۴ پاسخ

من دخترمو ی سالو نیم از شیر گرفتم خیلی راحت بود بچه هرچی بزرگتر بشه سختتر میشه

من امروز ۲۷روزه ازشیر گرفتم همچنان روزها سراغ شیر میگیره

دیگه شیر عین عزیزترین شخص برا بچه حساب میشه وقتی ازش گرفته بشه انگار بهترین چیز زندگیشو از دست داده چون وابستگی زیادی دارن نسبت به شیر وطبیعیه که بغض کنند بغلش کن بوسش کن تا بفهمه محبت فقط شیر خوردن نیست وبغیر ازشیر یه آغوش وپناه مهربون هست که همیشه بهش پناه ببره ..دیگه اول و آخر هممون باید بچه رو ازشیر بگیریم نمیشه کن تا همیشه بخورن عذاب وجدان نگیر میگذره این روزها وبچه کم کم یاد میگیره که بهترازشیر غذاهای خوشمزه و رنگارنگ هست وفراموشش می‌کنه🫶🥰

منم دخترمو دو. روز بود شیر نداده بودم هی میگفتم اصلا انگار شیر نخورده بهونه نمیگیره نمیخوادش.اما امشب تا11.30گریه کرد براش با گریه خوابید همین نیم ساعت قبل با گریه وجیغ بیدار شد هی میگفت ممه میخوام الانم رو پام خوابیده واقعا سخته هر دومون اذیتیم،اما خب شیر هم میخورد تا صب سینم تو دهنش بود خیلی اذیت میشدم طوریکه صبحها از درد پهلوم نمیتونستم بلند شم

سوال های مرتبط

مامان محمد علی مامان محمد علی ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن پسرم
پسر من آخر این هفته دوسالش میشه و من میخواستم تا اخر دوسالگی بهش شیر بدم ولی چون چند روز بعدش وقت پریود شدنم بود نخواستم تداخل پیدا کنن بخاطر همون یه هفته زودتر از شیر گرفتمش
چهارشنبه صبح از خواب بیدار شد دیگه بهش شیر ندادم از دارخونه تلخک گرفتیم زدم یبار که اومد سمتش خورد حالت تهوع گرفت بعدش دو سه بار دیگه اومد بو کرد بوش حالشو بهم میزد دیگه سمتش نیومد هی گفتم اوفو شده.تلخک مزه و بویی خیلی زننده ای داره.دیگه از بعدازظهرش سینه هام شروع کردن به پر شدن پسرمم هی بهونه میگرفت از عصر بردیمش پیاده گردوندیمش تا شب که بلکه خسته شه بخوابه خودمم سینه هام بشدت پر شده بودن ولی دردش آنچنانی نبود شب موقع خواب بزور خوابوندمش حدودا یه ساعت خوابید دوباره بیدار شد گریه کرد هی بهونه میگرفت تو فلش برنامه کودک یوز و پسر دلفینیو زدیم تا صبح هی اونو نگا میکرد صبح ساعت حدودا ۷ اینا خوابید تا ۱۱ ک بیدار شد باز هی بهونه میگرفت دوباره با همسرم از عصر بردیمش تا شب پیاده گشتیم شب که خوابوندمش باز بعد یه ساعت دیگه بیدار شد برداشتم بردمش هال گذاشتمش رو پام دیگه زمین نذاشتمش چند ساعت هر سری که بیدار میشد بهش آب میدادم سری میذاشتم روپام تکونش میدادم اینجوری شد که عادت کرد به آب خوردن چون به شدت به شیر شب وابسته بود من فکر میکردم خیلی سختر از این باشه خودمم برا درد سینه هام دوبار استامینوفن خوردم کلا دوروز یکم درد داره بعدش دردش کم کم از بین میره برا من الان خیلی بهتر شده
و اینکه اشتهایی پسرم بشدت زیاد شده ولی خداروشکر الان بعد از شیر گرفتن صبحا که بیدارمیشه خودش درخواست خوردنی میده
و اینکه اصلا یبوست نشد چون هی بهش آب میدم
سوالی داشتین در خدمتم
مامان تیام مامان تیام ۲ سالگی
#فرزندپروری#شیرخشک#پوشک

تجربه خیلی سخت ازشیرگرفتن پسرم
روز اول صبح که قطره تلخک رو زدم گذاشت دهنش سریع دراورد دیگه نخورد گفت ماما ممه اَع تاخواب ظهر چیزی نفهمید تو خواب ظهر یه کوچولو گفت ممه بعد پستونک گذاشتم دهنش خوابش برد جالب اینجا شیرگاو یا پاستوریزه رو هم نخورد
به شب که رسیدیم بدتر شد تا ساعت ۲بی قراری و گریه بزور بالاخره خوابید ولی امروز صبح ساعت۶/۳۰بیدارشد یکسره گریه کرد تا۹/۳۰ بعد یه ساعت بازی کرد نصف شیرموز خورد بعد مجبور شدم سینه هامو بدوشم خیلی ناراحت بودم گفتم دوباره بدم ولی به هیچ عنوان لب نزد فقط باهاش بازی میکنه لپشو گذاشت رو ممه ساعت ده و نیم صبح خوابید تا ۱/۳۰ظهر بعد بیدار شد یکم غذا خورد رفتیم باغچه تاساعت ۷بازی کرد بعد تو ماشین بهم گفت ممه دراوردم دوباره لپشو گذاشت روش خوابید تاالان که هنوز خوابه
فقط مشکل اینجاس جاگزین نمیکنه چیزی رو واین خیلی بده فعلا یه دونه شیرخشک گرفتم ببینم میخوره شبا بجاش بدم خیلی روزای سختی هست😑😮‍💨😓
مامان 🧚‍♀️دیارا🧚‍♀️ مامان 🧚‍♀️دیارا🧚‍♀️ ۳ سالگی
بیاید از تجربم بگم از امروز که استارت قطع شیر رو زدم....
امروز به شوهرم گفتم تلخک بگیره و همزمان یهو به دهنم رسید رژرو امتحان کنم🫠رژقرمز جیغ🫠
زدم و ساعت ۱۱دخترم بیدار شد و سرگرم کردم و ...تا۱۲ونیم که طبق معمول رو مبل نشیتم که با دوق دوید سمتم که جی جی بخوره. گفتم آی اوف شده و کشیدم بالا 😔😔😔
وای مامانا چقد دردناک بود😭😭😭😭
تا دید چنان بغض کرد که واقعا قلبم درد گرفت منم بغض کردم و جفتمون مثل ابر بهار گریه کردیم 🥹🥹🥹🥹
بغلش کردم راش بردم بعد گفتم کرم بیاریم بزنیم خوب بشه ...یکم زد خودش لباسو کشید پایین و گفت نه نه ...دیگه بچم اسم جی جی نیاورد 😔😔
ولی بیتابی کرد و دلش بغل میخواست ...
تا یک ساعت پیش رفتم شستم و گفتم بابا بیا کرم بزن خوب بشه ....
گفتم دیارا جی جی خوب شد تا دید چنان جیغی زد و ذوقی که خدایااااا نمیدونید چی حالی شدم ..... با ذوق خورد و خوابید ...
چند روزه شیرو کم کرده بودم شبا هم چند قورت میخورد میگفتم بسه و ماساژش میدادم بخوابه ...
امروز اصلا شیر ندادم تا شب ...چند شبم همینطور کم شیر میدم و کلا تمام....

ولی مامانا فکر کنم یکی از سخت ترین و حساس ترین دوران قطع شیر باشه خیلی باید قوی باشیم ....
❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹