۹ پاسخ

وای من زایمان سوممه از الان فکرم مونده پیش دخترم و پسرم حالا پسرم زیاد وابسته نیست بزرگ شده ولی دخترم ۳سالشه و شدیداً وابستمه بهش فکر میکنم دلم میترکه

منم دلم پیش پسرم بود اومد داخل بیمارستان داخل بغلم خوابید یک ساعت بعد بردنش

منم دق کردم دو شب بیمارستان بودم اونم تو اوج حملات وموشک دوتا بچه هام خونه بودن تا صدای جت و انفجار میومد دلم هری میرخت که بچه هام سالم هستن یا نه !!!خیلی حس بدی بود😭

وای منم۳شب برای انقباض بستری بودم همه شب رو برای دخترم گزیه میکردم بمیرم براش😭

الهی🥺🥺🥺🥺

گریه نکن من گریع کردم فشارم زد بالا ی شب دیگه موندم این روز دیگه باز از بس حرص خوردم و راه رفتم ضربان قلبم زد بالا

وای منم همش به همون روزی ک قرار زایمان کنم فکز میکنم ک پسرمو چیکار کنم
خیلی قلق داره کسی مثل خودم نمیتونه مراقبش باشه 😫😫😫😫

واااااااااای خیلی سخته
من با اینکه بچه سومه الان دل کندن از بچه اول و دوم خیلی سخته هر موقع به این موضوع فک میکنم گریم میگیره .
اانشاالله بسلامتی از بیمارستان بیای بیرون و بری پیش بچه های قشنگت

عزیزم بسلامتی انشالله فردا سلامت برمیگردی پیشش

سوال های مرتبط