حل میشه 😭😭😭💔💔💔💔
خدا به دلم نگاه کرد یعنی از ظهر که حرف زدم با آقاهه دلم مثل مرغ سربریده اس همش می‌ره این‌ور اون ور
از دعای شما هم بوده منی که درونگرا بودم اینجا دردامو میریختم با دعای شما داره کارم انگار راست و ریست میشه توروخدا تو این عیدی برام دعا کنین بازم خبر سلامتی دخترم بدم 😞
خستم به خدا بچه نه غذا میخوره نه آب پوشکش خشکه خشکه من چه مامان بدی ایم 😭😭😭
هرکار میکنم بچه غذا نمی‌خوره آب نمیخوره حالش بد میشه ای خدا یعنی میشه بچم و مامانم خوب بشن من جز اینا کیارو دارم نه خواهر دارم درددل کنم نه مامانم سالمه دردامو بگم میریزم تو خودم آخر میپوکم 😔😔😔





فرزند پروری کولیک نوزاد مادر بچه کودک تخت عروسک کالسکه

تصویر
۷ پاسخ

چقدر خوشحالم برات خدارو شکر
انشالله که زودتر سلامتیشو بدست بیاره

عزیز دلم بخدا من همیشه برات دعا میکنم تاپیک قبلی بهت گفتم احتمالا رفلاکس داره پسر منم داره هم آلرژی هم رفلاکس هنوز خوب نشده خیلی سخته

بخدا دخترعمه منم این مشکلو داشت اونم دوسه سال درگیر بود بعد دکترا گفتن از رفلاکس و نمیدونم گلوشم چی بود عمل کردن الان امسال کلاس دوم امیدت بخدا باشه

انشاالله با خبرای خوش بیای به همونمون از سلامتی کامل دخترت بگی به همین شب عزیز..دلتون همیشه شاد تنتون سلامت..از آقا امیرالمؤمنین بخواه بدون دست پر برات میخواد

مطمئن باش توبهترین مامانی انشالله به حق دختر۳ساله مشکل دخترت حل میشه❤

برو همین دکتره انشاءالله به حق امیرالمؤمنین دخترت خوب خوب میشه نگران نباش توکل کن برخدا

نه عزیزم توبهترین مادر دنیایی .توکلت بخداباشه انشالله مشکل دخترت حل بشه برات دعا میکنم😊

سوال های مرتبط

مامان فندوق🩷 مامان فندوق🩷 ۱ سالگی
چه قد بدم میاد همش میام اینجا غم و غصه هامو میریزم شما ناراحت میشین 😔
خیلی خیلی ببخشید ولی من نمیتونم با کسی دردودل کنم چیزی هم بگی بدم میاد از نگاه ترحم بقیع
ولی شما منو نمیشناسین ترحم هم کنین چیزی نیست
امروز صبح گفتم که با چشای پف کرده شروع میکنم روزمو
امروز دوباره دخترم حالش بد شد دارو میدادم دختر و بزرگم برای اولین بار دست و پا زدن آبجیشو میدید خیلی ترسیده بود گریه میکرداااااا 😭😭😭
برای اولین بار دوتا شونو گرفتم بغلم خودم از ته دل گریه می‌کردم به این سرنوشت به این حال و روزمون دخترم می‌گفت مااامان آبجی که بهترین دکتر می‌بری تهران چرا باز حالش بد میشه خدایا من هیچ نمی‌خوام فقط ابجیم حالش خوب بشه 😞😞😞
از ته دل هق هق میکرد منم گذاشتم گریه کنه بعد آرومش کردم گفتم مامانم این روزا میگذره تموم میشه تو باید قوی باشی آبجی قوی باش تو گریه کنی ناراحت باشی من می‌شکنم
واقعا از صبح تا حالا اصلأ حال ندارم گریه بچم منو داغون کرد به قول یه مامانی میگه چندبار باید دلمون بشکنه تا خدا دلش به رحم بیااد 🥲




فرزند پروری کولیک نوزاد مادر بچه کودک تخت عروسک
مامان فندوق🩷 مامان فندوق🩷 ۱ سالگی
سلام عزیزان 🥺
من امروز رفتم دکتر به قدری شلوغ بود که نگو البته من نفر اول رفتم ولی خیلی بالا و پایین رفتم برای سونوگرافی شکم و لگن و ...
والا اونجا دوبار حال دخترم بد شد نفر ۳ بودم گفتن اولین نفر برو معاینه کرد دکتر و سوال پرسید منم جواب دادم گفت احتمال رفلاکس هست ولی یه سونو شکم و لگن بگیر ببینم در چه حد و سر مری یا معده یا همچین چیزی بازه که گاز میده بالا ماهم اومدیم سونو دادیم همون جا خانم دکتر گفت که رفلاکس شدید داره دهانه باز و اسید معده من میبینم برگشته به معده باز 😭💔
دیگه با توجه با دارو و اینایی که میخوره گفت اسپاسم شیرخوارگی داره دارو تشنج قطع نکن سرخود ولی با خوردن این داروها هم خیلی بهتر میشه یه قرص داد یه پودر و یه ویتامین بعد یکماه باز ببرم پیشش
تست آلرژی گفت بده ولی من ندادم
از فردا هم دارو ها می‌خوام شروع کنم
پر کل راضی بودم وقت زیادی گذاشت دکتر خیلی مهربان و با ادبی بود 🥰

وقتی پرونده دخترم میدید گفت باریکه الله به شما که از هیچ تلاشی برای دخترتون کم نداشتین اونجا یه ذره خیال من و شوهرم راحت شد 🌱چون همش عذاب وجدان دارم بابت بچم 🥺




فرزند پروری کولیک نوزاد مادر بچه کودک
مامان محیا و تودلی مامان محیا و تودلی هفته سی‌وهفتم بارداری
تا یادم نرفته اینو بزارم برای مامان هایی که مثل دختر من بدغذا هستن و به زور چیزی رو پسند میکنن🥴 این پنیر میهن برای کودکان عالیه محیا خیلی دوستش داره صبحانه خالی میخوره، امروزم باز گردو رو به منو صبحانه اش اضافه کردم و فهمید و نخورد تف کرد 😑اصلا لب به مغزیجات نمیزنه،حالا از اینور هم مامانم بهم استرس و فشار روحی میده که آرررره تو مادر خوبی نیستی به بچه خوب نمیرسی از اون گردو و بادام بده بچه بخوره جون بگیره و فلان هزاربار گفتم دوست نداره نمیخوره برگشته میگه نههههه تو از تنبلی نمیاری بدی دست بچه😒 آخه مادر من تو مگه هر روز خونه کنی که زحمات منو ببینی؟! چطور بچه نگه داشتن منو ببینی؟! فقط بلدی از پشت تلفن حرف بارم کنی من مادر این بچه هستم هیچکس هم اندازه من به این بچه نمیرسه بخدا ولی خب چیکار کنم بدغذاست بعضی چیزا رو لب نمیزنه، میگه نههه تو بلد نیستی قلق بچه ات رو بهش بدی بخوره😑 وگرنه خوروندن اونا به بچه که کاری نداره، حالا بیا حالیش کن نه این راه درستی نیست بچه از غذا زده میشه و اینا خلاصه حوصله بحث باهاش رو ندارم میگم آره تو راست میگی حق با شماست
مامان فندوق🩷 مامان فندوق🩷 ۱ سالگی
اومدم بعد چند ماه خونه مامانم دخترم سر سفره حالت خفگی گرفت غذا میدادم یکی دوبار اینجوری شده 😭😭
مامانم خودش چشماش بخاطر دیابت تزریق می‌کنه نمیتونه قشنگ ببینه غصه اونو می‌خورم دخترم هم اینجوری همه جوره فشار رومه 💔
امروز میخواستم برم کاردرمانی گفت منم میام حالم بده میشه خونه گفتم نیا بدتر میشی اومد اونجا بچه ها گریه می‌کردند قندش افتاد حالش خراب شد
منشی اونجا دوستمه میگه چته میخوای گریه کنی میگم آره میگه قیافت داد میزنع 💔🥺
امروز روز عید توروخدا با دلای پاکتون جون بچه هاتون جون عزیزاتون برای دخترم و مامانم دعا کنین حالم خیلی‌ خرابه پشت فرمون هی چشمام پرو خالی میشد میگفتم می‌خندیدم مامانم غصه نخوره میگه غصه تو منو بدتر می‌کنه میزنم به در بیخیالی قربون صدقه اش میرم آروم بشه ولی قلبم میخواد وایسه منی که از گل به پدرو مادرم نگفتم به کسی اذیت و ازار نرسوندم قایمکی به هرکی دستم اومده بخشیدم حتی اگه لنگ بودم این نبود قسمتم 🦋


فرزند پروری کولیک نوزاد مادر بچه
مامان سدنا مامان سدنا ۲ سالگی
وقتی جگرگوشه ات مریضه . اونم از اون بچه های بد مریض .در حال عادی اهل غذا خوردن نبود .الان با وجود این ویروس لب به غذا نمیزنه .بزور داروهاشو بهش میدم جیگرم براش میره که اونطوری تقلا میکنه که نخوره . از ی طرف تهوعش از طرف دیگه اسهالش. وای بمیرم براش برای اسهال چه عذابی میکشه با اینکه همون لحظه میشورم پمادم طبق دستور پزشکش بعد شستن میزنم بهش ولی بچه ام کباب شده . خب غذا نمیخوره که جون بگیره . امروز لباش دیدم ترک خورده . زیر لباش همه پوستش انگار کنده شده. چون اب بزور بهش میدم . بچه ای که اب دوست داشت . الان آبم بی اشتها به زور میخوره .نه اینکه بریزم حلقش نه . ولی ی کوچولو میخوره دیگه نمیخوره .
کت ماست میذارم جلوش میگم بیا به نی نی بدیم . اصلا خودت بده میگه نه گریه میکنه میره . ماست و یوگومی رو امروز با گریه دادم بهش . هر چی دل رحمی میکنم بدتر نمیخوره . موز قبلا میخورد الان میگه (موس نه)(سیب نه) .یعنی هیچی هیچی نمیخوره . دیشب دکتر بودیم .دکترش گفت اگه تا 5روز اسهالش طول کشید باید آزمایش بده . اگه خوب نشه شنبه باید ببرمش آزمایش
یعنی با این نخوردناش خوب میشه . انقد دلم پره .دارم با گریه مینویسم نمیدونم چرا ولی دلم میخواد بنویسم . دختر شیطون بلای من الان بی حال رو پاهامه و من هیچ کاری ازم بر نمیاد